eitaa logo
شعور .
71 دنبال‌کننده
172 عکس
13 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
خبرت هست که چون با تو درآمیخته‌ام با تو پیوسته ز عالم همه بگسیخته‌ام؟ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت منی که خاک نشین بودم از تجلی عشق ... گذشته‌ام از فلک هم  به نردبان سکوت نهفته باید و بنهفتم آنچه را دیدم که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت
از زهد نیست‌ پاکی‌ِدامان‌ چون‌ منی جان‌ در‌ بدن‌ نمانده‌ که‌ یک‌ توبه‌ بشکنم..
هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی:)
-
شعور .
-
تصویر قشنگیست‌ که‌ در‌ صحنه‌‌ یِ‌ محشر ، ما‌ گرد‌ حسینیم‌ و‌ بهشت‌ است‌ که‌ مات‌ است ..
خطر کن! زندگی بی او چه فرقی می‌کند با مرگ؟ به اسم صبر، کم با زندگی امروز و فردا کن ... - فاضل نظری
از "زمستان تا ته مرداد"با یادت گذشت آمدم کم کم فراموشت کنم، پائیز شد
به ياد آن کسی كه چشم‌هايش برده جانم را تفال ميزنم هر شب مَفٰاتيحُ الجَنانَم را من آن آموزگارم كه سوال از عشق می‌پرسم وليكن خود نميدانم جواب امتحانم را كمى از دردها را با بُتم گفتم مرا پس زد دريغا كه خدايم هم نمى‌فهمد زبانم را به قدرى در ميان مردم خوشبخت بدنامم كه شادى لحظه‌اى حتى نمى‌گيرد نشانم را تو دريايى و من يك كشتى بى رونقِ كُهنه كه هى بازيچه می‌گیری غرورم، بادبانم را شبيه قاصدك‌هاى رها در دشت می‌دانم لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را دلم مى‌خواهد از يك راز كهنه پرده بردارم امان از دست وجدانم كه مى‌بندد دهانم را
نگذشتی از نصیحت دیوانه‌ای چنین ممنونم از مرمت ویرانه‌ای چنین من دست‌بوس حضرت رنجم اگر مرا انداخته‌ست گوشۀ میخانه‌ای چنین اکسیر جاودانگی‌ام بوسه‌های توست بگذار واقعی شود افسانه‌ای چنین نازم به غیرتش که هنوز ایستاده است شمعی به گریه بر سر پروانه‌ای چنین افتاده‌ای دلا اگر از کوه چون پلنگ نوش تو باد مرگ دلیرانه‌ای چنین - فاضل نظری
شعور .
به ياد آن کسی كه چشم‌هايش برده جانم را تفال ميزنم هر شب مَفٰاتيحُ الجَنانَم را من آن آموزگارم كه سو
👏🏻👏🏻بسیار زیبا ببخشید که من روی شعرها نظر میدم، ولی از اونهایی که لذت میبرم نمیتونم نظر ندم😊
در کوی ِ نیك‌نامان ما را گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی، تغییر ده قضا را