هدایت شده از Hahaha loser🥱
در آغوشش گرفت، تیکههای درهم شکستهی وجود باندپیچی شدهاش را. با صبری که خودش هم هیچوقت انتظارش را نداشت اجازه بر فرودآمدن اشکهای دردمندش داد.بیآنکه فریادی سر دهد،بیآنکه کنایهای بزند،فقط دستهای ظریفش را دور شانههای تنومندش حلقه کرده بود و نوازش میکرد. نوازش میکرد و تمام آرامش وجودش را هدیه داد.
هدایت شده از ℳ𝗂𝗌𝖾𝗋𝗒 𝖻𝗎𝗌𝗂𝗇𝖾𝗌𝗌
ینی جدا چنلایی که توش ادمینی رو فقط به عشق پیامات باز میکنم💕