eitaa logo
هُرم
147 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
461 ویدیو
19 فایل
گاه‌ نوشته‌هایی از حسین فرهانیان @hfarhan اگر دوست دارید ناشناس مطلبی برایم بگذارید🖋 https://harfeto.timefriend.net/17141149934247
مشاهده در ایتا
دانلود
و آخرین غذا، میهمان میزبان اصلی حضرت صاحب الزمان
حالا تمام حرف شب و روز زائـر است یادش بخیر، هفته پیش این موقع کربلا ...🥺
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً... لبیک یا حسین
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به ما گفتی صبوری کن، صبوری...
ها شرح دلم یک غزل کوتاه است که ردیفش همه، «دلتنگ توام» می آید... ... هَذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ...
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
. من اگر روضه‌خوان بودم، مثل امشبی به پله‌ی دوم منبر نرسیده، برمی‌گشتم روی زمین، رها می‌شدم... جوری که مستمع‌ها بفهمند، پایم نداده از منبر بالا بروم... بعد همانطور که عبایم از شانه‌هایم آویزان شده با چهره‌ای غمزده بسم الله می‌گفتم و آه می‌کشیدم، طوری که "بیچاره شدیم" از سر و رویم بریزد... بعد وسطِ بهتِ مستمع‌ها با اندوه می‌گفتم: هجده سال، فقط هجده سال... فقط هجده سال داشت... بعد سکوت می‌کردم و اجازه می‌دادم کنایه فهم‌ها جمع را متوجه کنند، چه خبر است... تا بعد از چند دقیقه سکوت، اولین نفری که شانه‌هایش به گریه بلرزد پیرمردِ هشتاد ساله‌ی مجلس باشد که با خودش حساب کرده من هشتاد سال عمر کنم و آن وقت او فقط هجده سال؟ پشت‌بندش پدری که پیش از مسجد دختر هجده ساله‌اش را جلوی آموزشگاهی پیاده کرده و حسابی قربان صدقه‌ی چشم و ابرویش رفته شروع به هق هق کند و بعد از او جوان هجده ساله‌ای که توی مجلس نشسته و در این فاصله یک دور تمام آرزوهایش را مرور کرده و با خودش به این رسیده که هجده سالگی تازه اولِ جوانیست، تازه اوج آرزوها و خواسته‌ها، تازه شروعِ زندگی... یکدفعه صدایش به ناله بلند شود و همه‌ی مجلس را به هم بریزد... بعد من رو به آدم‌ها بگویم، زدن داریم تا زدن! من و شما هم یک وقتی ممکن است فرزندمان را کتک بزنیم... خیلی وقتها ممکن است یکی، دیگری را بزند... اما زدن داریم تا زدن! اینکه یک نفر به قصد کشت بزند، اینکه یک نفر با کینه و نفرت بزند، اینکه یک نفر با بغض بزند... این خیلی فرق دارد... اینجای مجلس قطعا صدای زن‌ها بلند شده و وقتش است بگویم، خانوم‌ها همینطوریش آنقدر نازک هستند که خیلی زود بشکنند، بترسند، فروبریزند... حالا شما حساب کن، یک مردِ بلندِ عرب، یک مردِ عصبی‌مزاج و بدمنظر، یک مردی که کینه و دشمنی همه وجودش را گرفته، حالا هم با قصدِ قبلی آمده، در خانه را با مشت و لگد بزند... شما به من بگو، سَرِ یک خانومِ هجده ساله‌ی نحیف که تازه باردار هم هست چه می آید؟! یک مردِ عربِ بلندقدِ بدمنظرِ وحشی که با قصدِ قبلی آمده... حالا این مرد قرار باشد بزند، چطور میزند؟ اینجای مجلس دیگر حتما خودم از همه بی‌تاب‌تر شده باشم و بلند‌بلند گریه کنم... بگذارم چند دقیقه مجلسم به گریه‌های بلند و ناله‌های بی‌تاب بگذرد، بعد همانطور بین هق‌هق‌ها بگویم: هنوز کفن پیغمبر خشک نشده بود... تا دوباره گریه‌کن‌ها مجلس را روی سرشان بگذارند. بعد هم تیر خلاص را بزنم و بگویم: اینکه کشتند یک حرفی‌ست اینکه به ضرب مشت و لگد کشتند یک حرف دیگر... تا باز صدای گریه‌ها بالا بگیرد... بعد هم مجلس را به حال خودش رها کنم و تا مداح دمِ یا زهرا می‌گیرد، خودم را بین گریه‌ها و ناله‌های مردم گم کنم... من روضه‌خوان نیستم ولی اگر بودم شب شهادت پیغمبر، روضه‌ی زهرایش را می‌خواندم و مردم را بیشتر از هر وقت دیگر برای فاطمه می‌گریاندم داغِ پیغمبر، شروعِ داغِ حضرت زهراست... اصلِ روضه‌ی امشب، روضه‌ی حضرت زهراست... ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham پینوشت: روضه خواندن لازم نیست، این داغ سنگین‌تر از این حرفهاست، روضه‌خوانها فقط برای همین خوبند که صدایشان توی بلندگو بپیچد تا صدا به صدا نرسد که مردم راحت گریه کنند و بی‌خجالت ناله بزنند... پینوشت: الهی بمیرم برات یک دونه‌ی پیغمبر، صاحب عزای امروز، زهرای نازنینِ پیامبر، تسلیت بانوی عالم... https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
آمدیم آن سر شهر روضه امام حسن! محله سیدالکریم... حدس می‌زنید کجا ایم؟ 🤔
هدایت شده از سید یاسر یعقوبی
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از صبح دنبال یه چیز دلی بودم که حق عزیز دلمون حضرت ختمی مرتبت صل الله علیه و آله و سلم رو ادا کنه، الان اتفاقی این فیلم رو پیدا کردم. دعا می‌کنم خدا توفیق بده به همه این جمع و قسمت بشه برید مدینه تا لذت حضور در کنار عزیزترین مخلوق خدا رو بچشید...🤲🏻 مدینه خیلی خیلی فضای عجیب و دل‌انگیز و غم‌انگیزی داره و اصلا قابل مقایسه با سایر شهرهای مذهبی نیست. کاش یکم پیامبر عزیز رو در زندگی مون پررنگ‌تر کنیم... یا ایها العزیز مسّنا و اهلنا الضرّ ... فتصدّق علینا...
هدایت شده از سدخارجی
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرسیدم اگه امام رضا ایران نبود چی می‌شد؟ با صدای: شما🖤 با همکاری موزه ملک آستان قدس امام رئوف @sedkhareji✔️
هدایت شده از سِدگراف
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا امام رضا 💔 @sedgraph
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ناامید شده‌ام. چند روزی است که دارم تمام سایتها و دفاتر فروش بلیط را زیر و رو می‌کنم اما بی فایده است. توی دلم هنوز تسلیم نشده‌ام، توی کانال می‌نویسم که نمی‌طلبی آقا، که تو فقط امام خوبا نیستی پس ما بدا رو کی باید گردن بگیره؟! که به دلت بگو صبر داشته باش! که کربلا ضروری‌ام آقا... از بی حوصلگی می‌روم توی آشپزخانه، سر یخچال، درش را باز می‌کنم و میوه‌های توی ظرف را کمی بالا و پایین می‌کنم و بدون آنکه چیزی انتخاب کنم درش را می‌بندم. می‌نشینم روی صندلی و نگاهم می‌افتد به عکس گنبد و گلدسته آقا که بالای هود آشپزخانه با آهنربا چسبانده‌ایم. دلم هُرّی می‌ریزد پایین و قطرات اشک مسیر خودشان را توی صورتم پیدا می‌کنند و روی صفحه گوشی می‌چکند! تصمیم می‌گیرم برای آخرین بار بروم سراغ بلیط ، مثل کسی که بخواهد استخاره بگیرد صفحه نرم افزار ۳۶۰ را باز میکنم و روی تاریخ رفت کلیک می‌کنم . یک پرواز دو تا بلیط جا می‌دهد ، نمیدانم چطور جا باز شده؟ کسی انصراف داده یا... چه فرقی می‌کند. سریع اطلاعات از روی پاسپورت ثبت می‌کنم و پرداخت را انجام می‌دهم و منتظر می‌مانم تا بلیط صادر شود. نگاهم می‌افتد به شارژ گوشی، فقط ۸ درصد شارژ دارد! برات کربلا دست خودشان است، باید از همان اول می‌آمدم سراغ امام رضاجان!