ما دیشب که رفتیم دنبال مامانم فرودگاه خیلی به ذهن منو بابام افتاد که مام یه بلیط بگیریم سریع بریم و بیایم...
بعد من امروز ساعت پنج اینا بود دیگه گیر دادم که بریم فرودگاه و خدا بزرگه و بلیط جور میشه و اینا
بعد الان منو بابام اومدیم فرودگاه و واقعا خداروشکر بلیط جور شد داریم میریم انشاءالله😭
هیمآ...♡
وای ولی من واقعا میترسم البته الان خیلی بهتر شدم مثلا دیشب خداروشکر خیییلی ریلکس تر از دفعه های قبل
من یه بار بچه که بودم وقتی فهمیدم با هواپیما میخوایم یه سفر بریم نشستم واسه خودم وصیت نامه نوشتم🤣
https://eitaa.com/nashenasmacanlover/3655
سلام دخترم...
خودم حقیقتا خیلی دلم برای این دختر به درد اومد💔 خیلی دردناکه واقعا...
متاسفانه برخورد بد گشت ارشاد واقعا داره خیلی چیزا رو نابود میکنه و منم موافقم که هرچه سریعتر باید این بساط درست بشه...
الهی که خدا به دل خانوادهش صبر بده و خودش رو رحمت کنه🖤
رفتیم کربلا فاطمه(دخترخالم) و شوهرشم اونجا بودن بعد رفتیم موکبی که اونا هستن، خلاصه یه روز خلوت عروس دومادی رو بهم زدیم😁😂
دیشب پاهام درد گرفته بود فاطمه یه پماد اسپاسم عضله بهم داد بزنم، اولش خوب بود بعد چند دیقه شروع کرد به سوزش😐🤦♀ شاید باورتون نشه ولی از دیشب که زدم هنوز یه درصدی داره میسوزه
لعنتی میسوزههه هااا میسوزههه