𝐖𝐨𝐮𝐧𝐝𝐞𝐝 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
#part_۱ با سر و صدایی که از بیرون میومد به زور چشمامو باز کردم. آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتا
#part_2
بازم یه روز دیگه، دوباره باید ول شم توی خونه، حالم از تابستون بهم میخوره.
کی میشه تموم شه؟
یه مسافرت هم نمیریم دلمون باز بشه.
خدایا یه کاری کن امروز حوصله ام سر نره.
یا بزن پس کله سپیده پاشه بیاد اینجا که من از تنهایی در بیام، یه کار بهترم میتونی بکنی، عشق واهی منو واقعیش کن که....
خنده ام گرفت و وسط خنده خودمو دعوا کردم:
حیا کن... همون بهتر که حوصله ات سر بره دختره چشم سفید!
از اینکه خودمم مثل مامانم خودمو دعوا مردم خندام شدت گرفت و پشت پنجره رفتم.
حیاط بزرگمون مثل همیشه باعث نشاط شد و خماری خوابو از بین برد.
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄