#part_19
اِ مامان چرا بی خبر عکس میگیری؟
خوب یه ندا بده ژست بگیریم.
دو روز دیگه این عکسا رو بچه ام می بینه.
میگه چه مامان چلاق شفته شولی دارم..!
مامان که از حرف زدن من خنده اش گرفته بود سعی کرد خنده اشو قایم کنه و گفت:
صحنه خیلی قشنگی بود.
دلم نیومد با صدا زدنتون خرابش کنم.
همونجا بغل رضا دست به کمر زدم و گفتم:
اِ من که لوس ننر بودم ! چی شد حالا...!
مامان با اخم گفت:
درسته که اعصابم از دست بچه بازیات داغون شده، ولی از صمیمیتی ک با رضا داری خیلی هم خوشحالم.
اینو همیشه یادت باشه که تو برادرت باید پشت هم باشین.
در ضمن بعد از نهار آرایشگر می یاد.
حالا هم بهتره بری لباستو عوض کنی تا خراب نشده.
یادت نره حموم هم بری.
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄