♡
♡♡
♡♡♡
#خون_دلی_که_لعل_شد
#قسمت۶
ادامه...
مهمترین نگرانی من هنگام بازداشت، پدرم بود که بی من به سفر نمیرفت.به خاطر دارم که در حال بازداشت در هواپیما نشسته بودم تا مرا از زاهدان به تهران ببرد. به یاد پدر افتادم و ناگهان اندوهی سنگین قلبم را فشرد و دلواپسی و دلواپسی عجیبی وجودم را فرا گرفت. به خودم گفتم: حال که در این هواپیما چنین وضعیتی دارم، پس وقتی وارد بازداشتگاه شوم، چه حالی خواهم داشت؟به خدای متعال متوسل شدم و به درگاهش لابه کردم تا دلم آرام گیرد. دقایقی فکرم از این موضوع منصرف شد. سپس بار دیگر که به یاد پدرم افتادم، دیدم این بار بدون آن حالت اضطراب و نگرانی به او فکر میکنم. در دلم حالت دلتنگی و اشتیاق و مهر و عطوفت بود، اما همراه با آرامشی که هنوز شیرینی آن را به روشنی در خاطر دارم.خدای بزرگ را شکر کردم که دعایم را استجابت نمود و با دادن سکینه و آرامش، به من لطف کرد. این نعمت را تنها کسی میتواند درک کند که بدان رسیده باشد.
♡♡♡
♡♡
♡
هدایت شده از _بآمدادخمٰار_
بچه ها بیاین باهم سوره فتح بخونیم!🇮🇷
باشه؟
#پویش_سوره_فتح
پخش بشه تو کانال ها📎
میگفت همیشه برایِ دل گرم شدنتون
به زندگی ، با امام حسین علیه السلام
حرف بزنین دیدم راست میگه ؛
شما تمام ِدلخوشی منی . .❤️🩹
حسین جان پر از توام،
به تُهیدستیام نگاه مکن،
مگو که هیچ نداری..
ببین تو را دارم:)
مِــــــــعــــــــرآج¹³³
امنترینپناهآغوشحسیناست..
پناهم باش
تا در آغوشت یادم بیاید
تمام دردهای این جهان
در برابر عشق هیچاند..