𝐖𝐨𝐮𝐧𝐝𝐞𝐝 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
#part_4 همین کارو هم کرد، اول سربازی و بعد از تموم شدن خدمت یه سالی رو به درس خودن یا به قول من به خ
#part_5
خمیازه ای کشیدم و گفتم:
سلام ساعت چنده?
من اگه جای اون بودم میگفتم:
کوری؟ ساعت به اون گنده ای بستی به دستت یکی که گنده ترشو زدی به دیوار اتاقت سوادم که داری یه نگاه کن ببین چنده...!
ولی اون در به فلک زده نگاهی به ساعتش کرد و گفت:
ساعت تازه ۱۰ شده.... پدر مادرتون و آقا رضا منتظر شما هستن..!
کجان؟
توی کتاب خونه، در ضمن هر وقت خواستید صبحانه بخورید منو خبر کنید.
زیر لب غرغر کردم:
تو رو میخوام چه کنم
ولی گفتم:
باشه تو برو به کارت برس!
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄