هیمآ...♡
امروز با اینکه دیشب هم تا صبح نخوابیده بودیم، ساعت ۸ و نیم بیدار شدم و با مامانم اینا راهی خونهی خا
وای چه بد و منقطع منقطع نوشتم :/
اینا چه جمله بندیای عه؟ :|
قشنگ معلومه هولهولکی و تو شرایط سخت نوشتم🤣
امشبم که زینب خوابه، من نمیخوابم و نشستم پای گوشی😃
خود درگیری دارم قشنگ.
خب بگیر بخواب زننن
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زینالدین:
هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید،
آنها شما را نزد اباعبدالله یاد میکنند.
هدایت شده از سرکارعِلیّه
رفقا این سوره ۱۱ تا آیه داره و خوندنش دو دقیقه طول میکشه و حتی کمتر! اما همین سوره کوچیک به فرموده امام عزیزمون، امام صادق (ع)؛ کفاره گناهان یک هفته ما میشه... 😍
+ پس چرا این فرصت رو از دست بدیم؟ 💕
باید خودمون رو عادت بدیم به خوندن این سوره در شب های جمعه. از همین کارهای ساده شروع کنیم. 👌🏻
از همین کارای کوچیک شروع کنیم تا کم کم خدا به ایمان ما برکت بده و روح ما رشد پیدا کنه و برای انجام کارهای بزرگتر آماده بشه...💪🌱🫀
پ.ن: قبل خوندنش حتما نیت داشته باشید، اولا برای رضای خدا بعد هم به انتخاب خودتون: به نیت فرج، هدیه به شهدا، هدیه به ائمه و..
با همین نیت ها و بدون هیچ زحمتی ارزش کارتون رو هزار برابر کنید! 🏅💌
.
بچه ها من به خاطر اینکه دوست ندارم زینبو بغل بعضیا بدم، خیلی بدجنسم؟
واقعا دوست ندارم بعضیا بغلش کنن.
مامانم میگه چون اولشه حساسم و بعدا خوب میشه، ولی واقعا مثلا دو سال دیگه هم دوست ندارم زینبو بدم دست شون.
با اینکه اونا واقعا محبت خالصانه دارن بهمون، و شاید اون کارایی که میکنن و حرص من در میاد از روی محبت شونه...
ولی واقعا خب دوست ندارم زینب پیش شون باشه.
و از این بابت عذاب وجدان دارم.
https://eitaa.com/himayejan/22634
دقیقا خییییلی خیییییلی دارم سعی میکنم که خودمو کنترل کنم تا وسواس نشه🥲
https://eitaa.com/himayejan/22634
مثلا اینکه بدون اجازه میخوان بچه رو بغل کنن یا خودشون رو صاحب اختیار میدونن، اصرار خیلی خیلی زیاد میکنن برای اینکه زینبو بدم بغل بچه هاشون که کوچیکن و...
البته میگم، واقعا از روی محبته ولی خب محبت زیاد هم اذیت میکنه🥲
کاش اونام اینو میفهمیدن🤌
من واقعا و خداوکیلی از این مامان لوسها که میگن حتی دست هم به بچم نزنین، نیستم.
ولی خب وقتی میبینم از این اخلاقم سو استفاده میشه و باعث میشه دیگران احساسِ اختیار نسبت به بچم داشته باشن حرصم میگیره خب.
یا مثلا وقتی میبینن بچهشون میگه زینبو بده بغلم و نمیدم، خودشون میان به مامانم اصرار میکنن که بگو بچه رو بده، بعد من بازم یه جوری میپیچونم، میرن به مامان بزرگم میگن که به مامانم بگه، و هی اصرار اصرار اصرار...