eitaa logo
یادداشت قرآنی
15 دنبال‌کننده
11 عکس
6 ویدیو
16 فایل
هذا ذِکر Admin: @tel_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
(۸۵) - اصلاح نفس امام صادق عليه‌السلام: فَسادُ الظّاهِرِ مِنْ فَسادِ الْباطِنِ؛ وَ مَنْ أَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ أَصْلَحَ اللّٰهُ عَلاَنِيَتَهُ؛ وَ مَنْ خافَ اللّٰهَ فِي السِّرِّ لَمْ‌يَهْتِكْ سِتْرَهُ فِي الْعَلاَنِيَةِ. وَ أَعْظَمُ الْفَسادِ أَنْ يَرْضَی‌ الْعَبْدُ بِالْغَفْلَةِ عَنِ اللّٰهِ. وَ هَذا الْفَسادُ يَتَوَلَّدُ مِنْ طُولِ الْأَمَلِ وَ الْحِرْصِ وَ الْكِبْرِ؛ كَما أَخْبَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قِصَّةِ قارُونَ فِي قَوْلِهِ: «وَ لاتَبغِ الفَسادَ فِي الأَرضِ؛ إِنَّ اللّٰهَ لايُحِبُّ المُفسِدينَ». (قصص/٧٧)‌ وَ كانَتْ هَذِهِ الْخِصالُ مِنْ صُنْعِ قارُونَ وَ اِعْتِقادِهِ. وَ أَصْلُها مِنْ حُبِّ الدُّنْيا وَ جَمْعِها، وَ مُتابَعَةِ النَّفْسِ وَ هَواها، وَ إِقامَةِ شَهَواتِها، وَ حُبِّ الْمَحْمَدَةِ، وَ مُوافَقَةِ الشَّيْطانِ وَ اِتِّباعِ خُطُواتِهِ. وَ كُلُّ ذَلِكَ يَجْتَمِعُ بِحَسَبِ الْغَفْلَةِ عَنِ اللّٰهِ وَ نِسْيانِ مِنَنِهِ. وَ عِلاَجُ ذَلِكَ: الْفِرارُ مِنَ النّاسِ، وَ رَفْضُ الدُّنْيا، وَ طَلاَقُ الرّاحَةِ، وَ الاِنْقِطاعُ عَنِ الْعاداتِ، وَ قَلْعُ عُرُوقِ مَنابِتِ الشَّهَواتِ، بِدَوامِ الذِّكْرِ لِلَّهِ، وَ لُزُومُ الطّاعَةِ لَهُ، وَ اِحْتِمالُ جَفاءِ الْخَلْقِ، وَ مُلاَزَمَةِ الْقُرْبَی‌، وَ شَماتَةِ الْعَدُوِّ مِنَ الْأَهْلِ وَ الْقَرابَةِ. فَإِذا فَعَلْتَ ذَلِكَ فَقَدْ فَتَحْتَ عَلَيْكَ بابَ عَطْفِ اللهِ وَ حُسْنِ نَظَرِهِ إِلَيْكَ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ خَرَجْتَ مِنْ جُمْلَةِ الْغافِلِينَ، وَ فَكَكْتَ قَلْبَكَ مِنْ أَسْرِ الشَّيْطانِ، وَ قَدِمْتَ بابَ اللهِ فِي مَعْشَرِ الْوارِدِينَ إِلَيْهِ، وَ سَلَكْتَ مَسْلَكاً رَجَوْتَ الْإِذْنَ بِالدُّخُولِ عَلَی‌ الْكَرِيمِ الْجَوادِ، الْمَلِكِ الرَّحِيمِ، وَ اِسْتِيطاءِ بِساطِهِ عَلَی‌ شَرْطِ الْأَدَبِ، وَ لاتَحْرُمُ سَلاَمَتُهُ وَ كَرامَتُهُ؛ لِأَنَّهُ الْمَلِكُ الْكَرِيمُ الْجَوادُ الرَّحِيمُ. بحار الأنوار ج ۷۰، ص ۳۹۵ https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/264004 فساد ظاهر، از فساد باطن سرچشمه می‌گیرد. هر کس باطن خود را اصلاح کند، خداوند ظاهرش را اصلاح می‌کند و هر کس در نهان از خدا بترسد، خداوند آبروی او را در آشکارا حفظ می‌کند. و بزرگ‌ترین فساد آن است که بنده از غفلت نسبت به خدا راضی باشد. و این فساد از طولِ آرزو، حرص و تکبر پدید می‌آید؛ همان‌گونه که خداوند عزوجل در داستان قارون در این آیه خبر داده است: «و در زمین فساد مجوی، زیرا خداوند مفسدان را دوست نمی‌دارد». و این صفات (طول آرزو، حرص و تکبر) از ساخته‌ها و باورهای قارون بود. و ریشه‌ی اینها دوست‌داشتن دنیا و گردآوری آن، پیروی کردن از نفس و هوس‌هایش، برپا کردن شهوت‌هایش، دوست‌داشتن ستایش شدن، همراهی با شیطان و پیروی کردن از گام‌های اوست. و همه‌ی اینها بر اساس غفلت از خدا و فراموشی نعمت‌های او گرد می‌آیند. و درمانِ آن، گریختن از مردم، کنار نهادن دنیا، ترکِ آسایش، بریدن از عادت‌ها، ریشه‌کن کردن شاخه‌های روینده‌ی شهوات با مداومت در ذکر خدا، پایبندی به اطاعت از او، تحمل خشونتِ مردم، و چسبیدن به نزدیکان، و تحمل شماتت دشمن از میان خویشاوندان است. هرگاه چنین کنی درِ لطف خدا و نظر نیکوی او را با آمرزش و رحمتش به روی خود گشوده‌ای، و از گروه غافلان بیرون رفته‌ای، و دل خود را از اسارت شیطان رهانیده‌ای، و بر درگاه خدا در جمع واردشوندگان بر او حاضر شده‌ای، و راهی را پیموده‌ای که امید داری اجازه‌ی ورود به پیشگاه آن کریمِ بخشنده، آن پادشاه مهربان را یافته‌ای، و بر فرش او بر اساس شرط ادب (و بندگی) جای گرفته‌ای، و از سلامت و کرامت او محروم نخواهی شد؛ زیرا او همان پادشاهِ کریمِ بخشنده‌ی مهربان است. نکته: - بيان شيرين امام صادق، شرح کامل حديث مولا علی است در نهج‌البلاغه، حکمت ۴۲۳: مَنْ أَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ، أَصْلَحَ اَللَّهُ عَلاَنِيَتَهُ. https://imamali.inoor.ir/nahj/text/motto/744 اول که حديث امیرالمؤمنین رو ديدم، هم لذت بردم و هم افسوس خوردم که اي کاش بيشتر مي‌گفتند و توضيح مي‌دادند؛ تا اينکه حديث امام صادق رو ديدم. - از کوزه همان برون تراود که در اوست (فَسادُ الظاهرِ مِنْ فَسادِ الباطن) - بزرگترين آفت، غفلت و فراموشی (الْغَفْلَةِ عَنِ اللّٰهِ وَ نِسْيانِ مِنَنِه) - راه علاجی که حضرت پيش روی گذاشتند، اخلاق عملی و تزکیه نفس است. (الفرار من الناس و رفض الدنيا و طلاق الراحه) پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
شرایط آخرالزمان آیت الله بهجت: هرچه زمان ظهور حضرت صاحب الامر نزدیک‌تر شود، بلاها و گرفتاری‌ها بیشتر خواهد شد. البته بلاهای بزرگ‌تر هنوز در راه است. ما روز به روز می‌فهمیم که [ظهور] نزدیک است، هر روز آدم چیزهایی را می‌فهمد که قبلاً نشنیده است. شر و فساد روز به روز بالاتر می‌رود، نه پایین‌تر. خدا توفیق دهد که مهیا باشیم و جوری نباشد که در وقت ظهور منحرف و منصرف باشیم. در روایتی آمده است که دین‌داری در آخرالزمان مانند نگه داشتن آتش در دست است. آیا زمان آن فرا نرسیده است؟ لابد صدای طبل‌ها را برای بیدار شدن‌مان می‌زنند؛ چون امروز، حفظ دین از نگه داشتن آتش در دست سخت‌تر است. کتاب نفحات اعتقادی ص ۹۶ کتاب بشارت از حضرت حجت ص ۱۶۰ »» دعا - شرایط آخرالزمان: https://eitaa.com/iEslaam/96 »» حدیث - شرایط آخرالزمان: https://eitaa.com/iEslaam/97 جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
(۸۶) - دعای ظالم (۱) - امام صادق عليه‌السلام: يَقُولُ اَللَّهُ: وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي، لاأُجِيبُ دَعْوَةَ مَظْلُومٍ دَعَانِي فِي مَظْلِمَةٍ، وَ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ مِثْلُهَا. https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/280697/ خداوند می‌فرماید: به عزت و جلالم سوگند، دعای مظلومی را که در اثر ظلمی به من پناه آورده، اجابت نمی‌کنم، در حالی که یکی از خلقم نزد او به همان ظلم، مظلوم باشد (یعنی حق شخص دیگری را پایمال کرده باشد). - صحيفه سجادیه دعای ۱۴ اللَّهُمَّ فَكَما كَرَّهْتَ إِلَيَّ أَنْ أُظْلَمَ، فَقِنِي مِنْ أَنْ أَظْلِمَ‌. بارالها! همان‌گونه که ستم دیدن را در نظر من ناخوشایند (و مکروه) ساختی، مرا از ستم کردن نیز نگاه دار. - امام صادق عليه‌السلام: مَنْ عَذَرَ ظَالِماً بِظُلْمِهِ سَلَّطَ اَللَّهُ عَلَيْهِ مَنْ يَظْلِمُهُ. فَإِنْ دَعَا لَمْ يَسْتَجِبْ لَهُ، وَ لَمْ يَأْجُرْهُ اَللَّهُ عَلَى ظُلاَمَتِهِ. https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/106561/ هر كس براي ستمِ ستمكاري، عذر و بهانه بياورد (و ظلمش را توجيه كند)، خداوند كسي را بر او مسلط مي‌سازد كه به او ستم كند. پس اگر دعا كند، خداوند دعايش را مستجاب نمي‌كند و او را بر (تحمل) آن ظلم پاداش نمي‌دهد. - صحيفه سجادیه دعای ۸ اللَّهُمَّ إِنيِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ ... أَنْ نَعْضُدَ ظَالِماً، أَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً، أَوْ نَرُومَ مَا لَيْسَ لَنَا بِحَقٍّ‌، أَوْ نَقُولَ فِي الْعِلْمِ بِغَيْرِ عِلْمٍ‌. خداوندا به تو پناه مى‌برم از اينكه به ستمگرى كمك كنيم يا اينكه ستمديده‌اى را خوار گردانيم يا آنچه حق ما نيست بخواهيم يا در بارۀ علم از روى نادانى سخن بگوييم. - امام صادق عليه‌السلام: إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يُسْتَجَابَ لَهُ فَلْيُطَيِّبْ كَسْبَهُ، وَ لْيَخْرُجْ مِنْ مَظَالِمِ اَلنَّاسِ؛ وَ إِنَّ اللَّهَ لايُرْفَعُ إِلَيْهِ دُعَاءُ عَبْدٍ وَ فِي بَطْنِهِ حَرَامٌ، أَوْ عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ. https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/280462/ هرگاه یکی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود، کسب و روزی خود را پاکیزه گرداند (مال حلال به دست آورد) و از مظالم (حقوق ناحق شده) مردم بیرون آید (حقوقشان را ادا کند). خداوند دعای بنده‌ای را که در شکمش مال حرام باشد، یا نزد او حقی از خلق خدا پایمال شده باشد، بالا نمی‌برد (مستجاب نمی‌کند). نکته: - در اين يادداشت فقط از اين نظر به ظلم نگاه کرديم که مانع استجابت دعا مي‌شه. - هرچيزي که مولا علی در مناجات کمیل از آثار گناه شمرده روي ظلم، پياده مي‌شه: تهتک العصم، تنزل النقم، تغيّر النعم، تحبس الدعاء، تنزل البلاء. - صحبت از ظلم که ميشه ذهنت نره سمت مسؤولين و حاکمان. هر کي هر جايي که هست مي‌تونه ظلم کنه؛ از خونه تا کوچه و خيابون و محل درس و کار. - ظلم رو مي‌شه بزرگِ گناهان دونست که آثار بد و مخرّبش، نظام خانواده و جامعه رو بهم مي‌ريزه. بيشتر شورش‌ها و انقلاب‌ها و انقراض‌ها از ظلم و ستم، نشأت مي‌گيره. - بيشترين ظلم‌ها از خونه شروع مي‌شه و متاسفانه چون عادي شده، از چشم‌ها پنهون مي‌مونه. ظلم پدر و مادر به فرزندان، فرزندان به والدين، همسران به همديگه. شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
- دعای ظالم (۲) يه پير عارفي بود به نام "خدادوست" و يه حاکم ستمگري. هر وقت حاکم به ملاقات عارف ميومد مورد بي‌محلي قرار مي‌گرفت. به دیدار شیخ آمدی گاه گاه "خدادوست" در وی نکردی نگاه مَلِک، نوبتی گفتش: ای نیکبخت به نفرت ز من دَرمَکش روی سخت مرا با تو دانی سر دوستی است تو را دشمنی با من از بهر چیست؟ گرفتم که سالار کشور نیَم به عزت ز درویش کمتر نیَم نگویم فضیلت نهَم بر کسی چنان باش با من که با هر کسی شنید این سخن عابد هوشیار بر آشفت و گفت: ای ملک، هوش دار وجودت پریشانی خلق از اوست ندارم پریشانیِ خلق، دوست تو با آن که من دوستم، دشمنی نپندارمت دوستدارِ منی چرا دوست دارم به باطل مَنت چو دانم که دارد خدا دشمنت؟ مده بوسه بر دست من، دوستوار برو دوستدارانِ من دوست دار "خدادوست" را گر بدَرّند پوست نخواهد شدن دشمنِ دوست، دوست عجب دارم از خوابِ آن سنگدل که خلقی بخُسبند از او تنگدل بوستان سعدی، باب ۱، حکایت ۱۱ نکته: - سعدی با ذوق قشنگ و بيان لطيفش دليل مستجاب نشدن دعاي ظالم رو گفته. - ظالم به خاطر ظلمي که در حق بندگان ديگه و مخلوقات خدا مي‌کنه، از چشم خداوند مي‌فته و مغضوبش قرار مي‌گيره. ... وَ اللَّهُ لايُحِبُّ الظّالِمينَ (آل‌عمران/۵۷) ... أَلا لَعنَةُ اللَّهِ عَلَى الظّالِمينَ (هود/۱۸) - جهان سلسله‌اي از عوامل پيدا و پنهانه. اگر حق کسي برگردنم و دلي ازم رنجيده باشه، باعث مي‌شه دعاي من در درگاه خداوند شنفته و حاجتم برآورده نشه. - حکايت کامل رو اينجا بخون: https://eshghabad.com/p/4464285 يکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
- محجوب عیب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است سوره مطففين وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (١٠) الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (١١) وَ مَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (١٢) إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ (١٣) كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (١٤) كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (١٥) ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ (١٦) وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان. (۱۰) همانها که روز جزا را انکار می‌کنند. (۱۱) تنها کسی آن را انکار می‌کند که متجاوز و گنهکار است. (۱۲) (همان کسی که) وقتی آیات ما بر او خوانده می‌شود می‌گوید: «این افسانه‌های پیشینیان است» (۱۳) چنین نیست که آنها می‌پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته. (۱۴) چنین نیست که می‌پندارند، بلکه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند و محروم. (۱۵) سپس آنها به یقین وارد دوزخ می‌شوند. (۱۶) نکته: - در کل قرآن يکبار "محجوب" گفته شده و آن هم اينجاست. - اين آيات گرچه لحن تندی دارند و در ظاهر از عذاب و جهنم صحبت می‌کنند، در واقع از بزرگترین درد آدم می‌گویند؛ از درد فراق. زهرِ هجري چشيده‌ام که مپرس - اگر مولا علی در مناجات عارفانه‌اش ناله می‌کند "فَهَبْنِي - يا إِلٰهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ وَ رَبِّي - صَبَرْتُ عَليٰ عَذابِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَليٰ فِراقِكَ؟‌" منظورش همين است که من با ندیدن و دوری و دل‌تنگیم چه کنم؟ عشق و درویشی و انگشت‌نمایی و ملامت همه سهل است. تحمل نکنم بار جدایی - اين آيات، دلايل فاصله و حجاب بين بنده و پرودگار را بيان مي‌کند: . اول عصیان و گناه (مُعتد اَثيم) . دوم اعمالش باعث قفل و سنگدل شدنش می‌شود (رانَ علي قلوبهم ما کانوا يَکسبون) . سوم کارش به انکار و تکذیب می‌کشد (يُکذّبون بِيَوم الدين) - تفسیر "محجوب" در ادعيه آمده. مناجات ابوحمزه ثمالی: أَنَّكَ لاَتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلاَّ أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَكَ. تو از خلق خودت پنهان نیستی، مگر اینکه اعمالشان آنها را از تو محروم و دور می‌سازد. - و لايُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لايَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (آل‌عمران/٧٧) - وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ (٢٢) إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ (قیامت/٢٣) »» دعا - حجاب: https://eitaa.com/iEslaam/200 »» قرآن - تو با منی اما (۱): https://eitaa.com/iEslaam/352 دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
جهنم اعمال آيت‌الله بهجت: هر کس که فردا به جهنم می‌رود و می‌سوزد و به عذاب آن گرفتار می‌شود، در حقیقت اسباب سوختن و جهنم و وسایل عذاب را به وسیله اعمالی که انجام داده، از اینجا با خود می‌برد؛ چنان که می‌فرماید: «إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» (تحريم/٧) (تنها به آنچه انجام می‌دادید، پاداش داده می‌شوید). فردا، جزای عمل، همان عمل است که اینجا کرده‌ایم. کتاب نفحات اعتقادی ص ۱۳۱ نکته: ... جَزاءً بِما كانوا يَكسِبونَ (توبه/٩٥) جَزاءً بِما كانوا يَعمَلونَ (واقعه/٢٤) هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ؟ (مطففین/۳۶) دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
محبت در کلام نراقی (توحید در محبت) ملا احمد به پيروي از پدر (ملا مهدی در جامع السعادات) بحثی را درباره محبت، طرح می‌کنند. از انواع و علل محبت آغاز کرده تا مي‌رسد به اينجا که از محبت به خدا و توحيد در محبت مي‌گويد: ملا احمد نراقی: به دیده تحقیق اگر نظر کنی غیر از او، متعلق محبتی نیست؛ ولیکن این مرتبه‌ای است که نمی‌رسد به آن مگر اهل معرفت از اولیا و دوستان خدا؛ و اما نابینایانِ بیغوله جهالت، که دیده بصیرت ایشان، معیوب است، از ادراک این مرتبه، محجوب و در چراگاه شهوات جسمانیه و علفزار لذات حسیه، مانند بهایم به چریدن مشغولند. «یَعلمونَ ظاهراً مِن الحیوة الدنیا، و هم عن الآخرة هم غافلون» (روم/٧) و «قل الحمدُ لِلهِ، بَل اکثرُهم لایَعقلون» (لقمان/۲۵) ... و پای بستگانِ قیودِ شهوات و فرورفتگانِ لجه کثافاتِ لذات را، به اتصالِ عالمِ قدس چه کار! چون نفس انسانی از کدورات عالم طبیعت، پاک و مصفا، و از خباثت جسمانیت، طاهر و مبرا گردید، و از محبت شهوات و قید علایق فارغ شد، به حکم مناسبت، به عالم قدس، متصل می‌گردد و شوق تام به همجنسان خود از اهل آن عالم در او پیدا می‌شود، و به مرافقت ایشان، شوق و میل او از آن عالم تجاوز می‌کند، و محبت او پا بالاتر می‌گذارد و شوق به مبدأ کل و منبع جمیع خیرات به هم می‌رساند، تا می‌رسد به جایی که مستغرق مشاهده جمال حقیقی، و محو مطالعه جلالِ خیرِ محض می‌شود. و در این هنگام در انوار تجلیات قاهره، فانی می‌گردد، چنانکه در هنگام طلوع خورشید همه ستارگان معدوم می‌شوند، و به مقام توحید، که نهایت مقامات است می‌رسد، و از انوار وجود مطلق بر او افاضه می‌شود آنچه را که نه هیچ چشمی دیده، و نه هیچ گوشی شنیده، و نه به خاطری خطور کرده؛ و بهجت و لذتی از برای او حاصل می‌شود که همه بهجتها و لذتها در جنب آن، مضمحل می‌گردند. و چون نفس به این مقام رسید، در حال تعلق نفس او به بدن، و وجود او در دنیا و حال قطع علاقه او، احوال او چندان تفاوتی نمی‌کند، و سعاداتی که برای دیگران در آن عالم حاصل می‌شود، برای او در این نشأه، حاصل شود. البته، شهود تام و بهجت خالی از جمیع شوائب، موقوف بر تجرد کلی است از بدن؛ زیرا چنین نفسی، اگر چه به نور بصیرت در نشأه دنیویه، ملاحظه جمال وحدت صرفه را نماید، و لیکن باز ملاحظه او، خالی از کدورت طبیعیه نیست، و صفای تام، بسته به حصول تجرد از بدن است و از این جهت، پیوسته مشتاق مرگ است تا این حجاب از میان برداشته شود.(۱) حجابِ چهرهٔ جان، می‌شود غبارِ تنم خوشا دَمی، که از آن چهره، پرده برفکنم چنین قفس، نه سزایِ چو من خوش‌اَلحانی‌ست رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم کتاب معراج السعاده، باب ۴، ص ۷۲۰ https://ganjoor.net/naraghi/meraj/bab4/sh306 نکته: - تفسیر لا اله الا الله. - (۱) مُشتاقةً اِلي فَرحةِ لِقائک (زیارت امین الله) سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
- لقاء الله (١) بیا و هستیِ حافظ ز پیشِ او بردار سوره روم وَعدَ اللَّهِ، لايُخلِفُ اللَّهُ وَعدَهُ؛ وَلٰكِنَّ أَكثَرَ النّاسِ لايَعلَمونَ (٦) يَعلَمونَ ظاهِرًا مِنَ الحَياةِ الدُّنيا، وَ هُم عَنِ الآخِرَةِ هُم غافِلونَ (٧) أَوَلَم يَتَفَكَّروا في أَنفُسِهِم، ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الأَرضَ وَ ما بَينَهُما إِلّا بِالحَقِّ، وَ أَجَلٍ مُسَمًّى. وَ إِنَّ كَثيرًا مِنَ النّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِم لَكافِرونَ (٨) خدا وعده‌ای داده که راستِ راست است. خلاف وعده‌اش هم عمل نمی‌کند؛ ولی بیشترِ مردم این حقیقت را نمی‌دانند. (۶) اینها فقط ظاهری از زندگیِ دنیا را می‌شناسند؛ درحالی‌که درباره آخرت، خودشان را به غفلت زده‌اند. (۷) آیا در خلوت خودشان فکر نمی‌کنند که خدا آسمان‌ها و زمین را و آنچه میان آنهاست، جز بر اساس حکمت و تا مدتی معیّن نیافریده است!؟ بااین‌همه، خیلی از مردم (زندگیِ پس از مرگ و) دیدار خدا را باور ندارند. (۸) نکته: - بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا (۱۶) وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‌ (اعلی/۱۷) - مُشتاقةً اِلي فَرحةِ لِقائک (زیارت امین الله) پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
پس از ظهور استاد فاطمی‌نیا: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ، لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه/۳۳) «اوست آن کسی که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا اینکه او را بر همه‌ی ادیان غالب گرداند، اگرچه مشرکان را خوش نیاید.» این آیه شریفه هنوز مصداق حقیقی خود را پیدا نکرده است؛ زیرا می‌بینیم که در جهان، هزاران مذهب و مکتب الهی و غیر الهی - به جز اسلام - وجود دارد؛ و مابین حق و باطل، فاصله‌ای نیست. هر دینی جز اسلام، باطل است؛ و با وجود این همه افراد غیر مسلمان در جهان، آیا می‌توانیم بگوییم که دین اسلام در جهان غلبه نموده و شرک از میان برخاسته و این آیه شریفه تحقق پیدا کرده است؟ شخصی از حضرت صادق (ع) از معنای این آیه پرسید، ایشان فرمودند: هنوز وقت تأویل و تحقق این آیه نرسیده است؛ وقتی می‌رسد که وصی دوازدهم حضرت رسول اکرم (ص) یعنی حضرت مهدی (ع) ظهور بفرماید. https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/250729/ ابن عباس که شاگرد امیرالمؤمنین (ع) است می‌گوید: «فی القرآنِ آیاتٌ یُفسّرها الزمان.» در قرآن آیاتی است که زمان آنها را تفسیر می‌کند. نکته‌ها از گفته‌ها ج ۲ ص ۶۸ »» دعا - تعجیلِ فرج و انتقام: https://eitaa.com/iEslaam/402 جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
- لقاء الله (۲) بردار ز رخ پرده که مشتاق لقائيم سوره یونس إِنَّ الَّذينَ لايَرجونَ لِقاءَنا، وَ رَضوا بِالحَياةِ الدُّنيا وَ اطمَأَنّوا بِها، وَ الَّذينَ هُم عَن آياتِنا غافِلونَ (٧) أُولٰئِكَ مَأواهُمُ النّارُ بِما كانوا يَكسِبونَ (۸) آنها که ایمان به ملاقات ما ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند، و آنها که از آیات ما غافلند (۷) (همه) آنها جایگاهشان آتش است، به خاطر کارهایی که انجام می‌دادند (۸) سوره انعام قَد خَسِرَ الَّذينَ كَذَّبوا بِلِقاءِ اللَّهِ؛ حَتّىٰ إِذا جاءَتهُمُ السّاعَةُ بَغتَةً، قالوا: يا حَسرَتَنا عَلىٰ ما فَرَّطنا فيها. وَ هُم يَحمِلونَ أَوزارَهُم عَلىٰ ظُهورِهِم. أَلا ساءَ ما يَزِرونَ (۳۱) وَ مَا الحَياةُ الدُّنيا إِلّا لَعِبٌ وَ لَهوٌ، وَ لَلدّارُ الآخِرَةُ خَيرٌ لِلَّذينَ يَتَّقونَ. أَفَلاتَعقِلونَ؟ (۳۲) قطعاً کسانی که دیدار خداوند را تکذیب کردند، زیانکار شدند. همین که ساعتِ موعود، ناگهان به سراغشان آید، در حالی که بار سنگین گناهان خویش را بر پشتشان می‌کشند، می‌گویند: «دریغا از آن کوتاهی‌ها که در دنیا کرده‌ایم.» آگاه باشید که چه بد باری است آنچه به دوش می‌کشند. (۳۱) و زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست. و البتّه خانه‌ی آخرت، برای تقواپیشگان بهتر است. آیا نمی‌اندیشید؟ (۳۲) سوره عنکبوت مَن كانَ يَرجو لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ، وَ هُوَ السَّميعُ العَليمُ (۵) هرکس که مشتاق و اميدوار به لقاء الله است، بی‌شک زمان معین شده (و وعده ديدار) خدا، آمدنی است؛ و اوست شنوای دانا. سوره کهف قُل إِنَّما أَنا بَشَرٌ مِثلُكُم، يوحىٰ إِلَيَّ: أَنَّما إِلٰهُكُم إِلٰهٌ واحِدٌ؛ فَمَن كانَ يَرجو لِقاءَ رَبِّهِ فَليَعمَل عَمَلًا صالِحًا، وَ لايُشرِك بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (١١٠) بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی می‌شود که تنها معبودتان معبود یگانه است؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند. نکته: در اين يادداشت فقط چند آيه که حاوی کلمه "لقاء" است آورده شد، و الا اين بحث در آيات زیادی آمده؛ مثل الَّذينَ يَظُنّونَ أَنَّهُم مُلاقو رَبِّهِم وَ أَنَّهُم إِلَيهِ راجِعونَ ‌(بقره/۴۶) آنان که می‌دانند به پیشگاه پروردگارشان حاضر خواهند شد و به سوی او بازمی‌گردند. قُل إِنَّ المَوتَ الَّذي تَفِرّونَ مِنهُ فَإِنَّهُ مُلاقيكُم؛ ثُمَّ تُرَدّونَ إِلىٰ عالِمِ الغَيبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلونَ (جمعه/۸) بگو: «مرگی که از آن می‌گریزید، قطعاً با شما دیدار خواهد کرد. سپس به نزد آن آگاهِ پنهان و پیدا برگردانده می‌شوید، پس او شما را به آنچه کرده‌اید، آگاه خواهد ساخت.» شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
- لقاء الله (۳) زیارت امین الله اللَّهُمَّ فاجْعَلْ نَفْسِي ... مُشتاقةً اِلي فَرحةِ لِقائک. خدایا! جانم را مشتاق به شادی لقای خود قرار ده. مناجات شعبانیه إِلٰهِي فَسُرَّنِي بِلِقائكَ، يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبادِكَ. معبود من! مرا به دیدارت شادمان گردان، در روزی که میان بندگانت داوری می‌کنی. ابوحمزه ثمالی يا ذا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ، حَبِّبْ إِلَيَّ لِقاءَكَ وَ أَحْبِبْ لِقائي؛ وَ اجْعَلْ لِي فِي لِقائكَ الرّاحَةَ وَ الْفَرَجَ وَ الْكَرامَةَ. ای صاحب جلال و اکرام! دیدار خود را در نظر من محبوب بگردان و دیدار مرا در نظر خود محبوب فرما؛ و برای من در دیدار خود، آسایش و گشایش و کرامت قرار ده. مناجات مریدین وَ لِقاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي، وَ وَصْلُكَ مُنيٰ نَفْسِي، وَ إِلَيْكَ شَوْقِي، وَ فِي مَحَبَّتِكَ وَلَهِي، وَ إِليٰ هَواكَ صَبابَتِي، وَ رِضاكَ بُغْيَتِي، وَ رُؤْيَتُكَ حاجَتِي. دیدارت نور چشم من است، و وصلت آرزوی جان من؛ و به سوی تو شوق من، و در محبت تو والهی و شیفتگی من است، و در هوای توست دلدادگی من، و خشنودیت خواسته من، و دیدن تو نیاز من. مناجات متوسلین وَ أَقْرَرْتَ أَعْيُنَهُمْ بِالنَّظَرِ إِلَيْكَ يَوْمَ لِقائكَ. و چشمان‌شان را با نگاه به خودت در روز دیدارت روشن گردانیدی. مناجات مفتقرین وَ غُلَّتِي لايُبَرِّدُها إِلّا وَصْلُكَ، وَ لَوْعَتِي لايُطْفِيها إِلّا لِقاؤُكَ، وَ شَوْقِي إِلَيْكَ لايَبُلُّهُ إِلّا النَّظَرُ إِليٰ وَجْهِكَ، وَ قَرارِي لايَقِرُّ دُونَ دُنُوِّي مِنْكَ. و سوز درونم را جز وصل تو خنک نمی‌کند، و آتش و التهابم را جز دیدار تو فرو نمی‌نشاند، و شوق مرا به تو، جز نگریستن به جمالت، تر (و سیراب) نمی‌کند، و قرار و آرامشم قرار نمی‌گیرد مگر به نزدیک شدن به تو. مناجات زاهدین وَ أَقْرِرْ أَعْيُنَنا يَوْمَ لِقائكَ بِرُؤْيَتِكَ، وَ أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا مِنْ قُلُوبِنا. و چشمان ما را در روز دیدارت به رؤیت خود روشن گردان، و محبت دنیا را از دل‌های ما بیرون کن. مناجات عرفه مَتيٰ غِبْتَ حَتّيٰ تَحْتاجَ إِليٰ دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ؟ وَ مَتيٰ بَعُدْتَ حَتّيٰ تَكُونَ الْآثارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ؟ عَمِيَتْ عَيْنٌ لاتَراكَ عَلَيْها رَقِيباً. کی پنهان بوده‌ای تا نیاز به راهنمایی داشته باشی که به سویت راهنمایی کند؟ و کی دور بوده‌ای تا آثار (و نشانه‌ها) باشند که (مرا) به تو برسانند؟ کور باد چشمی که تو را بر آن مراقب (و ناظر) نبیند. ... وَ أَنْتَ الَّذِي تَعَرَّفْتَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْءٍ، فَرَأَيْتُكَ ظاهِراً فِي كُلِّ شَيْءٍ؛ وَ أَنْتَ الظّاهِرُ لِكُلِّ شَيْءٍ. و تویی که در هر چیزی خود را به من شناساندی، پس تو را در هر چیزی آشکارا دیدم؛ و تویی که برای هر سچیزی آشکاری. ... كَيْفَ تَخْفيٰ وَ أَنْتَ الظّاهِرُ؟ أَمْ كَيْفَ تَغِيبُ وَ أَنْتَ الرَّقِيبُ الْحاضِرُ؟ چگونه پنهانی در حالی که تو آشکاری؟ یا چگونه غایبی در حالی که تو مراقب حاضر (و ناظر) هستی؟ نکته: لحن امام حسین علیه‌السلام در مناجات عرفه با بقيه فرق مي‌کنه. در اينجا نمي‌گه: بردار ز رخ پرده، که مشتاق لقائم. بلکه مي‌گه: غیبت نکرده‌ای، که شوم طالب حضور پنهان نگشته‌ای، که هویدا کنم تو را انگار که سیدالشهدا با سرعت نور گذشته از اون حرفها. »» مناجات عرفه - غیبت نکرده‌ای: https://eitaa.com/iEslaam/381 يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴