منسمتِ تاریک زندگیام را به او نشان دادم
و او برایم ماه شد در شبهایِ تار،
و تابید به خرابههای قلبم. عباسع را میگویم..
*/درکلاس ِ عاشقی عباس غوغا میکند
در دل هر عاشقی عباس مأوا میکند
هرکسی خواهد رود در مکتب ِ عشق حسین
ثبت ِ نامش را فقط عباس امضا میکند
حُرقهءَ؛
با اشک و لطمه حقِ عزایت ادا نشد، باید که خون حنجره را خرجتان کنم.
- كاشكي روضهِ قتلگاه تو دروغ بود حسينع..