خسته¡
من همش ریزپرندهها رو ریزپردازنده میخونم یاد اولین امتحانم و پروژش میفتم.
حالا مامان من هی منو نگا میکنه میگه دانشمند نشی حلالت نمیکنم
خسته¡
حالا مامان من هی منو نگا میکنه میگه دانشمند نشی حلالت نمیکنم
یادم بنداز بعدن بهت یه چی بگم