هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس-
شما: حالم خوب نیست. یه چیزی بهم بگو
من: میدونی چیه، یه روزی شکوفه ها در میان. پاییز و زمستون سرد و درد آورده، خیلی دردآور.
توی زمستون درختا پیر میشن، خیلی پیر
اما بازم یه روزی بهار میشه و اون درختای پیر دوباره شکوفه میدن و نو میشن.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس-
شما: وایی ، وایی(((: بالاخرهیکیپیداشدکههمهجلدایآنشرلیروخوندهباشه ، والترروبشناسه ، شعرنیزنروزمزمهکردهباشهو بدونهریلاکیهووالترچطوریصدشمیزد .
من: وای وای واییی. توئمم خوندی؟ جدیی؟
وای چقدر دوست داشتم یکی رو پیدا کنم همشو خونده باشه. اصلا میتونی بیای پیوی باهم در موردش حرف بزنیم
من ذوققق*
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس-
شما: سلام خوبی؟ میشه یکم راحب خوابگاه بگی . من امسال خوابگاهی میشم و بار اولمه . یکم از تجربه هات میگی؟
من: عه جدی چطوری فکر میکنید من خوابگاهی ام؟ من خوابگاهی نیستما.
ولی خب اگه تجربه خوابگاه میخوای میتونی از هارمهر کمک بگیری.
https://eitaa.com/Chocolate2005/16973
سری مباحث هارمهر در مورد خوابگاه: