امشب خونه مامان جونم افطاری دعوتیم
حالا منو مامانم:
من: مامان شوخی نکن باهام نمیشه این لباسو بپوشی
مامانم: خییییلی هم قشنگه همینو میپوشم
من: مامان تروخدا اذیت نکن کی واسه افطار اینو میپوشه اخههه
مامانم در حالی که میخنده: حالا ببین خالت چقد بهم بخنده😂
همچنان من در حال حرص خوردن: منم الان بهت میخندم خبببب
مامانم در کمال خونسردی: حالا حرص نخور فشارت دوباره بالا پایین میشه
وی در کمال آرامش چادرش رو سرش میکنه و اتاق رو ترک میکنه و میره...
هیمآ...♡
امشب خونه مامان جونم افطاری دعوتیم حالا منو مامانم: من: مامان شوخی نکن باهام نمیشه این لباسو بپوشی م
*لباسی که پوشیده بود لباس سنتی یک ملیت خاص بود
*البته که آخرش قرار شد برای مهمونی واسش لباس ببرم عوض کنه😂🤲
فشارم دوباره اومده پایین
بابام تند تند داره چیز میز و قرص میده بخورم
داداشم در سکوت داشت نگام میکرد
بعد که بابام رفت قرص بیاره اومد پیشم یواشکی گفت: نترس الان برات شیرموز درست میکنم حالت خوب میشه...
عاشقشم😭😂
هدایت شده از مجهولات
این تستم در راستای خودشناسی خیلی جاذاب و مفیده✨
https://www.alimirsadeghi.com/-william-glasser-needs-test