𝐖𝐨𝐮𝐧𝐝𝐞𝐝 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
#part_17 عالیه! من از خدا میخوام نامزدی به خوشگلی تو داشته باشم. یه تای ابروی خرمای و کمونی رضا بالا
#part_18
بفرما، این آغوش ما از آن شما ای دختر زیبا!
شیرجه زدم توی بغلش.
پاهامو دور بدنش حلقه کردم و محکم گونه اشو بوسیدم.
رضا زمزمه وار گفت:
لوس لوس لوس.
خیلی لوسی رزا، ولی نمیدونم چرا تازگیا از دخترای لوس خوشم میاد.
بعد آروم در گوشم گفت:
مخصوصا وقتی اینقد خوشگل تو دلبرو باشن.
سرمو روی شونه اش گذاشتم و گفتم:
رضا امشب یه قدم هم از من دور شی هاا!
رضا بی حرف گونمو بوسید.
صورتشو از من جدا نکرده بود که نور فلاش دوربین باعث شد به طرف مامان که دوربین به دست ایستاده بود نگاه کنیم.
گفتم:
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄