هیمآ...♡
از دست زمینیا کاری برنمیاد کاش الان کربلا، نجف، مشهد یا قم بودم
اگه لایق اینا نیستم
کاش حداقل الان سر مزارت بودم داداش...
اونوقت ازت میخواستم برام برادری میکردی، مثل همیشه.
عکست اینجاستااا... ولی خب خودتم میدونی مزارت یه چیز دیگه ست
#داداشم
*وی همین دو دیقه پیش سرش را شیره مالیدند و به نحوی خرش کردند.
وی خودش متوجه این موضوع شده است.
امروز انقدر مسخره بازی درآورم با بچه ها که زهرا رسما برگاش ریخته بود میگفت: تو مطمئنی درونگرایی؟😂
دختر من بعد از چندین اجرا هنوز که هنوز پاهام از درون از استرس میلرزه، دیگه اجرای اول که استرس طبیعیه😂🤦♀
متن رو معمولا خودم مینویسم مگر اینکه از طرف کسی حرف خاصی بخواد زده بشه که حرف اونو میگم.
حفظ هم مو به مو نمیکنم یه کلیتی رو تو ذهنم میذارم از رو اون میگم.
بعد یه کاری هم که میکنم اینه که همه موضوعاتی که باید در مورد شون حرف بزنم رو به ترتیب مینویسم بعد اونارو با خودم رو صحنه میبرم حین اجرا یه نگاهی بهشون میکنم که چیزی جا نیفته...
اول اخر همه چیزم که کلا صلوات و ذکر و اینا میگم که همه چی به خیر بگذره🤦♀😂