بعضی وقتا حس میکنم انگار فقط برای خودم ساخته شدم و هیچوقت هیچکس نمیتونه واقعاً عمیق منو درک کنه.
سختترین چیزی که توی بزرگسالی برام جا افتاده اینه که باید هر جور شده به راهت ادامه بدی، مهم نیست چه حسی داری. باید وقتی غمگینی ادامه بدی، وقتی دلت شکسته ادامه بدی، وقتی عزاداری ادامه بدی، وقتی خستهای هم ادامه بدی. زندگی به حال و احوالت کاری نداره، برای هیچکس صبر نمیکنه؛ فقط باید بلند شی و ادامه بدی.
اصرار به هیچ چیز نکنید آدما بخوان حرف میزنن، بخوان تماس میگیرن، اگه بخوان همه کار میکنن.
همیشه موقع توضیح دادن ناراحتیم، عمیقتر گریم میگیره. تا نسبت به زمانی که ناراحت شدم. نمیدونم شاید چون حرف زدن راجع به غمی که تجربه کردم، یعنی دوباره لمس کردنش.
کسی که کمتر پیام میده، دعوتها رو رد میکنه، یا از جمعها ناپدید میشه، لزوماً نمیخواهد تنها باشه.
گاهی فقط مغزش توانِ هزینه کردن برای ارتباط رو نداره.
قبل از اینکه رفتار آدمها رو قضاوت کنیم، خوبه به این فکر کنیم که شاید چیزی که میبینیم، نشونه بیتفاوتی نباشه؛ نشونه فرسودگی یا حتی افسرگی باشه.