شبیه من که دلتنگم شبیه من که ناچارم
هنوز از عشق می گویم،از این بدتر
چه اقراری
بگو،عیبی ندارد شکوه کن از عشق،
طوری نیست
اگر مانند من هرشب تو هم تا صبح بیداری…
#سیدتقی_سیدی
بی حضورت زندگی با مرگ توفیری نداشت
ذهن من از کامرانی هیچ تصویری نداشت
استخاره کردهام هر دم که میبینم تورا؟
هرچه کردم آیهای آمد که تفسیری نداشت
نسخهای همتای تو اندر جهان موجود نیست
خالق از تو یک نمونه ساخت، تکثیری نداشت
خواب میدیدم که با تو همنشین گشتم شبی
ابن سیرین را که خواندم هیچ تعبیری نداشت
گوش مردم کر شد از فریاد و دادم ای دریغ
شیوَن و آه و فغانم در تو تأثیری نداشت
هر کسی ایراد گیرد از دلِ من گویمش:
عشق او ناگَه بیامد، دل که تقصیری نداشت
با خمِ ابرو و مژگانت به جنگم آمدی
در مصافِ آن دو چشمت عقل تدبیری نداشت
#مهدی_فخاریان
شعور .
چه مبارک است آن غم که تو در دلم نهادی ؛
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی
ز تو دارم این غمِ خوش به جهان ازا ین چه خوشتر
تو چه دادیَم که گویم که از آن بهاَم ندادی
چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشین
به از این درِ تماشا که به روی من گشادی
تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
نظرِ کدام سروی؟ نفسِ کدام بادی؟
_هوشنگ ابتهاج