هیمآ...♡
حلما دختر خردسال شهید پوریا احمدی خطاب به رهبر انقلاب: حالا که به سن تکلیف نرسیدم، میشه شمارو یه کم
ای خدااااااسمجسمسجسممسنیتتیسنحسسننینص😭😭✨✨
میگه بیکاری؟ میگم نه.
میگه از صبح سرت تو گوشیه هاا :/
اخه یکی نیست بگه به تو چه که من از صبح چیکار میکنم؟!
همه تو مدرسه جمع شدیم
انقد جیغ زدیم
انقد داد زدیم
که الان دیگه حنجرهمو دارم از دست میدم
سلااام، دخترم انقد مودب حرف زدی که الان اصن دیگه احساس میکنم معذبم واسه جواب دادن😂❤️
من به مامان شون چون سادات هستن میگم "مامان سادات" به بابا شون هم همون بابا.
ایشونم به مامانم میگن همون مامان، به بابام هم میگن "حاجی" یا در موارد خیلی اندکی همون بابا😂
در مورد جلسه های خواستگاری واقعا نمیتونم چیز دقیقی بگم چون خیلی بستگی داره به چیز های مختلف. مثلا به اینکه طرف از قبل آشنا بوده یا نه؟
تایم صحبت کردن تون چند ساعتهست؟ فقط قراره توی خونه حرف بزنین یا بیرون هم میرین؟ و...
ولی خب معمولا دیگه کمتر از ۳ جلسه صحبت کردن زیاد مطلوب نیست...
در مورد برگه عقد هم راستشو بخوای من خودم بعد از اینکه همه امضا هارو زدم نشستم کامل خوندمش🤣 البته مشکلی هم با چیزایی که امضا کردم نداشتم...😁
ولی شما این کار منو نکنین، چند روز قبل از عقد توی نت سرچ کنین و بند های عقدنامه بخونید که اگر چیزی باب میل خودتون یا خانواده تون نبود سریعتر بتونید با خانواده طرف مقابل درمیون بذارید و به تفاهم برسید✨
خب میتونم بگم دو هفته گذشته، از حرفه ای ترین و خفن ترین دو هفته های زندگیم بود...
الان دیگه برام مهم نیست نتیجه چی میشه؟ چوم اون چیزی که همه مون میخواستیم رو به دشت اوردیم، اونم رشد و بزرگ شدنه :)
ما، همممه مون یه عالمه رشد کردیم و بزرگ شدیم... مثل هرسال، مثل هر ورکشاپ، مثل هر بهمن... :]
نمیخوام بیشتر از این بگم ولی فقط اینو خواستم بگم که با تک تک سلول های بدنم خوشحالم که تو همچین محیط حرفه ای، با ادم های حرفه ای کار کردم و درس یاد گرفتم... حتی اگر توی این مجموعه خیلی کوچولو بودم، ولی بودم...