eitaa logo
مِــــــــعــــــــرآج¹³³
123 دنبال‌کننده
895 عکس
659 ویدیو
1 فایل
بسم‌رب‌الشهــدا‌ءوالصدیقین🌱 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهادت‌یعنی‌متفاوت‌به‌پایان رسیدن وگرنه‌مرگ‌پایان‌همه‌ی‌قصه هاست.🕊 آغاز؟اول‌محرم🖤 پایان؟شهادت؛ان‌شاءالله🤲 کپی؟حلالت؛دعابرای شهادتمون‌فراموش‌نشه🙃
مشاهده در ایتا
دانلود
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- حجاب در زمان حکومت امام زمان (عج) حجت الاسلام دکتر "مِــــــــعــــــــرآج¹³³" ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
♡ ♡♡ ♡♡♡ ادامه... پدر هیچگاه از ناداری و تنگدستی خود با کسی سخن نگفت، بلکه برعکس، به سبب مناعت طبع و توجه به وضع ظاهر، مردم ایشان را فردی توانگر می‌پنداشتند. در تابستان فقط از عبای خاچیه¹ که گران‌ترین عبااست_ که بعد از آن عبای مخلوط² است، و بعد از آن هم عبای مکینه³ _و در زمستان هم از عبای نایینی استفاده می‌کرد،که از عبای ماهوتِ متداول میان علما فاخرتر است؛اما قبای خود را گاهی به ناگزیر وصله می‌کرد،چون این دیگر زیر عبا پنهان می‌ماند. پدر همواره به من محبت ویژه داشت و در سفرهای خود با من مانوس می‌شد. پدرم یک بار بینایی خود را از دست داد،ولی بعداً شفا یافت.درمان چشم خود را در تهران ادامه می‌داد.سه بار به تهران رفت، ولی حاضر نشد کسی جز من همراهش باشد. سال ۱۳۴۲ در قم بودم.پدر به من نامه نوشت که به مشهد بیایم تا او را در سفر درمانی به تهران همراهی کنم، اما رفتن من به مشهد به تاخیر افتاد و علت آن، ماموریتی بود که در رابطه با مسائل تبلیغ باید در زاهدان انجام می‌دادم. به زاهدان رفتم و در آنجا بازداشت شدم. ¹- نوع مرغوبی از عبای تابستانی که پارچه آن معمولاً از پشم شتر و با دست بافته می‌شود. ²- عبای مخلوط از پشم و پلی‌استر ³- عبای ماشینی ♡♡♡ ♡♡ ♡
♡ ♡♡ ♡♡♡ ادامه... مهم‌ترین نگرانی من هنگام بازداشت، پدرم بود که بی من به سفر نمی‌رفت.به خاطر دارم که در حال بازداشت در هواپیما نشسته بودم تا مرا از زاهدان به تهران ببرد. به یاد پدر افتادم و ناگهان اندوهی سنگین قلبم را فشرد و دلواپسی و دلواپسی عجیبی وجودم را فرا گرفت. به خودم گفتم: حال که در این هواپیما چنین وضعیتی دارم، پس وقتی وارد بازداشتگاه شوم، چه حالی خواهم داشت؟به خدای متعال متوسل شدم و به درگاهش لابه کردم تا دلم آرام گیرد. دقایقی فکرم از این موضوع منصرف شد. سپس بار دیگر که به یاد پدرم افتادم، دیدم این بار بدون آن حالت اضطراب و نگرانی به او فکر می‌کنم. در دلم حالت دلتنگی و اشتیاق و مهر و عطوفت بود، اما همراه با آرامشی که هنوز شیرینی آن را به روشنی در خاطر دارم.خدای بزرگ را شکر کردم که دعایم را استجابت نمود و با دادن سکینه و آرامش، به من لطف کرد. این نعمت را تنها کسی می‌تواند درک کند که بدان رسیده باشد. ♡♡♡ ♡♡ ♡
هدایت شده از ‌هائِم:)
شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا ..
هدایت شده از _بآمدادخمٰار_
بچه ها بیاین باهم سوره فتح بخونیم!🇮🇷 باشه؟ پخش بشه تو کانال ها📎
۰۰:۰۰ بقیة الله ... 💔
میگفت‌ همیشه‌ برایِ‌ دل‌ گرم‌ شدنتون‌ به‌ زندگی‌ ، با‌ امام‌ حسین‌ علیه‌ السلام حرف‌ بزنین‌ دیدم‌ راست‌ میگه ؛ شما تمام ِ‌دلخوشی‌ منی‌ . .❤️‍🩹
امن‌ترین‌پناه‌آغوش‌حسین‌است..
حسین جان پر از توام، به تُهی‌دستی‌ام نگاه مکن، مگو که هیچ نداری.. ببین تو را دارم:)