هدایت شده از انتشارات شهید کاظمی
✈️ این سفرنامه خواندنی به زودی داره چاپ میشه
و قراره به #نمایشگاه_کتاب برسه
😋 پس منتظر باشین که یه کتاب داغ و خوشمزه تو راهه...
#دورت_بگردم
این روایت ادامه دارد...
📌 #انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔@nashreshahidkazemi
هدایت شده از - وضعیت سفید
داشت میگفت:
من می دانم
به کجای قلبت شلیک کرده ام
تو دیگر خوب نخواهی شد...:)
هدایت شده از 🇮🇷 بنیاد فرهنگی روایت فتح 🚩
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«همه چیز تمام»
این بهترین توصیف
برای «محسن وزوایی» است
رتبه یک رشته شیمی دانشگاه شریف،
فاتح لانه جاسوسی ،
عقاب قلههای «بازی دراز» ،
و اولین فرمانده لشکر۱۰ سیدالشهداء
که با شهادت ، دستنیافتنیتر هم شد...
#بنیاد_فرهنگی_روایت_فتح
#سالروز_شهادت
#شهید_وزوایی
@bonyaderevayatefath
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرمود: معلمی شغل انبیاست...
من همیشه از بچگی این جمله را میشنیدم که معلمی شغل انبیاست و بعد فکر میکردم شغل انبیا چه بوده؟
نجاری؟ چوپانی؟ معماری؟ تجارت؟ یعنی مثلا آموزش این مهارتها به شاگردان؟
بزرگتر که شدم فهمیدم نه، منظور این جمله از شغل با معنای رایج آن متفاوت است.
شغل برای ایشان، یعنی آنچه تمام اشتغال ذهنی و عملی ایشان را در بر میگرفته. آنچه ماموریت ایشان در این دنیا تعریف میشده، آنچه عمر و جان و مال برگرفته از شغل رایج و آبروی ایشان خرجش میشده و آن «تربیت انسان» بوده! از انسان به عنوان یک موجود دوپا که عقل و قدرت تفکر دارد، آدم ساختن. آدم هم یعنی موجودی که دین داشته باشد، اخلاق داشته باشد، عمل صالح داشته باشد و وجودش برکت و نور باشد روی کره خاکی حالا در هر لباس و شغل دنیایی.
نه اینکه معلمی بشود شغلی مثل مهندس و معمار و تاجر و مدیر، نه! از آن سبک شغلی که تمام این شغلها را پوشش میدهد که هر شغلی داری، انسانی، و باید معلمی باشد که تو را جوری تربیت کند که هیچ شغلی تو را از دایره آدمیت خارج نکند و درست و متعالی زندگی کنی و زندگی بسازی.
من زندگی خود را مدیون معلمانی هستم که انبیا و اولیا معلمشان بودهاند.
هر روز روز ایشان است.
هر روز مدیون وجودشان هستیم
و هر روز باید دعاگویشان باشیم.
این روز بر همه مبارک که سعادت تجربه چنین معلمانی را در این کره خاکی پر از جهل و بیخبری و اعوجاج داشتهاند و لذت رشد و تعالی را چشیدهاند.
این روز را به #استادجوان این معلم خوبیها تبریک میگویم.
ولی من فکر میکنم خدا هم بعد از آفرینشِ اردیبهشت بود که به خودش دستمریزاد داد: فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ
اردیبهشت، اردیبهشت، اردیبهشت...
کی بود گفته بود پادشاه فصلها پاییز؟ یعنی اردیبهشت رو ندیده بود و اینو سروده بود؟
پادشاه فصلها نه پاییز و نه زمستون و نه بهار و نه تابستون
پادشاه فصلها و حتی پادشاه آفرینش، فقط اردیبهشت...
ما خاک شدن در گورستانی پر از علفهای وحشی در محوطهی یک امامزاده _احتمالا با حضور افتخاری درختی کهنسال_ را با خانهکردن میانِ خطوطِ موازیِ سنگ قبرهای یکشکلِ اطرافِ شهرهای بزرگ تاخت زدهایم.
انگار اصرار داشتهایم ثابت کنیم حتی موقع مردن هم ربطی به روستا نداریم.
عُقدهی نداشتنِ آرامگاه خانوادگی از همین روستای "دَوان" افتاد به جانم. در دَوان بودم که فهمیدم آرامگاه خانوادگی چقدر مهم است.
اگر از قبل بدانی قرار است با کی و کجا دفن شوی، یعنی در زندگی تنها نبودهای. تهش مطمئنی هرجای دنیا که باشی، باز هم قرار است به همان جایی برگردی که از آن شروع شدهای. میتوانی حدس بزنی در بهار چه جور گلی اطراف قبرت در میآید، منظرهی برفی و بارانی گورت را هم از قبل دیدهای. سر و ته میل به جاودانگی هم، با فکر پنجشنبهجمعههایی که اسمت سر زبانِ چهار نفر است، هم میآید. ته دلت قرص است به چیزی در این دنیا، حتی اگر آن چیزْ خانهی مرگت باشد که از قبل ششدانگه زدهاند به نامت. چگونه از بین بردن مردگانْ نگاه زندگان به حیات را لو میدهد. کی گفته بعد از مردن دیگر فرقی ندارد چطور دفن شوی؟ خیلی هم فرق دارد.
برگرفته از کتابِ "و کسی نمیداند در کدام زمین میمیرد" اثرِ مهزاد الیاسی
اردیبهشت اینجوریه که حتی قبرستونم پر از زندگی و حیات میشه.