خسته¡
واسم تکیه گاهی، به تو تکیه کردم تو از خیمه رفتی چقدر گریه کردم:)
گفته بودم تا قیامت براشون گریه دارم؟
شد ترم آخر و من از ترم اول میخواستم نذارم فقط شبهای امتحان درس بخونم بلکه در طول ترم بخونم🤡
"نور بر تاریکی پیروز میشود"
یاد وقتی افتادم که آقای فلانی تو استرنجرتینگز میخواست بچههارو گول بزنه😂😂(اونایی که دیدن میدونن کدوم سکانس رو میگم، نمیگم که اسپویل نشه)