eitaa logo
هیمآ...♡
136 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
♥️♥️:♥️♥️ لَیِنْ قَلْبی لِوَلیِ اَمْرِکْ :) اللهم عجل لولیک الفرج... و الهی عظم البلا...
شیما میگفت یه شبی خیلی شکسته. خیلی گریه کرده. اون شب خُرد شده غرورش له شده... تا صبح گریه گریه... اون شب، همون شبی بوده که تصمیم گرفته زندگی‌شو بسازه. همون جا بذر قوی بودنشو کاشه... شیما همیشه میگه:‌ بهترین موقع واسه شروع کردن دقیقا اونجاییه که تو تاریکی غرق شدی...
هیمآ...♡
شیما میگفت یه شبی خیلی شکسته. خیلی گریه کرده. اون شب خُرد شده غرورش له شده... تا صبح گریه گریه... او
_ خواستم بگم امشب در عرض ۲۰ دیقه منم شکستم. گریه کردم. اره منی که انقدر رو گریه کردنم حساسم، مثل ابر بهار گریه کردم... آخرین بار که اینجوری بی اختیار اشکام ریختن کِی بود؟! یادم نمیاد. اخرین بار که سرمو گذاشتم رو زانوم و لرزیدم کِی بود؟ یادم نمیاد. ولی امشب دوباره بعد از اخرین باری که یادم نمیاد کی بود (!) بغضم شکست... ولی دوباره تنها. منِ عزیز دیدی دوباره نذاشتم کسی گریه کردنتو ببینه؟ دیدی چجوری سریع سر و سامونت دادم که وقتی از اتاق رفتی بیرون کسی از قرمزی چشمات نفهمه گریه کردی...؟ دیدی هنوز مراقب عزت نفست هستم...؟
هیمآ...♡
_ خواستم بگم امشب در عرض ۲۰ دیقه منم شکستم. گریه کردم. اره منی که انقدر رو گریه کردنم حساسم، مثل ابر
+ از پشت گوشی فهمیدن، لطمه خوردن به عزت نفس حساب نمیشه نه؟ اخه اخرش که می‌خواست خداحافظی کنه گفت: گریه نکن. فهمید داشتم بی‌صدا اشک می‌ریختم.
+ راستی! از لرزش صدام فهمید یا از گرفتگی‌ش؟ من که خیلی سعی کردم وقتی حرف میزنم جلوی جفت شونو بگیرم...!
_ دختر توام خنگیااا کی تورو بهتر از اون میشناسه؟ هرچقدم سعی کنی باز از حرف زدنت میفهمه داری گریه میکنی...
هیمآ...♡
_ دختر توام خنگیااا کی تورو بهتر از اون میشناسه؟ هرچقدم سعی کنی باز از حرف زدنت میفهمه داری گریه میک
+ بفهمه اصن... دیگه جلو همه خودمو قوی نگه دارم، واسه اونم نگه دارم؟ نه! تلاش بیخوده اون همیشه کنارم بوده، تو خوشی و ناخوشی... پس بهتر از همه میشناستم.
هیمآ...♡
+ بفهمه اصن... دیگه جلو همه خودمو قوی نگه دارم، واسه اونم نگه دارم؟ نه! تلاش بیخوده اون همیشه کنارم
_ ولی امشب با حرفاش شکوندت. امشب با جمله هایی که ازش پشت گوشی شنیدی، دونه دونه اشک ریختی... دیدی چیا بهت گفت؟ دیدی نذاشت...
هیمآ...♡
_ ولی امشب با حرفاش شکوندت. امشب با جمله هایی که ازش پشت گوشی شنیدی، دونه دونه اشک ریختی... دیدی چیا
+ تقریبا یه سال و نیم پیش هم به خاطر همین موضوع اشکمو دراورد. فکر نمیکردم دوباره الانم بخواد همچین کاری کنه. البته نمی‌خواست گریه مو دراره ولی خب، مثل اینکه حرفاش از نیتش پیروی نکردن
_ درد داشت موقعی که تو اینه به خودت نگاه کردی و اشکاتو پاک کردی و چشمای قرمزتو با دستات باد زدی که رفتی بیرون بقیه نفهمن گریه کردی نه؟
هیمآ...♡
_ درد داشت موقعی که تو اینه به خودت نگاه کردی و اشکاتو پاک کردی و چشمای قرمزتو با دستات باد زدی که ر
+ اره... شاید... نمیدونم... خیلی وقت بود اینجوری نشده بودم. خیلی وقت بود محکم مونده بودم. اصلا یادته؟ یاد گرفته بودم که جلوی خودمو بگیرم موقع گریه... نهایتا یکی دو قطره اشم به زور میریختم. ولی امشب انگار پرت شدم به دو، سه سال قبل... همون ادمی شدم که راحت اشکاش می‌ریخت. دقیقا حالتای همون موقع رو داشتم...
_چم شد؟ نمیدونم... اصن چیشد که اینجوری شد؟ اولش که خیلی خوب داشتیم باهم حرف میزدیم. چرا موضوع رو کشیدم وسط؟ چرا نذاشتم بیاد تهران بعد رو در رو حرف بزنیم؟