5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
621.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤣🤣
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
𝐖𝐨𝐮𝐧𝐝𝐞𝐝 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
« به نام خدا » شروع رمان #تقاص خلاصه رمان=👇 سالها پیش .... وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حو
#part_۱
با سر و صدایی که از بیرون میومد به زور چشمامو باز کردم.
آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتاقم روی فرشای ابریشمی پهن شده بود.
از تخت خواب بزرگ یه نفر نیمه ام، پایین اومدم و حریری رو که مثل پرده از بالای تخت آویزون شده بود و دور تا دور تختم رو میگرفت مرتب کردم.
با دیدن تابلوی قشنگم که به دیوار بالای تخت بود لبخند زدم و سلام نظامی کردم .
کار هرروزم بود قبل از خواب به تابلوم شب بهیر میگفتم و صبح به صبح بهش سلام می کردم.
دمپایی های راحتیمو که شکل خرس بودن پا کردم و شنل نازکی روی لباس خوابم پوشیدم.
چون اصلا حال لباس عوض کردن نداشتم.
جلوی آینه وایسادم و به خودم خیره شدم.
طبق روال بقیه روزا غر زدم:
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫
𝐖𝐨𝐮𝐧𝐝𝐞𝐝 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
#part_۱ با سر و صدایی که از بیرون میومد به زور چشمامو باز کردم. آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتا
#part_2
بازم یه روز دیگه، دوباره باید ول شم توی خونه، حالم از تابستون بهم میخوره.
کی میشه تموم شه؟
یه مسافرت هم نمیریم دلمون باز بشه.
خدایا یه کاری کن امروز حوصله ام سر نره.
یا بزن پس کله سپیده پاشه بیاد اینجا که من از تنهایی در بیام، یه کار بهترم میتونی بکنی، عشق واهی منو واقعیش کن که....
خنده ام گرفت و وسط خنده خودمو دعوا کردم:
حیا کن... همون بهتر که حوصله ات سر بره دختره چشم سفید!
از اینکه خودمم مثل مامانم خودمو دعوا مردم خندام شدت گرفت و پشت پنجره رفتم.
حیاط بزرگمون مثل همیشه باعث نشاط شد و خماری خوابو از بین برد.
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄