هر یدونه منطقه مسکونی جدیدی که میزنن دلم میخواد ببینم امثال زیباکلامِ احمق چه حسی دارن؟ هنوز دارن تز میدن که نه ما نباید سلاح داشته باشیم؟
ما چون مرگ بر آمریکا و اسرائیل میگیم میخوان بهمون حمله کنن؟
مردک بی مغز :/
هدایت شده از علیرضا زادبر
مزخرف میگویی
جناب رامبد جوان هم مثل جناب علی دایی مزخرف می گوید. جملات کلی، ایران گرایی فیک، عدم نام بردن از دشمن متجاوز، دوپهلو حرف زدن!
همه اینها به کنار! جناب رامبد جوان می فرماید: این خاک هیچ گاه تسلیم نشده!
خب مزخرف میفرمایید. اتفاقا در دویست سال گذشته تسلیم شدیم. پس در ترکمنچای آن هفده شهر و منطقه چه بود که از ایران جدا شد؟ پس هرات چگونه توسط انگلستان جدا شد؟ پس جنگ جهانی اول و دوم چگونه تصرف و اشغال شدیم با میلیون ها کشته و قتل عام ایرانیان...
پس چگونه ایران ما هر دوره کوچکتر و کوچکتر شد؟
بی وطنی شما حال بهمزن است.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
هدایت شده از سدخارجی
46.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سال ۱۴۰۴ در ۴۰۴ ثانیه! 🇮🇷❤️🩹
مشاهده نسخه باکیفیت در آپارات
@SedKhareji ✔️
هر چند روز یه بار دارم روایت این روزهام رو مینویسم و منتظر یه اتفاقی هستم تا اینجا بذارم شون.
و از اعماق قلبم امیدوارم تا زمانی که اون اتفاق بیفته، خبر پیروزی مون و خبر ذلیل شدن این ترامپ و نتانیاهو رو شنیده باشیم.
دوست دارم با عنوان روایت فتح و پیروزی بفرستم شون نه روایت جنگ.
دقیقا همون موقع ای که دارم از دلتنگی برا مشهد خفه میشم، دونه دونه دوستام از حرم پیام میدن که به یادم ان :)
آقا قربون مهربونیت بشم نمیشه به جای یادم، خودمم تو حرمت راه بدی؟🥲
هدایت شده از آرشیو مباحث استاد شجاعی
فهرست مباحث آرشیوی:
🔸️ نماز
✧ ۶۷ فایل
🔸️ سفر پرماجرا (انسان در گستره منازل آخرت)
✧ ۶۱ فایل
🔸️ کارگاه عزت نفس (عزت)
✧ ۳۶ فایل
🔸️ کنترل شهوت (مدیریت غریزه جنسی)
✧ ۲۲ فایل
🔸️ روانشناسی قلب (قلب)
✧ ۸۴ فایل
🔸️ سکوت و جدل
✧ ۳۷ فایل
🔸️ شکرانه (شکر)
✧ ۴۶ فایل
🔸️ مهندسی آرزوها
✧ ۳۱ فایل
🔸️ شکر در سختیها (شکر)
✧ ۴۲ فایل
🔸️ دستهای گشاده (کارگاه انفاق و صدقه)
✧ ۴۸ فایل
🔸️ بهشت
✧ ۳۹ فایل
🔸️ این که گناه نیست (گناه و عواقب آن)
✧ ۷۶ فایل
🔸️ سبک زندگی شاد (شادی)
✧ ۶۷ فایل
🔸️ تنبلی و بیحوصلگی
✧ ۵۹ فایل
🔸️ محبت درمانی (محبت)
✧ ۶۷ فایل
🔸️ آرامش
✧ ۱۸ فایل
🔸️ ارتباط موفق (ارتباط موثر)
✧ ۵۴ فایل
🔸️ مهارتهای کلامی (سخن چینی و عواقب آن)
✧ ۲۷ فایل
🔸️ امانتهای زندگی من (امانت)
✧ ۲۲ فایل
🔸️ کارگاه خویشتنداری (تقوا)
✧ ۴۴ فایل
🔸️ روی پای خدا (کارگاه توکل)
✧ ۱۴ فایل
🔸️ تکنیکهای مهربانی (احسان)
✧ ۴٠ فایل
🔸️ شیطان شناسی (فلسفه وجودی شیطان؛ شیطانشناسی ۲)
✧ ۵۴ فایل
🔸️ نقطه سرخط (کفارات گناه)
✧ ۳۳ فایل
🔸️ فرشتگان کارگزاران عالم (نقش فرشتگان در اداره عالم)
✧ ۴۳ فایل
🔸️ روی موج صداقت (صدق و امانت)
✧ ۲۰ فایل
🔸️ باران رحمت (محبت بین خدا و بندگان)
✧ ۲۰ فایل
🔸️ چگونه عبادت کنم (مباحث معنوی شبهای قدر)
✧ ۵۴ فایل
🔸️ مهندسی فکر
✧ ۳۷ فایل
🔸️ موانع استجابت دعا (موانع دعا)
✧ ۴۲ فایل
🔸️ کارگاه انصاف (انصاف)
✧ ۴۸ فایل
🔸️ خانواده آسمانی
✧ ۸٠ فایل
🔸️ کلینیک درمان حسادت (حسادت)
✧ ۲۳ فایل
🔸️ راضی به رضای تو (مقام رضا)
✧ ۴۵ فایل
🔸️ کینه سرطان روح (کینه)
✧ ۳۷ فایل
🔸 استغفار
✧ ۲۲ فایل
🔸️ امام زمان علیهالسلام
✧۱۲۰ فایل
🔸️ شرح دعای ندبه
✧ ادامه دارد...
🔸️ انسان شناسی
✧ ۳۶۴ فایل
🔸️ مقام محمود
✧ ۳۷ فایل
🔸️ شرح دعای ندبه
✧ ۷۵ فایل
ادامه دارد...
🔸️ یاد خدا
✧ ۸۰ فایل
🔸️ قرب به اهل بیت علیهمالسلام
✧ ۴۵ فایل
🔸️ کارگاه تفکر
✧ ۶۷ فایل
🔸️ مهارت مبارزه با غم
✧ ادامه دارد...
.
بیشترین چیزی که این شب ها در تجمعات برام جالب و بغضانگیز و البته حماسیعه، دیدن پیرمرد ها و پیرزن هایی هست که با تمام وجود حضور فعال دارن.
نمونهش چند شب پیش بود.
من و همسرم و شوهرعمم یکم عقب تر از میدونِ محل قرار ایستاده بودیم و منتظر بودیم بابام ماشینو پارک کنه و بیاد.
تو همین حین دستهی مردم شروع به راه رفتن کردن و شعار دادن و خلاصه مراسم شروع شد.
یه دفعه شوهرعمم یه شوخیای کرد و با همسرم دوتایی خندیدن ولی چون نگاه شون به جمعیت بود یه پیرمردی فکر کرد دارن راهپیمایی و شعار دادن مردم رو مسخره میکنن.
پیرمرد کمرش خمیده بود و یکم دولا راه میرفت. پرچم ایران روی دوشش بود و داشت تنهایی به سمت ماشینش میرفت. فکر کنم میخواست به کاروان ماشینی بپیونده.
خنده همسر و شوهرعمم رو که دید همینطور که به سمت مون میومد با لحن مهربون و با صفا و لبای خندون گفت:
نخند آقا... خون دادیم برا این روزا...
گفت و لبخند مهربونش رو پررنگ تر کرد و دسته پرچمش رو محکمتر گرفت.
شوهرعمم توضیح داد که به جمعیت نمیخنده و خودمون هم میخوایم بهشون ملحق بشیم، ولی نمیدونم پیرمرد شنید یا نه؟ چون داشت به سمت ماشینش میرفت و از ما دور میشد.
فکر نمیکنم براش مهم هم بوده باشه. اون میخواست دفاع کنه که کرده بود.
پیرمرد مهربون با همین یه جمله تاثیری که میخواست بذاره رو گذاشت. با بقیهش دیگه کاری نداشت.
و حالا جملهی پیرمرد تو گوشم مدام تکرار میشه که: خون دادیم برا این روزا...
به این فکر میکنم که وقتی جوون بوده، چند سال از عمرش رو توی جبهه گذرونده؟ چند تا از رفقاش شهید شدن؟ کسی چه میدونه، شاید برادری هم داشته که شهید شده...!
به این فکر میکنم که توی این ۴۰ و اندی سال، خبر شهادت چند نفر از عزیزانش رو شنیده و تاب آورده؟
و نکته زیباتر اینجاست که خسته نشده.
از خون های ریخته شده ناامید نشده! اونقدر که الان هم با مو و ریش سفید و کمرِ خمیده باز هم تو میدون حاضر شده و صحنه رو ترک نکرده...
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زینالدین:
هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید،
آنها شما را نزد اباعبدالله یاد میکنند.