eitaa logo
شعور .
72 دنبال‌کننده
169 عکس
13 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
دلواپسم که بر لبت امروز نام کیست گوشت به نغمە که و چشمت به جام کیست - فاضل نظری
اگر جویای احوال منی من سخت غمگینم ، اگر هم از سر تکلیف می‌پرسی خداراشکر .
من بریدم دل ز دنیا ، آبرویم را مبر ... رو زدم حالا به دریا ، آبرویم را مبر ... غرق در بحر گناهم ، دستگیر عالمین ... جان زهرا ، جان مولا ، آبرویم را مبر ... من کجا و گریه کردن بر حسین ... وصله ی ناجورم اینجا ، آبرویم را مبر ... من خودم را بین خوبان تو پنهان کرده ام ... تو ببین این خوب ها را ، آبرویم را مبر ... دارم از حال خودم خیلی خجالت میکشم ... سر نمی آرم به بالا ، آبرویم را مبر ... بین خوبانت به من هم روزی اشکی بده ... می شوم بی اشک رسوا ، آبرویم را مبر ... دارد آقا آبرویم میرود کاری بکن ... جان زهرا ، جان مولا ، آبرویم را مبر ... دارد این دوری ز تو خیلی خرابم میکند ... کربلایم را بده یا آبرویم را مبر ... با فراق کربلا داری عذابم میکنی ... بیشتر با این بلا ها آبرویم را مبر ...
بیا که در شبِ گردابِ زلفِ مواجت به غیر گوشهٔ چشمِ تو ناخدایی نیست - فاضل نظری
در تقّلای عبادت غافل از مقصد شدیم از سفر واداشت ما را توشهء سنگین ما .. - فاضل نظری
مکن زغصه شکایت که در طریق طلب به راحتی نرسید انکه زحمتی نکشید.
تا دل نشود عاشق دیوانه نمی گردد تا نگذرد از تن جان جانانه نمی گردد
پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند...
هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است حتی فرشته ای که به پابوس آمده انگار بین رفتن و ماندن مردد است اینجا مدینه نیست نه اینجا مدینه نیست پس بوی عطر کیست که مثل محمد است؟! حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای اینجا برای عشق، شروعی مجدد است جایی که آسمان به زمین وصل می شود جایی که بین عالم و آدم زبانزد است هرجا دلی شکست به اینجا بیاورید اینجا بهشت شهر خدا شهر مشهد است
ماجرای کوچه چشمان ترم را زخم کرد آه از دردی که قلب مضطرم را زخم کرد روضه خوانی میکنم هر روز و شب در خلوتم روضه‌ی سنگین مادر حنجرم را زخم کرد این مصیبت‌نامه را جُز من نمی داند کسی دستِ نامردی رسید و باورم را زخم کرد حوریه حتی نسیمی بر رُخش دارد ضرر باد گلبرگ گُلِ پیغمبرم‌ را زخم کرد سال‌ها گریان داغ ضربتِ آن سیلی‌ام ضربه‌ای محکم که رویِ مادرم را زخم کرد با شتاب و ناگهانی رد شد از روی سرم این مصیبت بود از پا تا سرم را زخم کرد آنقدر گفتم به جای مادرم من را بزن این تقلا کردنم بال و پَرم را زخم کرد آتشِ این زهر آبی رویِ آتش بوده است آتشی دیگر دلِ شعله‌ورم را زخم کرد عرش هم آنروز از غصه تلاطم کرده بود مادرم در کوچه راه خانه را گم کرده بود محمدحسن بیات‌لو