eitaa logo
یادداشت قرآنی
15 دنبال‌کننده
11 عکس
6 ویدیو
16 فایل
هذا ذِکر Admin: @tel_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
- بی‌نیازی فکر خود و راي خود، در عالم رندي نيست کفرست در اين مذهب، خودبيني و خودرايي در دايره قسمت، ما نقطه تسليميم لطف آنچه تو انديشي، حکم آنچه تو فرمايي رند به آدم زيرک و باهوش مي‌گويند؛ کسي که قبلا فکرهايش را کرده و تصميمش را گرفته. تصميم مهمي هم گرفته، که پس از اين، همه تصميم‌ها و تدبيرها را بسپرد به يار کامل و دوست‌داشتني. اين سپردن تدبير به دست يار، مقام و مرتبه بالا و خاصي است؛ آنقدر مهم که شخصيت بزرگ امام حسين عليه‌السلام از خدا مي‌خواهد: دعای عرفه: إِلَهِي أَغْنِنِي بِتَدْبِيرِكَ لِي عَنْ تَدْبِيرِي، وَ بِاخْتِيَارِكَ عَنِ اخْتِيَارِي. خدایا، مرا چنان با تدبیر و انتخاب خودت بی‌نیاز کن که دیگر محتاج تدبیر و انتخاب خودم نباشم. جمله امام حسين عليه‌السلام با "اَغنني" شروع شده. همه چيز در همين کلمه است: بي‌نيازم کن. مرا بی‌نیاز کن از تدبير و برنامه‌ريزي‌ها، از انتخاب‌هاي متنوع و سخت. بی‌نیاز کن از خودم. غنا در برابر فقر و نياز است. آدم برای زندگی، نيازمند و ناچار به فکر و تدبیر است، و این خودش خسته‌کننده و استرس‌آور است. همیشه باید «چه کنم؟» و «اگر این شد چه؟» را حساب کند. اما وقتی یک اصل بالاتر داشته باشی، اینکه برنامه اصلی و تدبیر نهایی را به خدا بسپاری، ذهن از حالتِ «باید همه‌چیز را خودم کنترل کنم» بیرون می‌آید و به حالت "پرواز خودکار" مي‌رود. زیباییِ "أَغْنِنِي" دقیقاً همین‌جاست: خدایا، مرا از نیاز به کنترلِ همه‌چیز به دست خودم بی‌نیاز کن. رندِ عاقل و زيرک، از رأی خودش محروم نیست؛ از رأی خودش بی‌نیاز شده است. چون به اين باور رسيده که: لطف آنچه تو انديشي، حکم آنچه تو فرمايي. البته که این معنا با بی‌عملی فرق دارد. آدم فکر می‌کند، مشورت می‌کند، انتخاب می‌کند، مسئولیتش را انجام می‌دهد؛ اما دلش را در گروِ محاسبات خودش نمی‌گذارد. - بعضي چيزهاست که باید دم بکشد، جابيفتد، عملي تجربه شود؛ مثل دعاي امام حسين عليه‌السلام؛ مخصوصا "اَغنني" که هرچی بیشتر بهش فکر کنی، به چيزهاي تازه‌تری مي‌رسي. »» مناجات عرفه‌ - تدبیر الهی: https://eitaa.com/iEslaam/740 سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
قدسی - پشیمانی از گناه (۱) امام صادق علیه‌السلام أَوْحَی‌ اَللَّهُ إِلَی‌ دَاوُدَ: يَا دَاوُدُ، إِنَّ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً، ثُمَّ تَابَ مِنْ ذَلِكَ اَلذَّنْبِ، وَ اِسْتَحْيَی‌ مِنِّي عِنْدَ ذِكْرِهِ، غَفَرْتُ لَهُ وَ أَنْسَيْتُهُ اَلْحَفَظَةَ وَ أَبْدَلْتُهُ حَسَنَةً وَ لاأُبَالِي، وَ أَنَا أَرْحَمُ اَلرَّاحِمِينَ. https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/440963 خداوند به حضرت داوود وحی فرمود: ای داوود، وقتی بنده مؤمن من، گناهی مرتکب شود، سپس از آن گناه توبه کند و هنگام یادآوریِ آن، از من شرم نماید، او را می‌آمرزم و آن گناه را از یاد فرشتگان نگهبان می‌برم و به جای آن، حسنه‌ای برایش ثبت می‌کنم و پروایی ندارم (و این برای من آسان است) و من مهربان‌ترینِ مهربانانم. »» حدیث - گناه خوب، صواب بد (۱): https://eitaa.com/iEslaam/191 سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
- پشیمانی از گناه (۲) در خبرست از سرور کاینات و مَفخر موجودات و رحمت عالمیان و صَفوت آدمیان و تتمّه دور زمان، محمد مصطفی (ص)، هرگاه که یکی از بندگان گنه‌کارِ پریشان‌روزگار، دست انابت، به امید اجابت، به درگاه خداوند برآرد، ایزد تعالی در او نظر نکند. بازش بخواند دگرباره اعراض کند. بازش به تضرّع و زاری بخواند. حق سبحانه و تعالی فرماید: یا ملائکتی، قَد اِستَحْیَیتُ مِن عبدی، و لَیس لَهُ غیری، فَقد غَفَرت لَهُ. دعوتش را اجابت کردم و حاجتش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده همی شرم دارم. کرَم، بین و لطفِ خداوندگار گنه، بنده کرده است و او شرمسار گلستان سعدی نکته: اين حديث رو نتونستم در کتب شيعه پيدا کنم. ممکنه در منابع اهل سنت باشه. چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵
- معادله عمل امام على عليه السلام: مَن شَغَلَ نَفسَهُ بما لايَجِبُ، ضَيّعَ مِن أمرِهِ ما يَجِبُ. https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/458618/ هر کس خود را به کاری که واجب و ضروری نیست سرگرم کند، آنچه را که بر او واجب است، از دست می‌دهد. نکته: - اين معادله، هم در امور دنيوي و مالي درست است، هم در امور معنوي. - کسي موفق‌تر است که وقتش را به بطالت و بيهودگي صرف نمي‌کند. - هر قدر مشغول گناه و کار بی‌خود باشي، از عبادت و کارهاي خوب محروم مي‌شوي. پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵
- انقطاع اجباری سوره بقره وَ مِنَ النّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دونِ اللَّهِ أَندادًا، يُحِبّونَهُم كَحُبِّ اللَّهِ؛ وَ الَّذينَ آمَنوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ. وَ لَو يَرَى الَّذينَ ظَلَموا إِذ يَرَونَ العَذابَ أَنَّ القُوَّةَ لِلَّهِ جَميعًا وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ العَذابِ ‌(١٦٥)‌ إِذ تَبَرَّأَ الَّذينَ اتُّبِعوا مِنَ الَّذينَ اتَّبَعوا وَ رَأَوُا العَذابَ، وَ تَقَطَّعَت بِهِمُ الأَسبابُ ‌(١٦٦)‌ وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعوا: لَو أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنهُم كَما تَبَرَّءوا مِنّا. كَذٰلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعمالَهُم حَسَراتٍ عَلَيهِم، وَ ما هُم بِخارِجينَ مِنَ النّارِ ‌(١٦٧)‌ و از میان مردم کسانی هستند که جز خدا همتایانی [برای او] برمی‌گزینند و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند؛ و کسانی که ایمان آورده‌اند، محبتشان به خدا بسیار شدیدتر است. و اگر ستمکاران هنگامی که عذاب را می‌بینند، می‌دانستند که تمام قدرت و نیرو از آنِ خداست و اینکه خدا سخت‌عذاب است، [هرگز چنین نمی‌کردند]. (۱۶۵) و هنگامی که پیشوایان [و معبودان دروغین] از پیروان خود بیزاری می‌جویند، در حالی که عذاب را می‌بینند، و همه‌ی پیوندها و وسایل [ارتباطی] میانشان گسسته می‌شود. (۱۶۶) و پیروان می‌گویند: «ای کاش ما را بازگشتی [به دنیا] بود تا از آنها بیزاری می‌جستیم، همان‌گونه که آنها از ما بیزاری جستند.» این‌گونه خداوند اعمالشان را به صورت حسرت و اندوه بر آنها نشان می‌دهد، و هرگز از آتش بیرون نخواهند شد. (۱۶۷) نکته: - از پيامبر نقل شده: مُوتوا قبلَ اَن تَموتوا، بميريد قبل اينکه بميريد. اين آيه هم مي‌گه دست‌بکشيد و دل‌بکنيد قبل اينکه بميريد و اجبارا دست‌تان کوتاه شود. چشاتون رو باز کنيد، قبل اينکه مرگ بياد و اونجا چشاتون باز بشه. وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ: همه رشته‌ها، وابستگی‌ها، امیدها، روابط و تکیه‌گاه‌هایی که گمان می‌کردند نجاتشان می‌دهد، یکباره قطع می‌شود. أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ: خدا اعمالشان را به گونه‌ای به آنان نشان می‌دهد که همان کارهایی که به آنها دل بسته بودند، تبدیل به حسرت و پشیمانی عمیقشان می‌شود. پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵
دعا - آتش تاریک دعاي ۳۲ صحیفه سجادیه: وَ مِنْ نارٍ نُورُها ظُلْمَةٌ، وَ هَيِّنُها أَلِيمٌ، وَ بَعِيدُها قَرِيبٌ. نکته: - آتش يک سري خصوصيات ذاتي و آثار طبيعي داره. - آتش، نور داره که اطرافش رو روشن مي‌کنه. ... كَمَثَلِ الَّذِي استَوقَدَ نارًا، فَلَمّا أَضاءَت ما حَولَهُ ... (بقره/١٧) «مثل کسي که آتشي را روشن مي‌کند، اما وقتي که اطرافش روشن مي‌شود.» - آتش، حرارت و گرما داره. هَبْنِي صَبَرْتُ عَليٰ حَرِّ نارِكَ (مناجات کمیل) «گيرم که حرارت و گرماي آتشت را تحمل کنم» - آتش، سوزاندگي داره. و مِنْ نارٍ تَذَرُ الْعِظامَ رَمِيماً (صحیفه/۳۲) «آتش سوزانی که استخوان‌ها را خاکستر می‌کند.» - اگر آتش، گسترده و بزرگ بود، مثلا جنگلي دچار حريق و آتش‌سوزي شد، آتشش ثابت نيست. در جريانه، حرکت داره. آتيش کوچکش بزرگ مي‌شه و بزرگش بزرگتر. درونش باد توليد مي‌شه. مثل گردباد مي‌پيچه و بالا ميره. - خدا کنه ما جهنم رو از نزديک نبينيم؛ اما اونها که علمش رو داشتند اينطوري معرفيش کردند: مناجات کمیل: كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُها، وَ أَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَريٰ مَكانَهُ‌؟ أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُها، وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ‌؟ چگونه آتشِ سوزان دوزخ او را می‌سوزاند، در حالی که تو صدایش را می‌شنوی و جایگاهش را می‌بینی؟ یا چگونه نفس‌های سوزان و شعله‌ور آن، او را در بر می‌گیرد، در حالی که تو از ناتوانی و ضعفش آگاهی؟ دعاي ۳۲ صحیفه سجادیه: وَ مِنْ نارٍ نُورُها ظُلْمَةٌ، هَيِّنُها أَلِيمٌ، وَ بَعِيدُها قَرِيبٌ؛ وَ مِنْ نارٍ يَأْكُلُ بَعْضَها بَعْضٌ، وَ يَصُولُ بَعْضُها عَليٰ بَعْضٍ؛ وَ مِنْ نارٍ تَذَرُ الْعِظامَ رَمِيماً. پناه از آتشی که نورش هم تاريکي و ظلمت است؛ کم و ناچیزش، دردناک است، و دورِ آن، نزدیک است؛ و آتشی که بخشی از آن بخش دیگر را می‌خورد، و بخشی بر بخشی چیره می‌شود؛ و از آتش سوزانی که از استخوان‌ها خاکستری برجا می‌گذارد. - نکته عجيبي که امام زين العابدين فرموند - و در جاي ديگه نديدم - اين است که آتش جهنم، روشنايي ندارد. تاريک است. عين ظلمت است. قاعدتا بايد نورش روشنايي و ضياء داشته باشه؛ اما اينطور نيست. نورُها ظلمه. - شايد به همين دليل باشه که اهل جهنم - در جايي که اجازه ملاقات با اهل بهشت دارند - التماس نور دارند. يَومَ يَقولُ المُنافِقونَ وَ المُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا: انظُرونا، نَقتَبِس مِن نورِكُم. قيلَ: ارجِعوا وَراءَكُم، فَالتَمِسوا نورًا ... (حديد/۱۳) روزى که مردان و زنان منافق به کسانى که ایمان آورده‌اند، مى‌گویند: «ما را بنگريد تا از نور شما پرتوى برگیریم.» به آنان گفته مى‌شود: «به عقب برگردید و (از دنیا) نورى بجویید.» - کساني که در دنيا از نور دورند، در آخرت از نور محرومند. چشم خفاش که از دیدن نوری، کور است. جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵
قدسی - جام بلا پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله قال الله تعالی: لَولا أَنِّي أَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنِ مَا تَرَكْتُ عَلَيْهِ خِرْقَةً يَتَوَارَی‌ بِهَا. وَ إِذَا أَكْمَلْتُ لَهُ اَلْإِيمَانَ اِبْتَلَيْتُهُ بِضَعْفٍ فِي قُوَّتِهِ وَ قِلَّةٍ فِي رِزْقِهِ؛ فَإِنْ هُوَ حَرِجَ أَعَدْتُ عَلَيْهِ، فَإِنْ صَبَرَ بَاهَيْتُ بِهِ مَلاَئِكَتِي. https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/441094 خدای متعال فرمود: «اگر شرم از بنده مؤمنم نبود، حتی پارچه‌ای بر او نمی‌گذاشتم که خود را با آن بپوشاند. و چون ایمان را برای او کامل کنم، او را به ناتوانی در نیرویش و تنگی در رزق و روزیش مبتلا می‌سازم؛ پس اگر (از این سختی) به تنگ آید، آن را بر او بازمی‌گردانم، و اگر صبر کند، نزد فرشتگانم به او مباهات می‌کنم (به او افتخار می‌نمایم).» نکته: - موضوع، اذيت کردن و آزار دادن نيست. موضوع، خالص کردن و بالا بردن مقامه. هر که در اين بَزم، مقرّب‌تر است جام بلا بيشترش مي‌دهند »» حدیث - بلای بزرگ، ثواب بزرگ: https://eitaa.com/iEslaam/770 يکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
- محروم واژه «محروم» در قرآن چهار بار آمده است. دو بار، در توصیف کسانی که از نظر مادی فقير و نیازمندند: سوره ذاریات وَ فِي أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَ المَحرومِ (۱۹) سوره معارج وَ الَّذينَ في أَموالِهِم حَقٌّ مَعلومٌ (۲۴) لِلسّائِلِ وَ المَحرومِ (۲۵) اینجا «محروم» کسی است که از نظر مادی بهره‌ای ندارد و در مالِ توانگران حقی برای او قرار داده شده است. اما دو «محروم» دیگر، جنس دیگری دارند: سوره واقعه إِنّا لَمُغرَمونَ (۶۶) بَل نَحنُ مَحرومونَ (۶۷) سوره قلم إِنّا لَضالّونَ (۲۶) بَل نَحنُ مَحرومونَ (۲۷) در سوره قلم، ماجرای "باغ سوخته" است. همان باغ ميوه‌ای که صاحبانش تصمیم گرفته بودند صبح زود محصول را بچینند تا فقرا چیزی از آن نبرند. شبانه، بلايي آمد و باغ نابود شد. صبح که آن را دیدند، گفتند: إِنّا لَضالّونَ (۲۶) بَل نَحنُ مَحرومونَ (قلم/۲۷) ما راه را گم کرده‌ایم. بلکه ما محروم شده‌ایم. چه تعبیر عجیبی. آنها می‌خواستند محرومان را محروم کنند؛ اما خودشان محروم شدند. شاید این «محرومیت» فقط به معنای نداشتن مال یا از دست دادن محصول نباشد؛ گاهی انسان چیزی دارد، اما از بهره حقیقی آن محروم می‌شود. باغ هست، اما محصول نیست. مال هست، اما برکت نیست. راه هست، اما رسیدن نیست. آنها ابتدا گفتند ما گمراهيم و راه را گم کرده‌ایم؛ و بعد با «بَل» سخن خود را اصلاح کردند و يک مرحله بالاتر رفتند: نه؛ مسئله فقط گمراهي نیست. ما محروم شده‌ایم. محروم فقط کسی نيست که چیزی ندارد؛ بلکه کسی است که از نصیب و بهره‌ای که می‌توانست به او برسد، جا مانده است. و اینجا محرومیت معنای دیگری پیدا می‌کند: محرومیت از نصیب، محرومیت از برکت، محرومیت از رسیدن و جاماندن از غافله. و چه بسا آدمی سال‌ها بعد بفهمد آنچه از دست داده، نه مال و نه محصول، بلکه نصیبی از خیر بيشتر بوده که می‌توانست داشته باشد. »» قرآن - محجوب: https://eitaa.com/iEslaam/620 دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵
قبض و بسط - وَ اللَّهُ يَقبِضُ وَ يَبسُطُ ... (بقره/۲۴۵) ذکر خدا قبض و بسط داره. گاهي در حد يکي دو کلمه است، مثل الله، الله اکبر. گاهي بيشتره، مثل مناجات کميل و عرفه، و گاهي خيلي خيلي بيشتر، مثل کل قرآن. قرآن هم قبض و بسط داره. سوره کوثر هم يک سوره است، سوره بقره هم يک سوره. - إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً ... (نهج‌البلاغه) درست مثل حال آدم‌ها که قبض و بسط داره. گاهي حال داره و گاهي نه. وقتي حالشو داره، دعاي بلند مي‌خونه؛ وقتي نداره، ذکر کوتاه مي‌گه. در هر حال، محروم از رزق معنوي و روحي نمي‌شه. - کسي که سالمه، سر سفره مي‌نشينه و غذاي مبسوط و مفصل مي‌خوره. کسي که مريض‌احوال و ناخوشه، خوراکش مختصر مي‌شه، و قرص و کپسول جاي غذاي چرب و سنگينش رو مي‌گيره. اين قرص‌ها، فشرده کلي عرق و دمنوش و داروي گياهي و شيمياييه. - اهل اين باشي که ادعيه مختلف رو بخوني، با موارد زيادي برخورد مي‌کني که يک دعا، دقيقا شرح فلان ذکر کوتاهه. قبلا مواردي رو نوشتم. در يادداشت بعدي، نمونه‌اي رو مي‌خونيم. پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
- الله اکبر - دعای ساعت هفتم يَا مَنْ تَكَبَّرَ عَنِ اَلْأَوْهَامِ صُورَتُهُ، يَا مَنْ تَعَالَى عَنِ اَلصِّفَاتِ نُورُهُ، يَا مَنْ قَرُبَ عِنْدَ دُعَاءِ خَلْقِهِ. - دعاى ساعت ششم يا مَنْ لَطُفَ عَنْ اِدْراكِ الْاَوْهامِ. يا مَنْ كَبُرَ عَنْ مَوْجُودِ الْبَصَرِ. يا مَنْ تَعالىٰ عَنِ الصِّفاتِ كُلِّها. يا مَنْ جَلَّ عَنْ مَعانِي اللُّطْفِ وَ لَطُفَ عَنْ مَعانِي الْجَلالِ. - دعای ماه رجب يَا مَنْ سَمَا فِي الْعِزِّ فَفَاتَ نَوَاظِرَ الْأَبْصَارِ، وَ دَنَا فِي اللُّطْفِ فَجَازَ هَوَاجِسَ الْأَفْكَارِ. يَا مَنْ حَارَتْ فِي كِبْرِيَاءِ هَيْبَتِهِ دَقَائِقُ لَطَائِفِ الْأَوْهَامِ، وَ انْحَسَرَتْ دُونَ إِدْرَاكِ عَظَمَتِهِ خَطَائِفُ أَبْصَارِ الْأَنَامِ. - در نهج‌البلاغه فراوان مي‌بيني که امام علي عليه‌السلام حقيقت اين معني رو تفسير کردند. - خطبه ۱ اَلَّذِي لايُدْرِكُهُ بُعْدُ اَلْهِمَمِ، وَ لايَنَالُهُ غَوْصُ اَلْفِطَنِ، اَلَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ، وَ لاَ نَعْتٌ مَوْجُودٌ، وَ لاَ وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لاَ أَجَلٌ مَمْدُودٌ. - خطبه ۸۵ لاتَقَعُ اَلْأَوْهَامُ لَهُ عَلَى صِفَةٍ، وَ لاتُعْقَدُ اَلْقُلُوبُ مِنْهُ عَلَى كَيْفِيَّةٍ. - خطبه ۱۸۵ لَمْ تُحِطْ بِهِ اَلْأَوْهَامُ بَلْ تَجَلَّى لَهَا بِهَا وَ بِهَا اِمْتَنَعَ مِنْهَا وَ إِلَيْهَا حَاكَمَهَا. لَيْسَ بِذِي كِبَرٍ اِمْتَدَّتْ بِهِ اَلنِّهَايَاتُ فَكَبَّرَتْهُ تَجْسِيماً وَ لاَ بِذِي عِظَمٍ تَنَاهَتْ بِهِ اَلْغَايَاتُ فَعَظَّمَتْهُ تَجْسِيداً بَلْ كَبُرَ شَأْناً وَ عَظُمَ سُلْطَاناً. - خطبه ۱۸۶ لاتَنَالُهُ اَلْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ وَ لاتَتَوَهَّمُهُ اَلْفِطَنُ فَتُصَوِّرَهُ وَ لاتُدْرِكُهُ اَلْحَوَاسُّ فَتُحِسَّهُ وَ لاتَلْمِسُهُ اَلْأَيْدِي فَتَمَسَّهُ وَ لايَتَغَيَّرُ بِحَالٍ وَ لايَتَبَدَّلُ فِي اَلْأَحْوَالِ وَ لاتُبْلِيهِ اَللَّيَالِي وَ اَلْأَيَّامُ وَ لايُغَيِّرُهُ اَلضِّيَاءُ وَ اَلظَّلاَمُ. - در اين زمينه، بهترين تفسير ادبي که از "الله اکبر" و بزرگي خدا ديدم از سعدي است: تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد کز هر چه در خیال من آمد، نکوتری »» دعا - برتر از خیال: https://eitaa.com/iEslaam/312 »» دعا - توحید در حمد: https://eitaa.com/iEslaam/775 پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
- أَنَا الغَفور ، حکمت ۸۲، فيض‌السلام ۷۹ امام علی عليه‌السلام: ... لايَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلاَّ رَبَّهُ؛ وَ لايَخَافَنَّ إِلاَّ ذَنْبَهُ ... «به هيچ کس اميد نداشته باش جز خدا؛ از هيچ چيز نترس جز گناه.» https://imamali.inoor.ir/nahj/text/motto/403 نکته: مولا علي استاد انسان‌شناسي است. عادت‌ها و آفت‌ها رو مي‌شناسه. ريزه‌کاري‌ها رو بلده. مي‌دونه اکثر مردم، چيزي رو گردن نمي‌گيرند؛ گردن خدا و بقيه مردم مي‌ندازند. مي‌دونه اين در ميون مردم رواج داره که بايد از خدا ترسيد؛ در حالي که خدا ترس نداره. ترسِ زياد از خدا، باعث دلسري و نااميدي مي‌شه. مثل اينکه بچه‌اي خطا کرده، از پدر و مادرش اونقدر بترسه که از خونه فرار کنه. امام فرمود: از خدا نترس؛ بلکه برعکس، تنها اميدت خدا باشه که پشت و پناهته و منشأ بخشش و رحمت. سوره حجر نَبِّئ عِبادي أَنّي أَنَا الغَفورُ الرَّحيمُ ‌(٤٩) «بگو و خبر بده به بندگانم که من، غفور و رحيمم.» - غفور کسيه که اهل چشم‌پوشي از گناه و خطاست. به رخت نمي‌کشه. منت نمي‌گذاره. تو سرت نمي‌زنه. - عادَتُكَ الْإِحْسانُ إِليٰ الْمُسِيئينَ، وَ سَبِيلُكَ الْإِبْقاءُ عَليٰ الْمُعْتَدِينَ. (دعاي ماه رجب) - نَبّي: نگفت اَنبِئ عبادي. بلکه با تشديد گفت، با تاکيد. سوره نمل ... يا موسىٰ لاتَخَف، إِنّي لايَخافُ لَدَيَّ المُرسَلونَ ‌(١٠) إِلّا مَن ظَلَمَ، ثُمَّ بَدَّلَ حُسنًا بَعدَ سوءٍ، فَإِنّي غَفورٌ رَحيمٌ ‌(١١) ««ای موسی! نترس! که فرستادگان در آستان من نمی‌ترسند، (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بعد از بدی، کار خوبی را جایگزین نماید. همانا که من بخشنده مهربانم. (۱۱)» - موسي، نترس؛ محضر من جاي آرامش و امنيته. در حضور من از هيچي نترس. سوره قصص قالَ: رَبِّ إِنّي ظَلَمتُ نَفسي، فَاغفِر لي؛ فَغَفَرَ لَهُ، إِنَّهُ هُوَ الغَفورُ الرَّحيمُ ‌(١٦) «[موسی] گفت: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کرده‌ام. پس مرا بیامرز.» پس [خداوند] او را آمرزید. به درستی که او آمرزنده مهربان است.» - موسي اعتراف کرد و خطاي خودش رو گردن گرفت. - "فَ" که اول "غفر" اومده، هم نشونه سرعت و انجامِ بلافاصله است، هم معلول و نتيجه است. يعني موسي اشتباهش رو گردن گرفت و قبول کرد؛ که نتيجتاً بخشيده شد. - اگر از "سَوف" استفاده مي‌کرد، مي‌شد: به زودي مي‌بخشد. مثل: سوره يوسف قالوا: يا أَبانَا استَغفِر لَنا ذُنوبَنا، إِنّا كُنّا خاطِئينَ ‌(٩٧) قالَ: سَوفَ أَستَغفِرُ لَكُم رَبّي، إِنَّهُ هُوَ الغَفورُ الرَّحيمُ ‌(٩٨) [فرزندان یعقوب] گفتند: «ای پدر! برای گناهانمان [از خداوند] آمرزش بخواه که به راستی ما خطاکار بودیم.» (۹۷) [یعقوب] گفت: «به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‌طلبم، که او، خود آمرزنده و مهربان است.» (۹۸) »» - پنج سفارش کلیدی: https://eitaa.com/iEslaam/277 يکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
- قدرت اراده امام صادق علیه‌السلام: «مَا ضَعُفَ بَدَنٌ عَمَّا قَوِيَتْ عَلَيْهِ اَلنِّيَّةُ.» https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/103840 «هیچ بدنی از انجام کاری که قصد و اراده قوی پشتش است، ناتوان نمی‌شود.» نکته: - اگر نیت و اراده قوی باشد، بدن هم توانایی انجام آن را پیدا می‌کند. - خودت رو دست کم نگير. نه جسم کم مياره، نه روح. اراده‌اش که باشه، هر چيزي عمليه. گرچه به ظاهر جسم خسته است ولي دل، دريايي است تاب و توانش بيش از اينهاست. جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵