از در اومد تو، انقد گریه کرده بود که چشماش کاسه خون بود، بینیش قرمز شده بود و لبش هم متورم بود.
جواب "خوبی؟" گفتن های بقیه رو زیرلب داد و رفت سر جاش نشست...
سعی کردم توی جمع روش زوم نکنم که اذیت بشه، پنج دیقه گذشت پاشدم رفتم پیشش، آروم گفتم خوبی؟ میخوای حرف بزنی؟ یا میخوای بغلت کنم؟ سرش رو به معنی آره تکون داد و با چونه ای که از بغض میلرزید سرشو گذاشت تو بغلم و گریه کرد.
تو سکوت کلاس که بقیه داشتن درس میخوندن، آروم آروم هقهق میکرد و اشک میریخت... منم بدون حرف زدن فقط بغلش کرده بودم و آروم موهاشو نوازش میکردم.
چند دقیقه ای تو همون حالت بودیم که بلند شد. پرسیدم: بهتری؟ میخوای در موردش حرف بزنی و بگی چی شده؟
سکوت مطلق بود.
ادامه دادم: دعواتون شده؟!
با همون بغض و صورت قرمز شده سرشو به نشونه مثبت تکون داد...
(چند ماهی میشه که عقد کرده)
نفس راحتی کشیدم با خنده گفتم: دیوونه طبیعیه خببب😂
با صدای لرزون گفت: دفعه اول نیست آخه!
گفتم: باشه خب همینه دیگه... انقد تو سر و کله هم میزنید تا آدم شین😂
وسط گریه هاش خندید، همین کافی بود.
ادامه داد: فشار همه چیز رومه، کنکور، درس، بحث هام با محمدحسین (همسرش) و...
لبخند زدم و گفتم: میفهممت، بیشتر از هر کس دیگه ای... خیلی قوی و شجاع هستی که مسئولیت همه اینا رو به عهده گرفتی. یه نگاه به دور و بر خودمون بکن، چقد هستن بچه هایی که از هفت دولت آزادن... ولی تو داری سختی میکشی، و توی همین سختی برات رشده :)
نزدیک یک ساعت باهاش حرف زدم، آخراش قهقهه میزد و از خاطراتش تعریف میکرد.
خبری از قرمزی چشماش، بینیِ سرخش و لبای متورمش نبود...
تایم مطالعه بعدی شروع شد و مسئول مون به زور صحبت مون رو قطع کرد.
بلند شد و بغلم کرد. حالش واقعا خوب شده بود. واقعنه واااقعا
و من خوشحال ترینم، از اینکه تونستم حال آدمی که حتی به زور با بقیه حرف میزنه و به شدت درونگرا ست رو خوب کنم...
بحث و دعوا نه تنها طبیعیه، بلکه لازم هم هست. ( به شرط رعایت کردن خط قرمز ها) چون واقعا باعث شناخت بیشتر میشه.
اما در مورد اوایل عقد، یه استثنا وجود داره. اونم اینکه اگر عقد در صورتیه که بدون محرمیت قبلی بوده، خب بحث زیاد براش طبیعی نیست. چون دو طرف تازه بهم محرم شدن طبیعتا سعی میکنن بهترین ورژن خودشون رو نشون بدن، و خب اگر در این بهترین ورژن، باز هم مدام دعوا و بحث پیش بیاد حقيقتا طبیعی نیست و بهتره با مشاور صحبت بشه. ( البته که کمک گرفتن از مشاور همیشه لازمه و کمک کننده ست)
اما اگر عقد، قبلش یه مدتی صیغه و محرمیت بوده، وجود بحث های کوچیک توش طبیعیه و اگر درست مدیریت بشه مفید هم هست
دیشب رسما داشتم گوله گوله اشک میریختم و گریه میکردم و واقعا نمیدونستم که چرا؟ :)
هدایت شده از ܣࡅ࡙ـࡐߊ|𝐇𝐢𝐯𝐚
این پیام رو #فور کنید
ی جمله قشنگ از کانالتون فور میکنم