مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
#فریدون_مشیری
@honaresamen🌱
همرنگِ درخت
در هجومِ دی
میپایم
تا بهار میپایم.
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
@honaresamen🌱
به بیبرگان چنان ای شاخ گل مستانه میخندی
که در خواب بهاران است پنداری خزان تو
#صائب_تبریزی
@honaresamen🌲
مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه میرود نهانی
#سعدی
@honaresamen🌹
کبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نيست
که تا پيامی به خط جانان ز پای آنان فرو ستانم
#روزنگار، ۲۹ بهمن، درگذشت
#نادر_نادرپور
@honaresamen📓
خوردیم زخمها که نه خون آمد و نه آه
وه این چه نیش بود که تا استخوان برفت!
#سعدی
«سر نیزه در جنگ گائلیک روم اینگونه از استخوان عبور کرد و بعد از 2070 سال هنوز در استخوان باقیست.»
@honaresamen🌱
این زخمخورده را به ترحم نیاز نیست
خیر* شما رسیده به ما مرحمت زیاد!
#فاضل_نظری
*در شعر اصلی، "خیر"، صحیح است نه لطف
@honaresamen🌱
از همآغوشی دریا به فراموشی خاک!
ماهی عمر چه دید از سفر کوتاهش
#فاضل_نظری
پ.ن:تصویر هوایی از آمادهسازی قبور دانشآموزان دبستانی در میناب
@honaresamen🌱
ای ماه سر به مهر سر از سجده بر مدار
پشت سرت کسی است که شق القمر کند...
#محمود_حبیبی_کسبی
ضربت خوردن امیرالمؤمنین علی(ع)
@honaresamen🖤
«شهیدان راه عدالت»
به چشم دید دوباره جهان چنین روزی
که فعل سبز جهان کشتن کریمان است
چه مرد ها که نوشتند نام در صف عدل
که شرط وصل و اساس اش گذشتن از جان است
مگو که جان ز چه داد او، برای غرقهٔ عدل
گذشتن از زر جان چون وصال جانان است
مباد مرده بدانی غریق بحر خدا
که این کلام عزیزی ز قول یزدان است
هر آن که قطرهٔ خونی چکید پرچم ماست
بدان وصال عدالت ز خون مردان است
چون او که بود که شویَد ز چشمه، دست حیات
که دست شستن از این زر نه کار آسان است
برای عدل و رهایی ز بند ظلم و جفا
چه لاله های سپیدی که در گلستان است
اگر که سرخ، سر بی گنه به نیزه شود
گمان مکن که ز هستی تهی و بی جان است
وگر ز ساقه بریدند سرو فریادش
هلا که ریشهٔ سرو اش به خاک پنهان است
امید دار ! بر آید ز خاک جوشش عدل
که سرو خون شهیدان بر او نگهبان است
بخوان نوایِ "خروش ای زمین" ز قلّهٔ کوه
که پشت خفته زمین آتشی خروشان است
شغال و گرگ برون کن ز لانه، هم ره من
که دشت شیر و دلیران نه جای اینان است
هزار نالهٔ اومید زیر خاک افکند
کنون ببُر سر ظلم اش که وقت تاوان است
صالح چشم آور
@honaresamen
غرورِ سرخ
خدا با رفتنت حق را نمایاند
ولی دشمن چهها در گوش ما خواند
به ما میگفت در یکجای امنی
حقیقت قلبِ ما را صبح لرزاند
خدا سید علی را نزد خود برد
ولی نام بلندش نزد ما ماند
غرورِ خویش را امروز باید
به دشمن با زبانِ زور فهماند
دو چشمش را ز جا در خواهم آورد
که چشمم را ز اندوهِ تو گریاند
زبانِ روزه چون جدش علی رفت
و چیزی در مسیر او را نلغزاند
بداند دشمن ترسوی ایران
که چیزی رهبر ما را نترساند
بپاخیزید چون باید به دشمن
شرابِ مرگ را امروز نوشاند
و خواهد گفت دشمن هم به زودی
که کاش اسبِ حماقت را نمیراند
سید روحالله سجادی
@honaresamen