هنرکده
آیا میدانید چرا در زبان عربی به مرکب و جوهر خوشنویسی مداد می گویند ؟
پیام و پاسخ درست یکی از اعضای محترم کانال
بسیار ممنون از توجه شما
هنرکده
پیام و پاسخ درست یکی از اعضای محترم کانال بسیار ممنون از توجه شما
تکمیل پاسخ
مداد در اصل از «مدّ» به معناى كشش است زيرا با كشش آن خطوط آشكار مىشود.
مد که به معنای کشش است و در عربی به آن کلمه مضاعف گفته می شود چون حرف دال تکرار شده است.
در قرآن کریم در سوره کهف آیه 109 این کلمه آمده است و آیه معروف آن این است
(قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً)
(بگو: «اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگارم مركّب شود، دريا پايان مىگيرد. پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان يابد؛ هر چند همانند آن دريا را كمک آن قرار دهيم.»)
هنرکده
آیا میدانید چرا در زبان عربی به مرکب و جوهر خوشنویسی مداد می گویند ؟
پاسخ یکی دیگر از اعضا
متشکرم از شما
شهادت از نگاه سهروردی
رساله لغت موران در دوازده فصل کوتاه سازماندهی شده و در واقع دوازده داستان کوتاه و گاه چند سطری است. آنچه در پی میآید بازنویسی داستان ششم رساله لغت موران است که دیدگاه سهروردی را نسبت به «شهید و شهادت» نشان میدهد.
رابطه خفاشها با آفتاب پرست تیره و تار شده بود. شده بودند دشمن خونی هم. به قول معروف سایه هم را با تیر میزدند، تا سرانجام بعد از اینکه یک دعوای خونین بین آنها اتفاق افتاد، رؤسای خفاشها شبانه محفلی تشکیل دادند تا یک نقشه حسابی و دقیق برای مجازات آفتاب پرست پیدا کنند. هر کدام از خفاشها هر چه به ذهنش رسید گفت. شب از نیمه گذشته بود، بالاخره به این نتیجه رسیدند که فعلاً باید آفتاب پرست را زندانی کنند تا سر فرصت تصمیم بگیرند که چطور او را مجازات کنند.
خفاشها شب از نیمه گذشته، آرام و بی سر و صدا خانه آفتاب پرست را محاصره کردند و در یک حمله غافلگیرانه او را که از همه جا بی خبر و غرق خواب ناز بود دستگیر کردند و با طناب بستند و در یک جای تاریک حبس کردند. سحر نشده، خفاشها دوباره دور هم جمع شدند تا این بار قاطعانه تصمیم بگیرند و آفتاب پرست را به اشد مجازات محکوم کنند. آنها پس از بحث و بررسی فراوان تصمیم نهایی را گرفتند: مرگ آفتاب پرست!
خفاشها بلافاصله حکم و نحوه اجرای حکم را به آفتاب پرست اعلام کردند؛ خودت را برای مرگ آماده کن! بعد از طلوع خورشید، در بیابانی بی آب و علف، مقابل تابش شعلههای داغ آفتاب قرار میگیری تا کور شوی و بی جان.
آفتاب پرست عاشقانه زمزمه کرد:
اقتلونى یا ثقاتى/ إنّ فى قتلى حیاتى
و حیاتى فى مماتى / و مماتى فى حیاتى
او مشتاقانه لحظه شماری میکرد تا خورشید طلوع کند.
آفتاب تا سینه آسمان بالا آمده بود که خفاشها با سنگ و چوب به سراغ آفتاب پرست آمدند تا به زور او را از کنج زندان تاریک و نمناک بیرون کنند و در برابر تیغه های کشنده خورشید قرار بدهند. آفتاب پرست همینکه چشمش به آنها افتاد، متین و آرام گفت: من خود به استقبال مرگ میروم «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ، فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ نپندارید که شهیدان راه خدا مردهاند بلکه زنده به حیات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود، در حالى که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند.»
⭕️کانال #هنرکده 👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/292749343C9b658a7409
📢 هر روز # یک_صفحه_قرآن بخوانیم
🔹 امروز؛ صفحه ۵۴۶ قرآن کریم
سورةُ المُبارکة الحَشر
#نکته ها:
✏️ آیه ۴
۱-در قرآن ۸۵ بار واژه (تسبیح) بکار رفته همچنین در رکوع و سجده و قیام نماز، موضوع تسبیح خداوند بطور برجسته بچشم می خورد
تسبیح در اصطلاح، به معنی مُنزّه دانستن خداوند از عیبها و سرعت در عبادت اوست
۲-خداوند دارای دو نوع صفات است:
صفات ثُبُوتیه و صفات سَلبیه یعنی صفاتی که در خداوند وجود و ثبوت دارد ثبوتیه هستند و صفاتی که در خداوند وجود ندارند سلبیه هستند
صفات ثُبوتیه صفاتی هستند که کمالات و صفات خداوند را بیان می کند مثل علم و قدرت؛
اما صفات سَلبیه صفاتی هستند که هرگونه عجز و ناتوانی، جهل و نیاز را از خداوند سلب می کند و خداوند را از این صفات منزه می داند
تسبیح، نسبت به صفات سلبیه است و حمد، نسبت به صفات ثبوتیه
۳-در مواردی از قرآن و نماز، تسبیح و حمد الهی در کنار هم آمده اند (سُبحَانَ رَبِّیَ الاَعلَی وَ بِحَمدِه) و این جمع میان صفات ثبوتیه و سلبیه است؛ بدین معنا که گوینده، هم خداوند را از هر عیبی دور می داند و هم بخاطر دریافت الطاف الهی، او را ستایش می کند
۴-به نظر می رسد مراد قرآن از تسبیح موجودات با زبان باشد زیرا:
اگر آفرینشِ حکیمانه موجودات نشانه تسبیح باشد، ما این نشانه را می فهمیم در حالی که در آیه ای دیگر می فرماید: (شما تسبیح موجودات را نمی فهمید (لَاتَفقَهُون تَسبیحَهم؛ سوره اسراء، آیه ۴۴)
#الهی ان اخذتنی بذنوبی،اخذتک بمغفرتک.
خداونا اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كني من هم تو را به بخششت بگیرم.
فقره ای از #مناجات #شعبانیه
#نسخ
#نسخ_ایرانی
#نیریزی
#آرامش
⭕️کانال #هنرکده 👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/292749343C9b658a7409