هدایت شده از محمدامین نخعی
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
متاسفانه داریم برمیگردیم به عهد غیبت صغری
باید اجازه نداد، غیبت امام و امنیت نداشتن امام بشود قاعده
@maminnakhaei
این ساعات قلب حضرت حجت در فشار است. وقایع ظهر عاشورا و اسارت اهل بیت هر سال برایشان با همان کیفیت تکرار میشود.
حضرت در زیارت ناحیه مقدسه به اباعبدالله میفرمایند لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما
هر صبح و شام بر تو گريه و شيون مىكنم و در مصيبت تو به جاى اشك، خون مىگريم.
در این لحظات برای آرامش قلب و سلامتی امام زمانمان صدقه را فراموش نکنیم.
آجَرَکَ الله یَا مولای یا صَاحِبَ الزَّمان بمصاب استشهاد جَدِّک و ساعدالله قلبک الشریف فی مصیبة جدک المظلوم الشهید، و لعن الله اعدائکم و جعلنا الله من موالیکم و معکم فی الدنیا و الآخره و عجل الله تعالی فی فرجکم الشریف
نشستهام تنهای تنها وسط صحن مصلای تهران و دارم زیارت وارث میخوانم. السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ... و چشم دوختهام به فضای خالی بالای کانتینرهایی که قرار است چند روز دیگر پیکر تو را که درون تابوتی از پرچم ایران است در آغوش بگیرند. وسط دعا با دست روی زانوهایم میزنم و برایت نوحه میخوانم «روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد /قربان آن آقا که انگشتر ندارد / یک تکهای سالم همه پیکر ندارد /جایی برای بوسهی مادر ندارد...»
چقدر شبیه مولایمان شدی! غریباً وحیداً فریدا
هُرم
نشستهام تنهای تنها وسط صحن مصلای تهران و دارم زیارت وارث میخوانم. السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آ
نشستهام تنهای تنها وسط صحن مصلای تهران و دارم زیارت وارث میخوانم. السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ... و چشم دوختهام به فضای خالی بالای کانتینرهایی که قرار است چند روز دیگر پیکر تو را که درون تابوتی از پرچم ایران است در آغوش بگیرند. وسط دعا با دست روی زانوهایم میزنم و برایت نوحه میخوانم «روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد /قربان آن آقا که انگشتر ندارد / یک تکهای سالم همه پیکر ندارد /جایی برای بوسهی مادر ندارد...»
چقدر شبیه مولایمان شدی! غریباً وحیداً فریدا
یادم هست بچه که بودم بابا برایم داستانی از وداع یک ملت با امامشان را تعریف کرده بود. از پاسدارهایی گفته بود که قرار بود روی کانتینرها بایستند تا مانع هجوم مردم باشند اما وقتی پیکر امام را آوردند بر سر زنان خودشان را از آن بالا روی تابوت امام پرت کرده بودند. از جوانانی که بیهوش روی دستان مردم حمل میشدند. از هرم داغ تابستان، از فریادها و نالهها، از... اینجا هم چند روز دیگر میعادگاه عاشقان تو خواهد بود و همه آن صحنهها قرار است دوباره تکرار شود. میدانم که تو از آن بالا همهمان را میبینی و دست نوازشت را بر سرهایمان میکشی. میدانم طاقت اشکهایمان را نداری اما چه کنیم که ما هم طاقت دوری ات را نداریم. وقت نکردهایم یک دل سیر برایت اشک بریزیم. اصلا نفهمیدیم کِی تو را از ما گرفتند. هنوز موج صدایت تو گوشمان است که میگفتی «فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلى رَسولِهِ وَعَلَى المُؤمِنین. خدای متعال انشاءالله آرامش را، اطمینان قلبی را بر یکایک آحاد مردم نازل میکند» یادم میآید که سالها اینجا در همین مکان پشت سرت نماز عیدفطر خوانده بودم و بعد از نماز دعا کرده بودم که تو پرچم خونخواهی امام شهیدمان را به دست آقایمان بسپاری.
من اینجا وسط صحن مصلای تهران آرام نشستهام و دارم برایت مویه میکنم و از خدا فرج آقایمان را برای خونخواهیات میخواهم.
چقدر شبیه مولایمان شدی! ثارالله و ابن ثاره
ای وای رهبرم...