مگه تو همونی نبودی که بهتر از همه میدونستی من جقدر عزت نفسم برام مهمه؟
اونقدر که جلوی کسی گریه نمیکنم به جز تو هیات.
اصن خودتم به جز توی روضه، جای دیگه گریه من ندیده بودی.
حالا تو که انقد منو میشناختی، الان چرا به خاطر یه سری رفتارام که یه خاطر حفظ عزت نفسمِ سرزنشم میکنی؟
ول کنید.
باید جلوی مغز و دلمو بگیرم.
من رفته بودم مشهد و آقا حساااابی دوپینگم کرده بود.
با انرژی اومدم. نمیذارم یه سری افکار شبانه و احساساتِ تلخِ و عمیقِ نه چندان قدیمی! دوباره حالمو بگیره.
من قوی برگشتم.
من مثبت برگشتم.
من دلمو به آقا سپردم، حیفه دوباره غبار غم بشینه روش.
بیا دوباره مثل همه این چند روز نادیده بگیرمت...
عوض شدنت رو
نبودت رو
اذیت کردن هاتو
بیا نادیده بگیرم شون... :)
آخه درد اینجاست یه عالمه حرف رو دلمه که نه میام به خودت میگم نه حتی اینجا میگم نه حتی برای خودم تنهایی به زبون میارم!
فقط رو دلم میمونن و میسوزونن...
من از صبح درگیر عکاسی کردن بودم و واقعا همه تلاشمو کردم میشه دعا کنین استادمم راضی باشه و تایید شون کنه؟ 🙂❤️