اره من چند سال دیگه بیست سالم میشه ولی هنوز وقتی زنگ میزنم به مامان یا بابام که بیرونن بهشون میگم دارن میان برام خوراکی بخرن
یه مسئول پایه داریم، (البته امسال دیگه مسئول پایه مون نیست) چند وقت پیش بهم گفته بود واسه پروژه عکاسیش برم سوژهش شم. ( دانشجوی رشته سینماست)
بعد منم پاشدم یه روز تعطیل باهاش رفتم شهرک سینمایی که عکساشو بگیره
هدایت شده از هیدیکا
از الان تا خود عید غدیر شاهدِ اشخاصی هستیم که میان پیوی برای سین زدنِ بنر مسابقشون
اونم به مناسبتِ عید غدیر
حاجی!
به نفر اول صد هزارتومن هدیه میدی؟
هرکی بیشتر سین زد؟
وقت ی بچه شیعه رو با سین زنی میگیری
مزاحم بقیه که میشه
تهش چی از غدیر و مولا یاد میگیره؟
یا چی تو ذهنش میمونه؟
این صد هزار تومن رو برو بده اطعام بدن به فقرا
این مسخره بازیا چیه؟!
هیمآ...♡
توجه شما رو به بیابون و خرابه های شهرک سینمایی جلب میکنم:
ایناها
اینو میگم
بعد ایشون سیده.
امروز اومدم مدرسه میبینم یه چیز گذاشته جلوم داره با خنده نگام میکنه ಥ‿ಥ