بر سرِ آتشِ تو سوختم و دود نکرد
آب بر آتشِ تو ریختم و سود نکرد
آزمودم دلِ خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جُز از وصلِ تو خشنود نکرد
"یک روز" هم نبود و شمردم "هزار روز"
آری! جداییِ تو به من بیشتر گذشت...
از پیچ و تابِ جادهِ غمبارِ روزگار...
خوشبخت آن کسی ست که با همسفر گذشت!
#حسین_دهلوی
هدایت شده از تأملات | تولايى
کج ذوقِ بد سلیقه کسی که بهشت را
کرده ست با وجودِ نجف باز انتخاب...
@m_a_tavallaie | #دهین
دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن
به از آن است که در دام نگاه افتادن
سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟
تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن
لاک پشتانه به دنبال تو می آیم و آه
چه امیدی که پی باد به راه افتادن؟
#حامدعسکری
,,,,,در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه ، از خیابانی که نیست
می نشینی رو به رویم خستگی در میکنی
چای میریزم برایت، توی فنجانی که نیست
باز میخندی وَ میپرسی که:حالت بهتر است ؟
باز میخندم که : " خـــــیلی " ... گرچه ... میدانی که نیست !
شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت، میشود آیا کمی
دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست ؟
وقتِ رفتن میشود با بغض میگویم : نرو ...
پشت پایت اشک میریزم در ایوانی که نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست
رفته ای و بعدِ تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی ... کار آسانی که نیست
شاعر: بیتا امیری نژاد " ,,,,,,,
,,ماجرای من و تو، باور باورها نیست
ماجرایی است که در حافظه ی دنیا نیست
نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
تو گمی درمن و من درتو گمم - باورکن
جز در این شعر نشان و اثری از ما نیست
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
بادلم طاقت دیدار تو - تافردا نیست
من و تو ساحل و دریای همیم - اما نه!
ساحل این قدر که در فاصله با دریا نیست,,,
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مُبهم تو را دوست دارم