هیمآ...♡
_ عصبانی شدی دیگه یادت نیست پرده رو زدی کنار با خدا چجوری حرف زدی؟ حالا از دل خدا چجوری میخوای در بی
+ عصبی بودم، تند حرف زدم.
ولی چیز بدی نگفتم.
لحنم بد بود...
بعدم که سریع لحنم اروم شد...
ولی خدایا.
باشه من اروم شدم.
ولی میدونی، میدونی تو دلم چه خبره؟
میدونی چقدر چیزی که میخوامو دوست دارم.
میدونی هدفو...
ولی باز میذاری اینجوری بشه...
باشه :) باشه هرچی تو صلاح میدونی...
خدایا میدونی همین الان یهو یاد کدوم حرفت افتادم؟
این: و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم، و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم...
و چه بسا چیزی را دوست ندارید و ان برای شما خیر است، و چه بسا چیزی را دوست دارید و ان براس شما شر است...
هیمآ...♡
خدایا میدونی همین الان یهو یاد کدوم حرفت افتادم؟ این: و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم، و عسی ان تح
بیا اینجوری بهش نگاه کنیم که من خیر و شر رو نمیفهمم و تو چون میدونی داری برنامه های قشنگ خودتو بر اساس مصلحتم میچینی... :)
من هر روز صبح که میام تو کانال و پیامایی که شب قبلش دادم رو میخونم: این چه حرفاییه من زدم؟ :|