eitaa logo
•حُبور•
840 دنبال‌کننده
97 عکس
23 ویدیو
0 فایل
در شکستِ بال پروازِ دِگَر داریم ما! . . . کپی؟فور کن مومن.
مشاهده در ایتا
دانلود
کی زمان حمله فرا می‌رسد جانانِ من؟ آن لحظه که با تیغِ دودَمِ ذوالفقار و دَمِ حیدری‌ات رجعت فرمایی. یعنی نصیبمان می‌شود تا با جانبازی در رکابت، انتقام کربلا تا کشور دوست را بگیریم؟ از امشب دندانِ خشم بر جگرهای سوخته‌مان میفشاریم، تا آن روز ما بر بیعت با امام میمانیم، چه با قیام و سیف چه با قعود و سلم! @Hoborr
همه چیز آماده‌ست برای غم مقدست، جز دلِ من.
روضه شروع نشده بود گریه می‌کردیم حینِ روضه گریه می‌کردیم بعدِ روضه گریه می‌کردیم این شعله‌ی دلمون خاموش‌ نمی‌شد که گفت: بچه ها! امشب این صدای هلهله هایی که با رفتن آقا بلند شد مدام تو سَرَم میپیچید، بعد وقتی که حاج آقا زمزمه می‌کرد "بلند مرتبه شاهی به روی خاک افتاد" صدا ها بلند تر میشد(: @Hoborr
حوالیِ اربعینِ 1446./❤️‍🩹 @Hoborr
روضه موطنِ تمامِ شروع‌ها و پایان‌های زندگیِ، هُوَ الاَوَلُ و الآخِرُ و الظّاهِرُ و الباطِن .
جز تماشای تو از دور چه راهی دارم؟ @Hoborr
[حالا که بابا آمده باید برایش همه چیز را بگویم تا مرا هم ببرد] در این ۳سال همه چیز ارام بود. شب ها سَر به روی پایت می‌گذاشتم و با آرامش نجوای آیاتِ قرآن برایم چون لالایی قرائت می‌کردی به خواب می‌رفتم، صبح ها با نوازش های برادرم علی‌اکبر نور را به آغوش میگرفتم. نقاشی‌هایم را میان دستانِ عمویم عباس می‌گذاشتم و پیشانی‌ام میهمانِ بوسه‌هایش می‌شد. @Hoborr
•حُبور•
[حالا که بابا آمده باید برایش همه چیز را بگویم تا مرا هم ببرد] در این ۳سال همه چیز ارام بود. شب ها س
ء./ باباجان، عمه می‌گوید شب های اینجا فرق دارد خرابه شبیهِ خانه نیست! حالا سرِ تو به روی پاهای من است، با نوازش تازیانه و سیلی های زجر بیدار میشوم، نقاشی‌هایم برای عموعباس را هم سوزاندن. اما حالا که درآغوشِ منی سبُک شده‌ام دیگر پهلویم درد نمی‌کند.