eitaa logo
گــــاندۅ😎
316 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
2.4هزار ویدیو
41 فایل
گاندو‌صداےماست🗣 ما همان نسل جوانیم ڪہ ثابت کردیم در ره‍ عشـق جگـر دار تر از صد مردیـم...🙃🙌🏻 🌿✨🌿✨🌿✨🌿✨🌿✨🌿✨ ادمین : @r_ganji_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه از عشققق منم بذاری😍 _ چشم کی؟ عالی🤩 _ مرسی ادمین گل مبشه بی زحمت اون. نوحه یا حسین روبفرستین با تشکر ____ چشم فقط خیلی نوحه یاحسین داریم کدوم؟
یه سوال مگه رسول زن نداشت 😳🧐🧐🧐زنشم اسمش زینب بود درسته ؟؟ __________ بله
سلام عزیزم واقا حرفی ندارم😐😐 فاتح دوهستم عشقت😂😂😂😂😂😂😂😂😂 فقط میتونم بگم اناالله واناعلیه راجعون ختم کلام ____ بله😂
گــــاندۅ😎
✨✨✨✨✨ ✨✨✨✨ ✨✨✨ ✨✨ ✨ #رمان_امنیتی_گمنام #قسمت_61 _تو اینجا چی کار می کنی داوود؟... _من
✨✨✨✨✨ ✨✨✨✨ ✨✨✨ ✨✨ ✨ با این خس خسی که سینه اش داشت حس می کردم پلک هایش می لرزید... از درد دستانم را محکم فشار می داد.. ناله هایش بی صدا بود... بوسه ای به دستان سردش زدم... با گریه گفتم: _خوبید آقا محمد؟ _به....خا...طر.....کم...خونیه...نگ....ران...نبا...ش.. در باز شد.... _وای بازم... نیکلاس وارد سوله شد... پشت سرش زن بی حجابی با ناز داخل شد... نگاهم را به آقا محمد دادم که سعی داشت بلند شود.. _آقا محمد شما این زنه رو می شناسید؟ _ویک...تو...ریا... کمک....کن...بلند...شم... با نگرانی و ترس گفتم: _این همون زنه نیست که می گفت خودم سرش رو جدا می کنم.. سعی کرد بخندد..با صدای لرزان گفت. _چرا....خود...شه.. _شماا چرا اینقدر ریلکسید؟....چر اینقدر آرومید...این زن به خونتون تشنه است...چرا سعی دارید بخندید؟ _چون....خیا..لاتش...خا..مه..چون....زورش...به...امثال...ما...نمی..رسه.. حالا...یه..کمک...کن...بشینم... یک دستم را به کمرش گذاشتم و با دست دیگرم کمک کردم تا بنشیند... ویکتوریا نزدیک ما شد.. _دفعه اول که دیدمت اینجوری نبودی...تو این حال نبودی...کاری باهات بکنم که جنازه ات هم نرسه دست خانواده ات... جوری سر از تنت جدا کنم که تو کتابا بنویسن فرمانده.. کاری کنم به دست و پام بیفتی.. التماسم کنی.. _ما...گر...زِ....سر...بریده...می...ترسی...دیم....در..محفل...عاشقان...نمی...رقصید...یم... _شاعرم که هستی... ناگهان عصبی شد... صورتش را به سمت نیکلاس برگرداند. با عصبانیت فریاد زد... _مگه نگفته بودم با سرش کار نداشته باشید؟....گلوش چرا پاره است... _می خواست ازشون حرف بکشه.. _من این حرفا حالیم نیست...باید زنده بمونه....فهمیدی... _این جون سگ داره...با این زخم ها نمی میره... محمد: دیگر خسته شده بودم...تمام تنم تیر می کشید... یک زن چقدر می توانست بی رحم باشد.. از تهدید هایش خسته بودم...انگار توخالی بود..ولی.. رسول: صدای فریاد ویکتوریا در تمام سوله پیچیده بود... در دلم غوغایی بود.. ای کاش می توانسم همراه آقا محسن بروم.. در این فکر ها بودم که ناگهان... لینک ناشناس: https://harfeto.timefriend.net/16353264527474
«بسم الله الرحمن الرحیم» طبق قانون جمهوری اسلامی ایران به کانال ما خوش آمدین ✓کانال عکس و فیلم نوپو و عملیاتی و عکس شهیدان و پروفایل✓ ☆امیدوارم باهامون همکاری داشته باشید☆ @mokq2h