𝐖𝐨𝐮𝐧𝐝𝐞𝐝 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
#part_20 اِ آرایشگر میاد؟ مگه خودمون نمیریم آرایشگاه؟ تا حالا از این برنامه ها نداشتیم که آرایشگر بی
#part_21
با سام راحت تر از پسرای اطرافم بودم و دوست داشتم زودتر ببینم نظر اون چیه؟
نه اینکه خدایی نکرده خر یک تیکه از مغزمو جویده باشه و عاشقش شده باشماا!
نه خدا اون روزو نیاره.
فقط با سام زیادی ندار بودم.
برام درست مثل رضا بود.
گفتم عشق یاد عشق واهی افتادم.
آخ عشق واهی عزیزم!
اسم تابلوم گذاشته بودم عشق واهی!
آخه داستان داشت واسه خودش.
اون زمان نقاشی زیاد می کشیدم.
ولی این نقاشی برام از همه خاص تر بود.
چون وقتی که اونو کشیدم به نظرم همه چی غیر طبیعی بود.
شایدم نبود و من توهم زده بودم، در هر صورت.....
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄