12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهادت به ولایت علی امیرالمومنین در اذان مغرب
محراب شهادت #مسجدکوفه
ببخشید که از دیروز فرصت نکردم چیزی اینجا بفرستم. توی راه بودم و شرایط اش نبود. حالا اما توی جایی هستم که نصفم توی آفتاب و نصفم زیر کولرگازی است. همین هم خداروشکر...
متن زیر مال دیروزه بخونید و برام دعا کنید خدا هدایتم کنه. 🙏
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیدانم تا حالا شده شما را جایی ببرد و بگویند که اینجا در گذشته خانه مادربزرگت بوده یا تو، توی این خانه به دنیا آمدی یا فلان مغازه سالها مغازه پدربزرگت بوده؟ درحالیکه تو هیچ خاطرهای از پدربزرگ مرحومت نداری و او سالها قبل از تولد تو از دنیا رفته. نمیدانم اگر توی اون خانه یا مغازه ساعتها بمانی چه احساسی داری؟
من امروز از صبح توی مسجد کوفه ام. احساس عجیبی دارم انگار پرت شدهام به هزار و خوردهای سال پیش!
انگار نشستهام روبروی دکةالقضا و پدربزرگم دارد قضاوت میکند. انگار نشستهام مقابل محراب و فرق غرق به خونش را نگاه میکنم. انگار نشستهام کنار حضرت سجاد و دارم های های برای مظلومیت پدرمان اشک میریزم.
نمیدانم احساس میکنم اینجا برایم غریب نیست. سالهاست که اینجایم. حتی قبلتر از اینکه با مسلم به اینجا بیایم. قبل تر از هانی و مختار.
با همه سختیهایش مثل خانه پدری دوستش دارم. خیلی زیاد ...
دیشب از مسجد کوفه پیاده آمدم مسجد سهله. اولین بار بود که این مسیر را قبل از اربعین و پیاده میآمدم. سالهای قبل این مسیر را بعد از اربعین و با یک و نیم دینار با توک توک (موتور سه چرخ) آمدهام. مسیر عین مشایه بود. راه به راه موکب و پذیرایی. اینجا انگار زمان معنا ندارد. شب هم شرایط اش مثل روز است حتی شاید بهتر چون گرمای شدید روز را ندارد. جمعیت زیادی از سمت مسجد کوفه به سمت مسجد سهله روان اند. شلوغی زیاد سختی اش این است که صف تحویل کوله و سرویس بهداشتی را طولانی میکند و همین قدر هم اگر نباشد که پس چرا باید رفت بهشت!
بهشت واقعی همسفر بودن با زوار امام عاشقان است. باور میکنم که بهشت هم این روزها به مشایه قبطه بخورد .
پاهای تهرانیام هنوز بازی در میآورند. هنوز باورشان نشده قرار است حالا حالاها ازشان کار بکشم. لوس و بدعادت شدهاند.عادت کرده اند فقط روی گاز و ترمز فشار بیاورند. پای چپم گرفته و لنگ میزنم.
چند قدم آخر را واقعا به سختی طی میکنم و وارد مسجد سهله میشوم.