𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
شنبه،نُه اسفند،صبح بیدار شدم،به مدرسه رفتم.توی راه با بچههای پایه و خفن و راننده سرویسم حرف زدیم یو
یه تیکش نیستتتتتت
درراه برگشت کلی با راننده سرویسمون به مردم توی صف بنزین و فروشگاه ها خندیدیم و خوش گذشت
کی فکرشو میکرد همچین بشه اوضاعمون
𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
یه تیکش نیستتتتتت درراه برگشت کلی با راننده سرویسمون به مردم توی صف بنزین و فروشگاه ها خندیدیم و خو
کی فکرشو میکرد صدای لرزیدن و ترکیدن دم خونه عادی بشه برامون؟
𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
کی فکرشو میکرد صدای لرزیدن و ترکیدن دم خونه عادی بشه برامون؟
اونکه از دوازده روزه عادی شده بو_
𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
ههههه طولانی ترین چیزی که نوشتم بعد از مدت ها
اگر بخوام اتفاقات طول جنگو بنویسم رکورد طومارای جولیتو میزنم
هدایت شده از 𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
ایستگاه کودک 631757af1d0ad.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
شب فرارسیده ولی روشنی صبح درانتظارت است.
دربین سکوت مرگبار و آرامش بخش این دو،مدتی درآغوش خواب برو و افکارت را تامدتی به آن بسپار.
شاید،روزی برسد که افکارت چنان دلنشین باشند که از سپردن آنها به خواب،بترسی.