فراتر از تندروی
سرمقاله هممیهن
۲۳ اسفند ۱۴۰۳
🔹هرگونه که نگاه کنیم، باز هم نمیتوانیم آن اندازه خوشبین باشیم که اقدامات خطرناک تندروها را مسئلهای عادی و فقط در سطح زدن دولت بدانیم؛ و باید به این نتیجه رسید که جریانی انحرافی پشت نابخردیهای اخیر است
🔹گزارشها حاکی از آن است که تندروها برای به زمین زدن کشور در تهران و شهرهای مختلف از جمله اصفهان دست به کار شدهاند و در شرایط بحرانی کشور دنبال خلق چالش حجاب هستند. ازاینرو، مدتی است که چندین دسته معدود اینسو و آنسو درباره ابلاغ و اجرای مصوبه پوشش زنان اعتراض میکنند.
🔹جلوی مجلس و جلوی خانه مراجع و... جمع میشوند و سخنرانی میکنند. درحالیکه میدانند این تصمیم از سوی شورایعالی امنیت ملی است و با توقف آن خطر بزرگی را از کشور برطرف کردند
🔹آیا ممکن است که برنامهریزان تجمعات غیرقانونی که هزینه آنان را از منابع مجهول تامین میکنند، ندانند که مصوبه مجلس علیه منافع ملی کشور است و بهسرعت دستاندکاران اصلی آن را مشمول اقدامات دادگاه بینالمللی کیفری خواهد کرد؟ این بسیار خطرناک است
🔹آنان کار را بهجایی رساندهاند که تندروهای رسمی هم در برابر این جماعت کم آوردهاند و ضمن انشعاب از آنان این اقدامشان را فراتر از تندروی و مصداق برنامهریزی برای بحرانسازی بر سر مسئله حجاب در کشور دانستهاند
🔹در این مسیر چنان بیپروا شدهاند که سخنران آنان نسبت دروغ به رهبری میدهد؛ درحالیکه مدعی تبعیت از رهبری هستند. این رفتار چنان واضح است که دوستان خودشان هم اقدام به محکوم کردن آنان میکنند
🔹جالبترین بخش این ماجرا آنجاست که بهرغم همه هزینههای گزافی که برای جمعکردن آنان خرج کردند، حداکثر به حدود ۶۰۰نفر رسیدند
🔹اشتباهی که تندروها میکنند، این است که از اتفاقات سالهای ۹۶ و ۹۸ درس نمیگیرند. آنان میتوانند جرقه اعتراضات را بزنند، ولی قادر نیستند که تا پایان مهار آن را در اختیار خود داشته باشند و بدون تردید از دستانشان در میرود؛ همچنان که در گذشته چنین شد
📌ادامه مطلب در سایت هممیهن آنلاین
@hammihanonline
@hooree🌹
«هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود»
برای اصفهانی که دیگر نقش جهان
نیست
به خودم قول داده بودم دیگر از اصفهان ننویسم؛ با خودم لج کرده بودم انگار؛ این سالها که بیشتر در تهران زندگی میکنم خودم را گول میزنم که رها کن دختر!
نمیتوانی که تا ابد نماینده شهری باشی که نماینده صندلی دارش نشدی!
اما این دل که نمیگذارد
فریاد میزند که نماینده اش هستی
نماینده قلبهایی که اعتماد کرد، که صبوری کرد، که درد کشید و اشک ریخت
نماینده آن کودکی که قرار است تا پیری در آن شهر امکان تنفس داشته باشد
نماینده آثار و ابنیه ای که دیگر آبی فیروزه ای ایرانی نیست، سیاه است خاکستری است، ترک خورده، فرونشست کرده و دارد فریاد می زند به دادم برسید
نماینده فرشی که ارجمند ترین هنرمندان این سرزمین، صاحبان سبک و هنری بی نظیر در طراحی و بافت آن هستند
نماینده میدانی که در همه اعصار و تاریخ جهان، یگانه است
نقش جهانی که اکنون «درد جهان» است!
من میدان «سن مارکو»ی ونیز را که شهرتی جهانی دارد، دیده ام. همان که توریست ها از هر کجای عالم برای دیدنش صف می کشند.
میدان کنکورد و طاق پیروزی پاریس را هم،
میدانها و کلیساهای میلان را هم، تکسیم استانبول را هم،
اما همه آنها کجا و آبروی معماری جهان، «نقش جهانم» کجا؟
گنبد شیخ لطف الله و خرابکاری مرمتش را که میبینم، گنبد مسجد جامع عباسی که هیچگاه این داربست های مرمت از او جدا نشد، فرونشست و ترک پل ها را که می بینم، هوای آلوده و مازوت زده را، زاینده رود مرده، چهارباغ بی روح و خشک را….
خدایا چه خبر است؟
اصفهان من کجاست؟
چه بر سرش آمد؟
اگر آقایانی که بیشتر نگران نواختن ساز موسیقی توسط یک زن در کنسرتی در اصفهانند! و یا آنها که به اصطلاح نماینده این شهرند و هر روزه درگیر نوشتن و سخنگوی لایحه حجاب و عفاف و قانون فرزندآوری _که البته نتایج هر دو را هم در عمل دیدیم _و یا دیگری که با نظریات مشعشع اقتصادی نگران امکان معامله طلا و دلار به صورت آزاد در بازار است و میخواهد درش را ببندد و آن دیگری که عمری نان مجلس را از صدقه سری مردم این شهر، خورد و کل کارکردش توشیح نامه ها برای اداراتی بود که فلانی را استخدام کنند و نامه ها مستقیم به زباله دانی می افتاد!! اگر همه شان ذره ای برای این شهر، این تاریخ، این تمدن، دل می سوزاندند و سعی در تغییر رویکرد اصفهان ستیزی در سطح کشور داشتند، سعی در خاموش کردن این مازوت سوزی ها و اخذ بودجه ای برای ترمیم این بناها؛ اکنون حال و روز نیمه جهان مان اینگونه دردناک نبود؛
نمیدانم استاندار و شهردار اصفهان چه می کنند؟!
نمیدانم اصلا کسی در سطح کشور حرفشان را می خواند؟
نمیدانم آن فردی که با هزار اصرار و الحاح خود را به صندلی مدیریت چسباند، قدر جایگاهش و کمبود زمان زنده نگه داشتن اصفهان را می داند؟!
نمیدانم جز سیاسی بازی و سیاسی بازی و سیاسی بازی! و مخلصم گفتن به فلان جناح سیاسی، به دردهای واقعی اصفهان می رسند؟ اصلا جایگاه شهری که در آن پست گرفته اند را می دانند؟!
من که با همه تنگ نظری ها و سیاسیبازی های پوچ، مدتهاست از آن شهر رفته ام….اما روحم و جانم گره خورده با وجود بی مثالی است که هویت ما و آئین و ریشه ماست
دلم برای شهرم در آتش است
به راستی که:
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم
✍مینو خالقی
@minookhaleghi
@hooree🌹
فقر و کفر و حجاب!
"فقر" را فقیهان "نداشتن خرجی سال به قدر کفایت خود و خانواده" دانستهاند.
با این تعریف اکنون بسیاری از مردم یا فقیرند یا احساس فقر میکنند.
فقر دوگونه است، گونۀ اول، فقر انتخابی که در سطح فردی به منظور بینیازی از مال و تجربۀ زیست معنوی صورت میگیرد و مختص صوفیان و درویشان و و زاهدان و عارفان و تارکان دنیاست.
گونۀ دوم، فقر تحمیلی است که به دلیل ناتوانی یا بیلیاقتی در سامان دادن به اقتصاد، به بخشی یا اکثریتی از مردم تحمیل میشود.
با آنکه فقر انتخابی به معنای بینیازی از دنیا از منظر دینداری معنوی امری پسندیده است اما پیامبر اسلام فقر تحمیلی را همدوش کفر دانسته است: كَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً. (فقر نزدیک است به کفر انجامد.)
دینگریزی کنونی در بخشی از جامعۀ ایران در درجۀ نخست محصول فقر تحمیلی است. حال در این شرایط عدهای با ادعای دینداری، از یک طرف سبب گسترش فزایندۀ فقر میشوند و از طرف دیگر در برابر هر راهکاری برای نجات جامعه از فقر مانعتراشی میکنند و بدین طریق بر دینگریزی مردم دامن میزنند، اما در همان حال، با تمسک به تحمیل حجاب بر ناباوران به آن، میخواهند خود را دینخواه نشان دهند.
این جماعت اگر به واقع دیندار و دینخواه بودند، با تحمیل فقر بر مردم آنان را از دین فراری نمیدادند!
✍احمد زیدآبادی
@hooree🌹
🖊 مسئلهای به نام تعطیلات زودرس در مدارس ایران!
✅ وارد کلاس که میشوم آهی از نهاد دانشآموزان بلند میشود. گویا همه انتظار داشتهاند که نیایم. این حس زمانی تشدید میشود که میگویم مطابق اعلام قبلی امتحان را برگزار میکنم. در فرصتی که به بچهها برای یادآوری مطالب میدهم بحث داغی بر سر آمدن یا نیامدن به مدرسه در میگیرد. دانشآموزان با حرارت یکدیگر را مواخذه میکنند که چرا عهدشکنی کرده و آمدهاند. بیستم اسفند است و عطش تعطیلی زودرس مدارس بچهها را بیتاب کرده است.
✅ آنچه آمد داستان بحران تدریس و مرگ آموزش در هفته آخر مدارس ایران است. قصهای تکراری که با تاکید ملالآور و هرساله مسئولین بر دایر بودن کلاسها تا ۲۸ اسفندماه ابعادی طنزآمیز نیز مییابد. در یکیدو هفته آخر اینماه استفاده از ابزارهای کنترلی نیز اوج میگیرد. تاکید ادارات به مدیران برای حضور و غیاب بچهها، اصرار مدارس به خانوادهها برای فرستادن دانشآموزان به مدرسه و تلاش معلمان برای نگهداری بچهها، همه و همه در این زمینه معنا مییابند. نوعی همدستی سهگانه برای تداوم فرمالیسم!
✅ بچهها معتقدند که اگر معلمان امتحانی برگزار نکنند مشکلی با آمدن ندارند هرچند که بعد از گفتوگو متقاعد میشوند که بدون تدریس یا ارزشیابی هم توجیهی برای آمدن نمییابند. واقعیت ایناست که مدارس ایران با نوعی چالش بر سر فلسفه وجودی خود مواجه شدهاند. بحران مشروعیتی که با افزایش ناکارآمدی نظام آموزش و پرورش تشدید شده است. دبیرستانهای امروز واجد هیچگونه جذابیتی برای بچهها نیستند. بسیاری از دانشآموزان تنها بر اساس اجبار والدین یا با هدف خوشبودن در کنار دوستان هر روز از خواب بیدار میشوند.
✅ افول جایگاه دانش، آموزش بهمثابه تلاش برای حقیقتجویی را با پرسشهای جدی روبرو ساخته است. به دلیل تراکم بالای دانشآموزان، معلمان نیز بیشتر در نقش بخشی از نیروی انتظامی ظاهر شده و کلاسها را از جذابیت حداقلی تهی میسازند. روزی نیست که دانشآموزان از بیارتباطی برخی دروس با آینده شغلی خود پرسش نکرده و معلمان را با چالش مواجه نسازند.
✅ مفهومی به نام معلم الهامبخش که یادآور حک شدن نام و تاثیرات اخلاقی این چهرهها در خاطرهجمعی نسلی از دانشآموزان بود به فراموشی سپرده شده و جبر زمانه معلمان را به تصدی بیش از یک شغل واداشته است. افزایش حضور نادانش آموزان، اندک توجیهات ممکن برای چرایی تداوم فعالیتهای مدارس را با پرسشهای جدی روبرو ساخته است. به نظر میرسد بدون عزمی جدی برای بازاندیشی در کارنامه چهل ساله آموزش و پرورش شاهد تبدیل شدن هر چه بیشتر مدارس به کانونهای بحرانزا خواهیم بود.
✅ از کشتن خلاقیتها و فردیتها گرفته تا عدم آموزش مهارتهای زندگی در فرآیندهای تعاملی، از تحمیل آموزهها و شعارهای نخ نمای ایدئولوژیک گرفته تا تبدیل شدن این دستگاه به بنگاهی برای کسب رای در انتخابات مختلف، همه و همه از بیدفاعی این شهر در قبال هجوم افسارگسیخته آسیبهای اجتماعی حکایت دارند. اینجاست که برخورد واقعبینانه وزارتخانه با مساله تکراری تعطیلات زودرس مدارس میتواند نشانهای هر چند کوچک از اراده معطوف به بازاندیشی در کارنامه آموزش و پرورش کشور محسوب شود.
✍مهران صولتی
@sokhanranihaa
@hooree🌹
🌿دلایل عدم قابلیت اجرایی قانون «حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب»، از منظر حقوقی
1⃣واقعه کشف حجاب سلسله وقایعی است که به دنبال تصویب قانونی در ۱۷دی ۱۳۱۴ش در ایران رخ داد و به موجب آن، زنان و دختران ایرانی از استفاده چادر، روبنده و روسری منع شدند. این قانون اوج سیاستهای رضاخان در زمینه تغییر لباس بود که از سال ۱۳۰۷ش آغاز شده بود که با واکنش قیام مسجد گوهر شاد در نهایت قانون کشف حجاب در سال ۱۳۲۰ش لغو گردید. اینک جمهوری اسلامی ایران نیز با سخت گیری خارج عرف و اصول حقوقی از طرف دیگر بام خواهد افتاد!
2⃣مخالف اصل شخصی بودن مجازاتها: طبق این اصل مجازات فقط باید بر مجرم اعمال گردد، و مجازات مقرر قانونی طبق این اصل نباید بر اعضای خانواده و خویشان او یا اشخاص ثالث(کارمند، راننده، اصناف و کسبه)سرایت کند. در صورتی که در اثر محکوميت به مجازات(جزای نقدی یا حبس یا مجازات اداری و صنفی)ه یک از فرزند یا فرزندان یا پدر و مادر یا سرپرست خانوار آنها عملا" این مبالغ از جیب خانوار پرداخت خواهد شد که در این صورت سایر فرزندان و صغیر، مجنون و کل افراد واجب النفقه که دخالت و نقشی در جرم مرتکب نداشتند نیز به طور غیرمستقیم و عملا" مجازات شده و با توجه به عسر و حرج و وضعیت بسیار نامطلوب معیشتی فعلی شریک جرم شده و از امکانات مادی حداقلی نیز محروم خواهند شد. به عبارت دیگر، به جای مجازات فرد مسئول(عاقل، بالغ، آگاه و مختار)، مجازات سایر اعضای خانواده نیز خواهد بود.ضرب المثل است«گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری»!
3⃣مخالف اصل تساوی مجازاتها: همۀ افراد در مقابل قانون با همدیگر مساوی هستند و اجرای کیفر بدون توجه به موقعیت افراد باید انجام شود. در صورتی که در این قانون قشر بندی شده و صاحبان حرف مشاغل و کسب (ماده ۴۰)،افراد دارای شهرت یا تأثیرگذاری اجتماعی(ماده ۴۲) تشدید می شود که مراتب برخلاف اصل تساوی مجازاتها است.
4⃣تضعیف بنیان نهاد خانواده: یکی از سیاست های راهبردی کشور، تقویت نهاد خانواده در برابر عوامل گوناگون تضعیف کننده درونی و بیرونی آن است. لیکن اگر دختر یا زن خانواده مرتکب جرائم مقرر در قانون شود پدر خانواده باید جزای نقدی را بپردازد. طبق ماده ۱۱۹۸ قانون مدنی میزان نفقه فرزند بستگی به توانایی مالی پدر دارد. در صورتی که پدر به دلیل محکومیت به پرداخت جزای نقدی یا در زندان باشد، توانایی مالی وی جهت پرداخت نفقه منتفی شده و عملا" فرزندان خانواده و سایر اعضای خانواده نیز مجازات می شوند. اثرات نامطلوب تربیتی، افت تحصیلی دانش آموز یا دانش آموزان خانواده ها را نیز به خواهد داشت.
5⃣ عدم توجه به واقعیت های جامعه: رابطه معناداری بین مسائل اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، ناکارآمدی و سوءمدیریت در مسائل اقتصادی و فرهنگی با حجاب و شرایط فعلی جامعه وجود دارد. بعضی از این کنشهای مردم اعتراض به شرایط اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی موجود است. چگونه در کشوری که این همه گاز و نفت و معادن دارد، مردم مجبور میشوند هر روز سفرههای خودشان را کوچک کنند؟!«کَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً»
الآن بخشی از جامعه ما عمدتا" با فقر مواجه است.
6⃣تصور نکنیم حالا که ما نتوانستهایم با بسترسازی فرهنگی این مردم را در چهارچوب معیارهای خودمان وادار به رفتار کنیم، این بار با استفاده از مجازات، کیفر و محرومیت از حقوق اجتماعی اعم از: ۱-تعیین جزای نقدی بر اساس سود ناشی از درآمد(ماده۴۷)،۲-جزای نقدی مقطوع (ماده۴۸)، ۳-مجازات حبس(ماده ۴۹)، ۴-اعمال جریمه برای وسیله نقلیه(ماده ۵۴)،۵-توقیف وسیله نقلیه موتوری یا موتورسیکلت(تبصره ۱ ماده ۵۴)، ۶-گسترش مجازات به شرط جذب به کارگیری استخدام ادامه همکاری، ترفیع، رتبه بندی، انتصاب و برخورداری از استخدامی در دستگاه های اجرائی(ماده۳۳)۷-تخلف اداری و انفصال ، ۸-تخلف صنفی و پلمب محل کسب حرفه یا شغل ۹-ممنوع الخروجی و ۱۰-زندان، نمی توان مردم را مجبور و مقید به حجاب نمود زیرا حجاب امری فرهنگی است. اگر هم چنین شود ظاهری است؛ بهتر نیست مردم را باورپذیر نمائید؟! و ۲۸ سازمان فرهنگی فعال در حوزه فرهنگ اقدام نمایند.
7⃣رانندهای که باید ارتزاق کند را تصور کنید افراد مختلفی در صف ایستادهاند که سوار ماشین وی شوند. راننده باید مثل یک قاضی و مأمور انتظامی بررسی کند که آیا مسافر جرم مشهود دارد؟ اگر دارد مسافر را سوار نکند. راننده و صنوف کاسب اند و بهشت و دوزخ افراد هم به او ارتباطی ندارد، حداکثر میتواند تذکر دوستانه بدهد که حجابتان را رعایت کنید. راننده یا کسبه و کارکنان دولت ضابط قضایی نیستند.
✅بنابراین، قوانینی که بدون توجه به واقعیتهای جامعه تصویب شود، بعد از مدتی تبدیل به«قانون متروک» خواهد شد…
✍️محمدرضا محمدی
@swhriran
@hooree 🌹
حکمرانی آب را از عربها بیاموزید!
خوب به این تصویر نگاه کنید !
گیاهانی که ملاحظه می فرمایید " زعفران" است !
و محلی که ملاحظه می فرمایید " عربستان" !
با نور مصنوعی، کشاورزی عمودی، کنترل هوشمند آب و بدون نیاز به خاک به شما ۱۰ روزه گل زعفران می دهند!!!
درست خواندید:
تولید زعفران در عربستان بی آب و علف در ۱۰ روز!
عربستانی ها ۲۰ میلیون دلار در سال زعفران وارد می کردند که بخش بزرگی از آن از ایران بود
با این روش ممکن است عربستان حتی به صادرکننده زعفران تبدیل شود
نکته مهم اما بحث آب است.
ما در ایران زعفران را بصورت غرقابی کشاورزی می کنیم و هر هکتار زعفران ۵۰۰۰ متر مکعب آب در سال نیاز دارد در حالیکه با این روش فقط ۱۵۰ متر مکعب آب لازم است یعنی بیش از ۹۷% صرفه جویی آب!
شگفت انگیز اینکه امکان ۴ دوره برداشت زعفران فراهم می شود.
حکمرانی آب را از عربها بیاموزید.
✍حامد پاک طینت
@hooree🌹
🎯 هر چه فقیرتر باشید، خریدکردن برایتان لذت کمتری دارد
🔴 در دنیای مصرفی امروز، خریدکردن یکی از مهمترین راههای لذتبردن از زندگی قلمداد میشود. در واقع، همین که به اینترنت وصل میشویم، یا از خانه بیرون میآییم، آگهیهای تبلیغاتی بر ما هجوم میآورند و ما را دعوت میکنند بیشتر بخریم تا شادتر شویم. بااینحال، تحقیقی جدید میگوید اگر فردی تحت فشار مالی باشد، از خرید لذت چندانی نخواهد برد.
🔴 گاوان فیتسیمونز، پژوهشگر مصرف، در مقالۀ جدیدش میگوید: احساس مضیقۀ مالی باعث میشود افراد بهمحض خریدن یک کالا از خودشان بپرسند با پول آن چه چیزهای دیگری میتوانستند بخرند.
🔴 این «هزینه-فایدهکردن» مداوم، در مقایسه میان خرجهای ضروری و خرجهای تفریحی، بیشتر خودش را نشان میدهد. وقتی کسی در مضیقۀ مالی باشد، چنین سوالاتی را فراوان از خودش میپرسد: گوشت بخرم یا آن کفشی را که بچهام دوست دارد؟ پولم را برای افزایش اجارۀ سال بعد ذخیره کنم، یا سفر بروم؟ نکته اینجاست که فرد هر گزینهای را که انتخاب کند، احساس «نارضایتی» میکند.
🔴 فشار مالی باعث میشود دربارۀ چیزهایی که خریدهاید هم احساس بدی داشته باشید. فیتسیمونز متوجه شد فقرا در موارد بسیاری، بعد از خریدن یک کالا از پولدادن بابت آن «پشیمان» میشوند.
🔴 تحقیق دیگری، نظرات مشتریان دربارۀ پانزده رستوران زنجیرهای در سراسر آمریکا را که در اینترنت منتشر شده بود تحلیل کرد. رودریگو دیاز، یکی از محققان این پروژه، میگوید: افرادی که تحت فشار مالی قرار دارند، به وضوح نظرات بدتری دربارۀ غذا و خدمات رستورانها مینویسند. یعنی این مضیقه باعث میشود اساساً از غذاخوردن در رستوران لذت کمتری ببرند.
🔴 دیاز جای دیگری نشان داد که حتی حرفزدن از چشمانداز بد اقتصادی و فشارهای احتمالی آینده باعث میشود احساس لذت افراد از مصرفکردن کاهش یابد.
این «هزینه-فایدهکردن» مداوم، در مقایسه میان خرجهای ضروری و خرجهای تفریحی، بیشتر خودش را نشان میدهد. وقتی کسی در مضیقۀ مالی باشد، چنین سوالاتی را فراوان از خودش میپرسد: گوشت بخرم یا آن کفشی را که بچهام دوست دارد؟ پولم را برای افزایش اجارۀ سال بعد ذخیره کنم، یا سفر بروم؟ نکته اینجاست که فرد هر گزینهای را که انتخاب کند، احساس «نارضایتی» میکند.
🔴 فیتسیمونز میگوید آدمها تحت فشارهای اقتصادی راهبردهای جدیدی برای نحوۀ خرجکردن در پیش میگیرند. یکی از مهمترین آنها «برنامهریزی» برای خرید است. داشتن برنامهای واقعبینانه برای خرید باعث میشود فرد وقتی در موقعیت مصرف قرار میگیرد، کمتر تردید کند و احساس بهتری داشته باشد.
📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش وبسایت ساینس دیلی از تحقیقات گاوان فیتسیمونز و رودریگو دیاز در زمینۀ خشنودی از مصرف است. این گزارش با عنوان (When money is tight, 'purchase happiness' is low) منتشر شده است.
https://tarjomaan.com/shop/product/sub4041/
@hooree🌹
خشونت جنسی در وسایل نقلیه عمومی
گزارشی از سوی رصدخانه ملی خشونت علیه زنان نشان میدهد که از هر ده زن در منطقه ایل-دو-فرانس، هفت نفر در طول زندگی خود نوعی از خشونت جنسی را در وسایل نقلیه عمومی تجربه کردهاند.
❌بر اساس پژوهشی که روز دوشنبه از سوی «رصدخانه ملی خشونت علیه زنان» منتشر شد، شمار سالانه قربانیان این نوع خشونت از سال ۲۰۱۶ تاکنون ۸۶ درصد افزایش یافته است.
پلیس فرانسه در سال ۲۰۲۴ حدود ۳ هزار و ۳۷۴ مورد خشونت جنسی در وسایل حملونقل عمومی را ثبت کرده که نسبت به سال قبل ۶ درصد و در مقایسه با سال ۲۰۲۲، حدود ۹ درصد افزایش داشته است.
این گزارش انواع مختلف آزار و خشونت جنسی از جمله آزار کلامی، تعرض، تجاوز و تلاش برای تجاوز را شامل میشود.
بررسیها نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد قربانیان زنان هستند و سهچهارم آنها کمتر از ۳۰ سال دارند.
🟠وقتی صحبت از آزار جنسی میشود، اولین چیزی که به ذهن مردم میآید، عورتنمایی و لمس بدن زنان بدون رضایت آنهاست. این نوع خشونتها در جامعه وجود دارند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت، اما تمرکز بیش از حد بر آنها باعث شده سایر اشکال خشونت، مانند توهینهای جنسیتی و دستدرازی، کمتر جدی گرفته شوند.
«این رفتارها اغلب کماهمیت تلقی میشوند، اما میتوانند پیامدهای روحی و روانی شدیدی برای قربانیان داشته باشند.»
📌موانع شکایت و تاثیرات اجتماعی
در این گزارش آمده است که ۹۶ درصد از آزارگران جنسی مرد هستند و ۲۱ درصد از موارد بهصورت گروهی انجام شده است.
با این حال، بسیاری از زنان به دلیل ترس از جدی گرفته نشدن یا بیتفاوتی مقامات از گزارش این موارد خودداری میکنند. به همین دلیل، تنها ۷ درصد از قربانیان شکایت رسمی ثبت میکنند.
بیش از یکسوم قربانیان خشونت جنسی در وسایل نقلیه عمومی گفتهاند که پس از این اتفاق احساس شرم داشتهاند. همچنین ۷۰ درصد از آنها خشمگین شدهاند و ۶۰ درصد خواستار تغییرات اجتماعی در این زمینه شدهاند.
🔴بسیاری از زنان برای کاهش احتمال مواجهه با چنین آزارهایی، مسیرهای خود را تغییر میدهند، ساعات سفرشان را جابهجا میکنند یا حتی در انتخاب لباس خود تجدیدنظر میکنند.
✅ادامه مطلب
@Zane_Ruz_Channel
@hooree 🌹
🔺️افزایش ازدواج سفید در کلانشهرهای ایران
علیرضا شریفی یزدی جامعهشناس و روانشناس اجتماعی:
🔹 اگر به تجربه فردی استناد کنم بهطور متوسط از هر ۵۰ پرونده زوجین که مراجعه میکنند، متأسفانه یک یا دو مورد از آنها در تهران ازدواجشان، ازدواج سفید است. آمارها حاکی از افزایش پدیده ازدواج سفید در کلان شهرهایی مانند تهران دارد که به سرعت رشد کرده به خصوص از سال ۹۷ به بعد، میزان آن در کشور به ویژه در کلانشهرها افزایش یافته است.
🔹دلیل اصلی مردان هم برای ازدواج سفید این است که زیر بار تعهداتی که به لحاظ قانونی و عرفی تحمیل میشود، نروند و در عین حال یک زندگی باثبات داشته باشند. این روزها به دلیل اینکه در تهران زندگیهای تک نفره بسیار باب شده است، چه آنهایی که از خانوادهها جدا میشوند و چه آنهایی که از شهرستان برای تحصیل، کار یا هر انگیزه دیگری به تهران آمدهاند، تمایل دارند با یک پارتنر زندگی کنند چون به تنهایی نمیتوانند از پس زندگی بر بیایند./ هفت صبح
@khabarfouri
@hooree🌹
رؤیایِ ملّی ایرانیان "زندگی" است
برخلاف آن چه که برخی می گویند ایران جامعۀ بی رؤیا نبوده و به رغم متکثر شدن جامعه، رؤیای ملّی خود را نیز می سازد و آن همانا "زندگی" است و چه رؤیایی بهتر از این. واقعیت این است که نوعی نگاه ساده انگارانه و تقلیل گرایانه است که اگر گمان کنیم جامعه ای چنین متکثر و متنوع فاقد "رؤیای ملّی" بوده و با متکثر شدن جامعه رؤیای ملّی از دست رفته باشد. ضمن این که نباید با نوعی تعمیم پذیری شتاب زده رؤیای ایدئولوژیکِ برخی ایرانیان که کاملاً در اقلیت اَند را به تمام جامعه نسبت داده و تصور کنیم که ایرانیان چنین رؤیایی در سَر دارند!!
واقعیت آشکار این است که ایرانیان(منظور متوسط جامعۀ ایران است) اکنون از قضا "رؤیای ملّی" خود را ساخته و پرداخته اند و آن همانا "زندگی" است، زندگی ای تؤام با رفاه، آرامش، صلح، آزادی، برابری و آشکار است که تنها و تنها در مسیر توسعۀ همه جانبه و متوازن قرار گرفتن است که چنین زندگی ای را می تواند به ارمغان داشته باشد.
بسیاری از شواهد و قرائن موجود در جامعه و همچنین کنشگری های شهروندان و گروه های مختلف اجتماعی که در جنبش های سالیان اخیر هم نمونه های آن را دیده ایم به خوبی نشان می دهند که ایرانیان به طور عموم خواهان در اختیار داشتن "زندگی" هستند. ضمن این که نتایج بسیاری از مطالعات پژوهشی در حوزۀ علوم اجتماعی نیز همین ادعا را تأیید می کنند.
بر این گمانم که حتی نیازی به پژوهش و مطالعات میدانی و علمی هم نباشد و گشت و گذاری هر چند سطحی در جامعه نیز به خوبی هر چه تمام تر این موضوع را اثبات می کند که عموم شهروندان و گروه های اجتماعی بیش از همه "زندگی" را می خواهند و خواستن "زندگی" نیز نیازمند الزامات و اقدامات مهمی چون حرکت به سمت و سوی توسعه است.
ایرانیان بارها و با روش ها و به زبان های گوناگون ندا سر داده اند که از آرمان گرایی ها و ایدئولوژی پردازی ها خسته و نا امید شده اند و تنها چیزی که آنان را راضی و خوشحال می کند زندگی است. این که اقلیتی از ایرانیان (که هر روز هم از تعدادشان کاسته می شود) همچنان به دنبال برخی ایدئولوژی ها روان هستند هیچ ربط و نسبتی با اکثریت ایرانیان نداشته و نباید به پای آنان نوشته شود.
به نظر می رسد که این مهم ترین بزنگاه تاریخی ایرانیان باشد از آن رو که بیش ترشان به انتخابی درست و عقلانی دست زده اند و هدفی ارزشمند و عالی به نام "زندگی" را انتخاب کرده اند و از هر گونه ایدئولوژیگراییِ توهم آلود و بی سر و ته دست شسته اند و برای همیشه در نقطه ای مشترک به توافق رسیده اند.
مرور هرچند سطحی و گذار در تاریخ یکصد سالۀ معاصر ایران به خوبی نشان می دهد که ایرانیان چندان "رؤیایی ملّی" به نام "زندگی" به معنایی که اکنون مد نظر است، نداشته اند و نیروها و سرمایه های فردی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و در حقیقت زندگی خویش را بیش از همه صرف قومیت گرایی ها، ایدئولوژی پردازی های دینی، فرقه گرایی ها و آرمان گرایی های دست نیافتنی کرده بودند. اما اکنون وضع و حال شهروندان جامعه و گروه های اجتماعی متکثر و مختلف به گونه ای است که تو گویی رؤیایی غیر از داشتن یک "زندگی ارزشمند، خوش و خوب" را دنبال نمی کنند و این بهترین رؤیا و آرمان است.
داشتن چنین رؤیای ملّیای البته به رغم بادهای ناموافقی که تاکنون وزیده و اکنون نیز می وزد، ایجاد شده و گفتن ندارد که به دست آوردن اَش نیز با دشواری هایی چند روبرو است. به ویژه آن که نظام حکمرانی کارآمدی و عقلانیت لازم برای برخورداری ایرانیان از زندگی مطلوب را نیز نداشته و بلکه با ناکارآمدی و سیاستگذاری های نادرست مسیر مورد نظر را با موانع زیادی مواجه نموده است. با این همه اما راهی که ایرانیان انتخاب کرده اند دیگر قابل برگشت نبوده و نظام حکمرانی هم خوب است بداند که بهترین هدیه ای که می تواند برای شهروندان به ارمغان آورد همانا "زندگی" است و هر اقدام دیگری که انجام دهد فقط هدر دادن سرمایه های ملّی بوده و بر نارضایتی های موجود نیز می افزاید.
✍محمدباقر تاج الدین
@hooree🌹
🌿کشمکش بر سر حجاب
تقابل بر سر اجرای یک قانون ناقص
♦️درحالی که دولت تلاش میکند تا با رویکردی متعادل به چالشهایی که مخالفانش پیشروی قوه مجریه میگذراند را پشت سر بگذارد، جریانهای سیاسی مختلف با اهداف و انگیزههای متفاوت به این موضوع دامن میزنند. به طور مشخص موضوع حجاب به صحنه تقابل جدی میان دولت و جریان پایداری تبدیل شده است. کمااینکه روز گذشته مجید انصاری، معاون حقوقی رئیسجمهور با اعلام توقف موقت ابلاغ قانون جدید حجاب، به دلیل وجود بخشهای غیرقابل اجرا، از تلاش دولت برای اصلاح این قانون خبر داد. در این میان، آیتالله سیدمصطفی محققداماد، از فقهای برجسته و صاحبنظر در حوزه فقه و حقوق، با ارائه تفسیری متفاوت از احکام اسلامی مربوط به حجاب، معتقد است: «حکومت نمیتواند زنان را به حجاب ملزم کند. وی با استناد به روایاتی از پیامبر اسلام(ص) و با استدلال بر اینکه بسیاری از احکام دینی، ضمانت اجرایی الهی دارند و نیازی به دخالت در اجرای آنها نیست بر این باور است که حکومت اسلامی نمیتواند همه واجبات را به صورت قانون درآورد و اجرای آنها را الزامی کند. به عنوان مثال، وی به وجوب حج اشاره میکند و میپرسد آیا حکومت باید افرادی که استطاعت مالی دارند را مجبور به رفتن به حج کند؟»
حجاب همچنان اهرمی برای فشار به دولت
اما در مقابل، جریان پایداری در مجلس با فشار بیامان بر دولت، خواستار اجرای فوری و کامل قانون حجاب است. این جریان با سازماندهی تحصنهای شبانهروزی در مقابل مجلس و نهاد ریاستجمهوری و با بسیج نمایندگان مجلس برای امضای نامهای در حمایت از قانون حجاب، تلاش میکند تا دولت را وادار به عقبنشینی از موضع خود کند. حتی مرتضی آقاتهرانی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و از چهرههای شاخص پایداری از ابلاغ قانون موسوم به حجاب و عفاف در اسفند ماه امسال خبر داد. وی با بیان اینکه نباید در تصمیمگیری درباره حجاب، ملاحظات آمریکا و اسرائیل را در نظر گرفت، منتقدان این قانون را به ناآگاهی و عدم مطالعه آن متهم کرد. وی پیش از این نیز حتی قبل از توقف ابلاغ قانون توسط شورای عالی امنیت ملی بر اجرای قریبالوقوع آن تاکید کرده بود.
پایان باز یک قانون!
قانون موسوم به حجاب و عفاف که توسط مجلس تصویب شد و قرار بود توسط محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس برای اجرایی شدن ابلاغ شود توسط شورای عالی امنیت ملی متوقف شد. این اقدام باعث شد برخی از نمایندگان که اکثراً از جریان پایداری بودند به طور مکرر در نقد این تصمیم سخن بگویند. همچنان نیز برخی از نمایندگان در این خصوص اظهاراتی ارائه میدهند. تجمعکنندگان جلوی مجلس و ادعاها درباره دریافت پول به دلیل حساسیت موضوع حجاب، بازتاب گستردهای داشته است. از یکسو، این ادعاها میتواند نشاندهنده وجود افرادی باشد که از این موضوع بهعنوان فرصتی برای کسب منفعت مالی استفاده میکنند. از سوی دیگر، این ادعاها ممکن است به عنوان ابزاری برای تضعیف حرکت مردمی مطرح شده باشند.
❇️ این درحالی است که در این فضای پرتنش، سردبیر سایت مشرق نیز با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) از مسدود شدن شماری از کانالهای تلگرامی به دلیل اختلافافکنی و سازماندهی تجمعات غیرقانونی خبر داد. این اقدام نشاندهنده تلاش نهادهای مسئول برای کنترل فضای مجازی و جلوگیری از گسترش بیثباتی و ناامنی در جامعه است. با این حال به نظر میرسد که موضوع حجاب و مباحث پیرامون آن به این زودیها از دستور کار سیاسی و اجتماعی کشور خارج نخواهد شد و به عنوان یکی از محورهای اصلی اختلافنظر و کشمکش میان جریانهای سیاسی مختلف باقی خواهد ماند. این درحالی است که ثابتی از چهرههای نزدیک به سعید جلیلی و پایداریها به همراه حمید رسایی، آقای تهرانی و نمایندگان مخالف دولت از همان ابتدای روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان هر موضوعی را به اهرمی برای فشار به دولت تبدیل کردند. از ماجرای اینکه بند ۲ قانون انتصاب افراد در مشاغل حساس را اصلاح نکردند تا ظریف را آنقدر در فشار بگذارند تا بالاخره به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه کنار بکشد تا استیضاح وزیر اقتصاد در آخرین روزهای سال و فشار بر دیگر وزرای وزارتخانهها تا مسائلی همچون فیلترینگ و حجاب.
🔺برای خواندن ادامه این مطلب به سایت سازندگی مراجعه کنید
https://saazandegi.ir/کشمکش-بر-سر-حجاب/
@swhriran
@hooree🌹
ساسی و مربیان تربیتی!
غلامعلی حدادعادل در بارهٔ حاشیههای آهنگ سخیف تازهٔ ساسی مانکن گفته است: "زمانی که معاونت پرورشی را منحل کردند، زمینهساز چنین مشکلاتی شدیم. باید ارزشهای تربیتی و فرهنگی را به مدارس بازگردانیم."
به نظرم آقای حدادعادل معادله را معکوس میبیند.
این در واقع بسیاری از مربیان تربیتی مدارس بودند که با نوع نگاه خرافی و سطحی خود، بچههای ما را بیدین و دینگریز کردند و زمینهساز گرایش به آثار کسانی چون تتلو و ساسیمانکن شدند.
کار بسیاری از این مربیان، ایجاد ترس و وحشت از دنیای پس از مرگ بین بچههای بیگناه این مملکت و ایجاد مشکلات روانی برای آنها بود.
بخش زیادی از وقت خود من، صرف زدودن خرافات و ترسهای موهوم از خداوند در ذهن بچههایم شد، یعنی همهٔ آنچه مربیان تربیتی مدارسشان با انواع ترفندهای وحشتآفرین به آنها القا کرده بودند.
بنابراین، بسیاری از مربیان تربیتی سهمی بزرگ در بیاعتبار کردن آموزشهای اخلاقی و فرهنگی اصیل برای چند نسل این کشور به خود اختصاص دادهاند و نتیجهٔ کارشان رواج آثاری در حد ساسی و تتلو در بین بخشی از جامعه است.
✍احمد زیدآبادی
@hooree🌹