امروز شیشه های بیمارستان رو چسب زدن
و من بالاخره بعد از نه روز باورم شد که واقعا تو جنگیم
من دگر هرگز نمیمیرم،
من به گردون میرسانم سر
من تنم را با گلاب عشق میهن میتوانم شست
پیش رویم از گل و شادی هزاران بوستان دارم
در مسیرم صدهزاران بذر نیرومند میکارم