eitaa logo
هیمآ...♡
137 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام از یه مامانِ خسته‌ی خوابالو. گزارش چند ساعت اخیر اینجوریه که ما از ساعت ۹ بساط خوابوندن زینب رو فراهم کردیم و هر دو ساعت هم بهش شیر دادم ولی تقریبا از چهار صبح بیداره و هرکاری می‌کنیم آروم نمیشه، فقط شیر و بغل میخواد🫠 تا می‌خوابه و میذاریم زمین دو دیقه بعد بیدار میشه. شب‌های قبل اینجوری نبود نمیدونم چرا امشب و امروز اینجوری میکنه؟ و با اینکه من و همسرم و مامانم و بابام باهم داریم نوبتی بهش رسیدگی میکنیم، ولی حقیقتا از نا افتادیم🥲 الانم یه یکی دو ساعتی میشه که من دیگه همه شونو فرستادم که یه ذره بخوابن تا جون بگیرن. خودمم در حالی که چشمام دارن تلاش های آخر شونو برای بیداری میکنن، زینب رو گذاشتم روی قفسه سینه‌م (تنها حالتیه که آرومه) و سعی میکنم تو حالت نیمه نشسته بخوابم🤌
ولی خب نکته اینجاست که نیم ساعت دیگه باید پاشیم بریم خانه بهداشت که غربالگری های اول زینبو انجام بدیم پس عملا همین یه ذره خواب هم کنسله🤣🤌
تقریبا دیگه همه میدونن من چقدر رو خوابم حساسم و اگه یه ذره کمتر بخوابم (کمتر از ۱۰،۱۲ ساعت در روز!) کلی بد اخلاق میشم و روزم کلا کسل میشه، حالت تهوع میگیرم، سرگیجه و معده درد میگیرم و... حالا این پنج روز که از به دنیا اومدن زینب میگذره شاید در طول شبانه روز میانگین خوابم ۵ ساعت باشه! (تازه من الحمدلله چندتا کمکی دارم که بتونم استراحت کنم و دست تنها نیستم) و هر روز همین پروسه‌ی حالت تهوع و سردرد ناشی از کم خوابی میاد سراغم ولی هربار که به مرز فروپاشی جسمی و روانی میرسم یهو زینب یه لبخند بهم میزنه و با اون دهنِ بی دندون‌ش بهم میخنده بعد من در لحظه اینجوری ام که بابا گور بابای کم خوابی و کوفت و زهرمار😭 همه سختی ها به همین یدونه خنده‌ش می‌ارزه😭✨✨
چشمش زدم بیدار شد😂
مبتلای قشنگم ممنونم ازتت🥹✨️ چه دعاهای قشنگی کردی🥲 من خودمم باورم نمیشه بیا بهش فکر نکنیم اصن😂 بوس بهتتت❤️🫂
خدایا از ما فقط توکل و توسل بر میاد. تو خودت عاقبت مارو با این سیاسیون به خیر کن.
منتظر پیام آقا مجتبی ام. هرچی آقا بگن همونه🤝
این موشک هایی که هنوز داریم میزنیم احتمالا ته انبار مونده بودن برادر ها هم حیف شون اومده که نزنن😂 عیب نداره برادر بزن که خوب میزنی🤌 محکم تر بزن🤌
هدایت شده از ۅاےۅ
فعلا که هنوز هیچ کس نمیدونه دقیقا چه خبره ولی یه چیز مشخصه و اونم اینه که در این مورد ما تصمیم گیرنده نیستیم ما پیاده نظام و سربازیم هر چی فرمانده بگه موظف به اطاعتیم همونقدر که سختی جنگ رو حاضر بودیم به جون بخریم این سختی روحی روانی صلح و آتش بس هم باید تحمل کنیم من مجتهد نیستم ولی فکر نمیکنم این تحمل کردن جهاد کردن نباشه جهاد همیشه هست، چه جنگ جهانی راه افتاده باشه و جهاد با دشمن باشه، چه وضع کشور خوب نباشه و جهاد با طاغوت باشه، چه صلح و آتش بس باشه و جهاد درونی برای نرسیدن به ایده آل هایی که دوست داشیتیم بهشون برسیم و نشده باشه، چه زمانی که جنگ نیست و جهاد برای سازندگی و پیشرفت کشور باشه، و چه حتی زمانی که هیچ خبری نیست و جهاد با نفس باشه چه بسا بعضی وقتا باید چندین و چندتا از این جهادهارو باهم انجام داد ولی هیچ وقت نمیشه تسلیم شیم، نباید ناامید شیم، چون ناامیدی واقعا بزرگترین گناهه ما خاورمیانه ای های جنگ زده ی دائم المشکل چی داریم به جز امید به خدامون؟
یاد یکی از سخنرانی های آقا افتادم که چند وقت قبل از شهادت کرده بودن. اونجا گفتن: اگر حوادث و مشکلات زیاد شد، هرگز ناامید نشید! ناامیدی خیلی بده... قربونت برم... چشم، چشم آقا...