هدایت شده از مجهولات
به لینک زیر سایت رهبر انقلاب وارد شوید و از قسمتی که در عکس مشخص شده گزینه کمک به مردم غزّه را بزنید...
هرچه میتونید حتی شده ۱۰ هزار تومان!
اصلاً به این فکر نکنید الآن راه اونجا بسته است
فقط بگو خدایا من بیتفاوت نبودم
من تماشاچی نبودم و کمک کردم
یا علی مدد
https://www.leader.ir/fa/monies
بچه ها میخوام یه چیزی بگم که میدونم بعضیا تو دلشون هم که شده قضاوتم میکنن ولی خب باید بگم.
از الان هم بگم که این صرفا نظر شخصی منه
جدیدا توی خیلی از کانال های بعضا پر مخاطب! میبینم که هی دارن به پزشکیان فحش میدن و بد و بیراه میگن و... (دقت کنید! نقد نمیکنن! فحش میدن و چرت و پرت میگن!)
و خب این حقيقتا برای من آزار دهنده ست...
آیا من عاشق و مجنون پزشکیانم؟ خیر.
آیا بهش رای دادم؟ خیر
آیا قبولش دارم؟ خیر
آیا ازش راضیم؟ خیر
آیا طرفدارشم؟ بازم خیر
اما حرفم چیز دیگه ای هست.
ما الان چه خوشمون بیاد چه نیاد. از بخت خوب یا بد مون این ادم رئیس جمهور مونه.
کاریش هم نمیتونیم بکنیم متاسفانه😂
ولی! آیا این دلیل میشه که بهش فحش بدیم؟ خیر!
آیا دلیل این میشه که بدون نگرانی برای آخرت مون قضاوتش کنیم و هرچی از دهنمون در میاد بهش بگیم؟ خیر!
من نمیگم قربون صدقهش بریم و بهبه و چهچه کنیم براش!
حرف من اینه که الان که حضرت آقا تاکید مؤکد به حفظ انسجام و همدلی ملی دارن، ما باید اولویت مون رو از فحش دادن به پزشکیان به محکم نگه داشتن همدلی مون، تغییر بدیم...
هیمآ...♡
اما حرفم چیز دیگه ای هست. ما الان چه خوشمون بیاد چه نیاد. از بخت خوب یا بد مون این ادم رئیس جمهور مو
آیا این حرف یعنی طرفدار پزشکیان بشیم؟ خیر
آیا این حرف یعنی بهش نقد نکنیم؟ صد درصد خیر!
آیا این حرف یعنی چشم بسته قبولش داشته باشیم؟ معلومه که خیر...
من فقط دارم میگم، اگه فحش دادن و بد و بیراه گفتن به این ادم باعث بهم ریختن همدلیِ عمومی میشه و آتیش به پا میکنه، لطفا به این آتیش دامن نزنیم!
بازم میگم این به این معنی نیست که کلا سکوت کنیم و قبولش داشته باشیم و نقدش نکنیم!
به این معنیِ که نفرت پراکنی نکنیم.
همین.
آره عزیزم منم دوست داشتم بگم چقدر از اینکه مدام در کنارتم و هی هر روز یه جوری باهات در ارتباطم خوشحالم، ولی متاسفانه باید بگم درود بر دوری و دوستی!
درودِ فراوااااان بر دوری و دوستی...
یه بار یه عزیزی بهم گفت:
خدا میزان رنجی که هر ادم توی زندگیش باید بکشه رو مشخص کرده.
یعنی از اول گفته فلانی، توی زندگیش مثلا ۱۰۰ واحد سختی باید بکشه.
حالا ما هی فکر میکنیم میتونیم از سختی هامون فرار کنیم. در صورتی که ما هرکاری بکنیم، ممکنه بتونیم کیفیت و ظاهر سختی مونو تغییر بدیم، ولی کمیت و مقدارش همونه.
مثلا ما فکر میکنیم فلان شغل خیلی برامون سخته. پس رهاش میکنیم. فکر میکنیم تونستیم از دستش خلاص بشیم. ولی حقیقت اینه که ما از "شکل" اون رنج فرار کردیم! نه از خودش!
یعنی اگر قرار بوده اون شغل ۵۰ واحد رنج و سختی به ما تزریق کنه، بعد از رها کردنش اون ۵۰ واحد دود نمیشن برن هوا.
میرن و توی یه قالب دیگه به ما تزریق میشن. مثلا تبدیل میشن به حضور یه آدم سمی توی زندگی مون یا خدایی نکرده یه شکست بزرگ و...
پس یعنی در کل راه فراری از رنج نیست.
مدلش ممکنه عوض بشه، ولی مقداری که خدا مقدر کرده نه...
هیمآ...♡
یه بار یه عزیزی بهم گفت: خدا میزان رنجی که هر ادم توی زندگیش باید بکشه رو مشخص کرده. یعنی از اول گفت
اینو که که گفت به این نتیجه رسیدم که شُل کنم.
یعنی بذارم خدا همونجوری که میدونه سختی منو بده. من خودم مدل سختی مو عوض نمیکنم.
دیگه خودش هرجوری صلاح میدونه همونجوری درد بده و بعدش درمونش رو هم بده...