ماجرای کوچه چشمان ترم را زخم کرد
آه از دردی که قلب مضطرم را زخم کرد
روضه خوانی میکنم هر روز و شب در خلوتم
روضهی سنگین مادر حنجرم را زخم کرد
این مصیبتنامه را جُز من نمی داند کسی
دستِ نامردی رسید و باورم را زخم کرد
حوریه حتی نسیمی بر رُخش دارد ضرر
باد گلبرگ گُلِ پیغمبرم را زخم کرد
سالها گریان داغ ضربتِ آن سیلیام
ضربهای محکم که رویِ مادرم را زخم کرد
با شتاب و ناگهانی رد شد از روی سرم
این مصیبت بود از پا تا سرم را زخم کرد
آنقدر گفتم به جای مادرم من را بزن
این تقلا کردنم بال و پَرم را زخم کرد
آتشِ این زهر آبی رویِ آتش بوده است
آتشی دیگر دلِ شعلهورم را زخم کرد
عرش هم آنروز از غصه تلاطم کرده بود
مادرم در کوچه راه خانه را گم کرده بود
محمدحسن بیاتلو
موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد
گیسوان تو شبیه است به شب اما نه
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد
خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد
عقل یکدل شده با عشق، فقط میترسم
هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد
زخمی کینه من این تو و این سینه من
من خودم خواستهام کار به اینجا بکشد
یکی از ما دو نفر کشته به دست دگریست
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد
میثم مطیعیdelam-shode-zaeer-dobare-mese-kabutara.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
دلم شده زائر ..
دوباره مثل ِ کبوترم .