گــــاندۅ😎
آقا محمد🙂 خوبی دادا 😕 فقط آخر رمان شهید نشو☹️ آخه اون لبخند قشنگ از این دنیا بره ؟😢 اون چشمای مغرورت
محمد وقت دنیا رو بگیر زنده بمون😐😂
#یارقیه
گــــاندۅ😎
محمد وقت دنیا رو بگیر زنده بمون😐😂 #یارقیه
اول باید وقت کائنات رو بگیره از دست ارواح فرار کنه بعد بیاد تو جسم خودش😂😂😂😂😂😂😂😂
اوخییییی😍😍
چه ناز🙂😂
چشاش برق میزنع😁🤩
موفرفریه کی بودی تو😂😝
ابرو کمون کی بودی تو😂
فرمانده کی بودی تو😂
رسول ضایع کن کی بودی تو😂
خدایی شهید شی دیگه هیچ کدوم از اینا نیستی😭😢💔
مرگ حقه😏✌️
شهادت حقشه....سهمشه....مالشه😂😌
عصبی نباشید😂خو من چی کار کنم اعضا؟؟؟
خودش میگه🤧
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته🙄😳
تامــــــــام😆
#فاطمه_زهرا
@RRR138
گــــاندۅ😎
اوخییییی😍😍 چه ناز🙂😂 چشاش برق میزنع😁🤩 موفرفریه کی بودی تو😂😝 ابرو کمون کی بودی تو😂 فرمانده کی بودی تو😂
آخه عصبی نیستم 😐😂
برو محمد جان من از عطیه و عزیز برات حلالیت می طلبم برو راحت 😐😂💔
#یارقیه ه
🖤🖤🖤🖤🖤🖤
🖤🖤🖤🖤🖤
🖤🖤🖤🖤
🖤🖤🖤
🖤🖤
🖤
رمان چــشم تــ🖤ــاریکی
#پارت_24
#فرشید
خواب بودم.هوا گرگ و میش بود،یهو با یه فانوسی که خس خس میکرد اومد تو .....
چشام مالوندم....
_باید بریم بلند شو.
+الان....؟
_اره تا وقت تلف نشده تا یه جایی خودم میرسونمت،،بعدش یه نفر میاد دنبالت... میبرتت سمت مرز قبلا هماهنگ شده!!!
+ببینم... تو ...چرا...میخایی جونم رو نجات بدی.....؟؟!
_راستی حال اقا محمد چطوره؟؟!
+تو کی هستی ماهرو از کجا میشناسی؟؟؟!
اومد جلو دقیقا روبروم رو خاک زانو زد.صورتش رو آورد جلو با پارچه مشکی بسته بود فقط چشماش معلوم بود.یه زخمی اشنا درست رو ابروش بود پارچرو برداشت .....
باروم نمیشد خودش بود ناخودآگاه یه لبخندی زدم....
+تو... تو مگه میشه؟
خندید....
_فک کردی شهید شدم فرشید..
سیاوش بود....موقعی که تو بخش ضد تروریستی بودم اونجا کار میکرد خیلی باهم صمیمی بودیم وقتی که رفت تو دل داعش....گفتن شهید شده ....حال همه داغون شده بود..... منم واسه همین انصراف دادم رفتم تو بخش امنیتی،اطلاعاتی.
+ خودت چی؟؟
_منم ماموریتم تموم میشه برمیگردم..
+کی؟کی سیاوش خانوادت داغون شدن....
_نگران من نباش برمیگردم......
#ارزو (هشت سال پیش)
رسیدم تل آویو...
برام یه هتل رزو کرده بودن...رفتم اونجا اتاق نسبتا کوچکی بود.رفتم کنار پنجره پرده رو کنار زدم ....چشمم به خورد به بیرون....
که یه گارسون خانم زنگ رو زد...
_Excuse me, do you want something?(چیزی میل دارید؟)
+no thanks
Just bring me a glass of orange juice(نه ممنون یه لیوان آب پرتقال فقط)
_I will bring you(براتون میارم)
و از اتاق رفت بیرون....خیلی استرس داشتم فردا باید میرفتم.....
....
هیچ وقت نفهمیدم کی منو لو داد...تمام ماموریتام نصفه موند...چشام رو بستم تا درد شلاقی که محکم خورد رو شکمم رو فراموش کنم....
درباز شد .....
شارلوت بود یه زمانی همکارام بود.....دل خوشی ازش نداشتم.
_Do not give information?(اطلاعات نمیدی؟)
+ من اطلاعات نمیدمممم.
_I will release you if the data is bad.(اگه اطلاعات بدی آزادت میکنم.)
+I do not care, I do not talk(سرم بره هم نمیگم)
راه برگشتی نداشتم،یاد پری افتادم شرمنده اش بودم...
#محمد
رفتم تو اتاقش تو فکر بود بابت اتفاق دیروز.
+چیزی شده؟؟امیر امیرر
_ها...بله؟؟
+کجایی تو حالت خوبه؟
_هیچی آره خوبم
+هووووووم منم باور کردم.
نفس عمیقی کشید.
_دنبالمن.
+؟؟؟؟؟
_سر پرونده دو سال پیش
+پرونده کدوم پرونده؟؟؟
_یه پرونده مفاسد اقتصادی و تروریستی .
+ خب چرا تو؟؟
_برا اینکه مسئول،بازجو
و بازپرس من بودم.
+آها.فک میکنی مربوط به اون باشه.
_به احتمال ۹۹درصد آره.
هیچ حرفی نداشتم واسه گفتن. شایدم مربوط به ارزو باشه به هر حال خانوادش هنوز هم داغ دارن......
#؟؟؟؟؟
+خوب چیشد؟؟؟؟
_هیچی نتونستیم بو برد!
+احمققق، چرااااااااا؟
_فهمید دنبالشیم موقع شلیکم سرش رو کشوند پایین شیشه یه نفریم باهاش بود.
+عکسش رو گرفتی؟؟
_اره گرفتم...
+خیلی خوب سند کن براممممم.
قاب عکس برداشتم نگاه کردم قاتل .....
https://harfeto.timefriend.net/16356892739094
نظراتتون رو در ناشناس اعلام کنید❤️💋