هُرم
🔹 خرید اشتراک یکسالهٔ مدام آغاز شد! 🔹 🔑 با تهیهٔ اشتراک، بدون دغدغه و تنها با یک سفارش، شمارههای
اگر تخفیف ۴۰ درصدی هنوز راضی تان نکرده پیام بدید کدتخفیف بیشتر بدم خدمت تون!
هدایت شده از ..: برای ایران :..
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا لطیف
«این منم!
میخوام بهتون بگم وقتی صدای بوم بوم میاد
ما چیکار میکنیم»
تصویرگر: زینب نظری
صدا و تدوین: فاطمه فرهانیان مقدم عزیزم ۱۱ ساله از تهران
#ایران_قوی
#کودک
#مقاومت
@Zbzn65
🔹 #برای_ایران @foriran1401
بسم الله الرحمن الرحیم
مهمانیات دارد تمام میشود بهترین سفرهدار دنیا.
نه روز اول را خوب آمدیم. سعی کردیم هرجور شده مثل هر سال روزی یک جزء قرآنمان را بخوانیم. بیشتر دمپر مفاتیح باشیم و با ابوحمزه اخت شویم. دلمان بود افطار، آشی، حلیمی، سوپی، حلوایی بپزیم که هم بچهها ذوق کنند، هم کاسهای به خیر، به همسایه برسانیم. شاد بودیم خداجان، چون اسممان شده بود «ضیوف الرحمان» و مهمان تو بودن قشنگترین عنوان جهان بود...
تا صبح روز دهم.
ما خوب بودیم تا صبح روز دهم
و اجازه بده این سد نشکند و من برایت نگویم صبح روز دهم دقیقاً چه شد چون آنوقت دیگر نمیتوانم ادامهٔ این متن را بنویسم. فقط همینقدر بگویم که ما تا ابد هرجا «مشت گرهکرده» ببینیم، یک بار دیگر جگرمان تاول میزند به یاد مردی که روزه بود و قرآن میخواند که دعایش را مستجاب کردی و براتش دادی...
بیا همینجا درزش بگیریم که روضه باز است...
ما از سحر روز یازدهم که خبر بهمان رسید، دیگر آن آدمهای قبلی نشدیم. ما حالا امت شهید سیدعلی خامنهای بودیم که باید مبعوث میشد و علَمی را که یک مرد سیوهفت سال آزگار به دوش کشیده بود و از گردنهها گذرانده بود، برمیداشت.
ما را ببخش حضرت میزبان!
ما را ببخش که دیگر نتوانستیم گوشیمان را زمین بگذاریم چون دارند ضیوفالرحمان تو را میکشند و ما ناچاریم مدام از هم خبر بگیریم نکند احوالپرسی بیفتد به قیامت.
ما را ببخش که حضور قلبمان زیر نفیر موشکهای آمریکایی موج برداشت و در نماز چشممان پیش بچهها بود که زیر پنجره نخوابیده باشند.
ما را ببخش که ناچار شدیم از اذکار طولانی دست بکشیم و یاد گرفتیم همهٔ اعتقادمان را در «الله اکبر» بریزیم کف خیابانهای وطنی که باید مراقبش باشیم.
ما را ببخش که بیشتر از تمام دعاهای وارده برای ماه رمضان، جوشن صغیر خواندیم، چون میخواستیم تو به تن وطنمان سپر بپوشانی و نگذاری ایران ویران شود.
ما را ببخش که دیگر هیچ دل و دماغ نداشتیم چیزکی بپزیم، سلیقهای خرج سفره کنیم و فقط سادهلقمهای به دهان گذاشتیم زنده بمانیم بجنگیم.
ما را ببخش که ختم قرآنمان نیمهکاره ماند چون مدام داشتیم سورهٔ فتح و نصر و فیل میخواندیم.
ما را ببخش که جای نشستن پای مفاتیح، در خیابان ایستادیم تا کفتارها جرئت نکنند سمت این گربهٔ ایرانی بیایند.
ما را ببخش که سحرها، با چشمهای ورمکرده از گریه، دلتنگی ابوحمزه را کشیدیم و گوشهای از خستگی خوابمان برد و با هر صدای انفجار از خواب پریدیم و کانالهای خبری را نگاه کردیم ببینیم کداممان به لشکر شهدا پیوسته.
ما را ببخش که بس که شهید بر دوش گرفتیم و در خیابانهای ایران تشییع کردیم، دیگر رمق اعمال مستحبیمان نماند.
ما را ببخش که هر غروب دم افطار آن همه گریه کردیم چون دعای دوممان بعد از «اللهم عجل لولیک الفرج» شهید شده بود و یادمان نمیماند «رهبر ما را حفظ کن» تبدیل شده به «بر علوّ درجات او بیفزا»...
ما را ببخش که شب نوزدهم وسط گریه خندیدیم چون مهربانتر از آن بودی که بگذاری بدون ولی بمانیم و بهترین رهبر عالم را روزیمان کردی تا «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد» دشمنانت را بسوزاند.
ما را ببخش که اعمال وارده در ماه مبارک رمضانمان عوض شد و جای تمام اذکار سفارششده «اللهم سدّد رمیهم» و «ید الله فوق ایدیهم» گفتیم و به آسمان وطن دمیدیم که شهاب ثاقب بفرستی و سجیلها را بر سر ابرههها بکوبی.
ما را ببخش که امسال ذوق و شوق نماز عید فطر نداریم و با «اللهم لک الکبریاء و العظمه» به گریه میافتیم. امام جماعت ما را شهید کردهاند و دلتنگی قنوتها و صداش خودت بهتر میدانی چه دردیست...
خدایا ما را ببخش که با صورتهای خاکی و لباسهای خونی مهمان تو بودیم و جای سنگینرنگین نشستن در مهمانی، مدام داشتیم از زیر آوار شهید بیرون میکشیدیم.
ما همینها از دستمان برمیآید باری تعالی. ما را ببخش و کم ما را زیاد حساب کن. ولی بین خودمان بماند، ما میدانیم تو ما را اینطور، بیشتر میپسندی و دوست داری. ما حواسمان هست دعایمان را مستجاب کردهای و رخصت دادهای دشمنانت، این پستترین جماعت خلقت، به دست ما شیعیان حیدر کرّار قلع و قمع شوند. ما میدانیم تو جهاد را از سجادهنشینی خوشتر داری و همهٔ دلخوشیمان این است اسم ما را هم در زمرهٔ مجاهدان راه روشنت بنویسی.
ما داریم «ما رأیت الا جمیلا» را تمرین میکنیم مربی. هوایمان را داشته باش اگر تازهکاریم هنوز و نسل کهنهکارمان را خودت بازنشسته کردی و بردی توی تیم عاقبتبهخیرشدهها.
دوستت داریم و اشک و خندهمان برای رضای توست. از ما راضی باش ای تکیهگاه و پناه زیباترین لحظههای پرعصمت و پرشکوه تنهایی و خلوت ما!
از تو ممنونیم برای جنگ رمضان
و این شکر را فقط دیوانهها میفهمند و عاشقها.
بندهٔ خیلی کوچک تو
پرستو علیعسگرنجادِ فدایی جمهوری اسلامی ایران🇮🇷
http://ble.ir/parastooasgarnejad
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
لطفا برای آرامش روح مادربزرگ عزیزم فاتحه و صلواتی هدیه بفرمایید.
هدایت شده از رادیو خیمه
- رادیو شبیر - 1165539443650797314_742083035006370.mp3
زمان:
حجم:
3M
🎧پادکست #آقای_شهیدم💔
❤️🔥 داستان فراق یار خراسانی
🎙گوینده: زهرا فرهانیان
💠 رادیو خیمه
@radio_kheymeh
💠 خیمه بانوان هنرمند هیأتی
@kheymeh_art”
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
تمام حسرتم این است که تنها یکبار میتوانم جانم را فدای ایران کنم...
ایران حرم است.
ما ترکناک یا ابن الحسین
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
اولا جوون های ما کشته نشدن شهید شدن
دوما جنگ نعمته آقا شما نمیدونی.
#جنگرمضان