پلیس گفت
خب پس از فردا میتونی بیای اینجا پسر قبول کرد و بعد از اون داخل اون باشگاه شروع به تمرین کرد
ولی حریفش حریف ترسناکی بود با اینکه اون پسر خیلی آماده بود اما بخاطر اینکه حریفش یکی از گنده های محله شون بود خیلی استرس داشت
روز مسابقه حریف پسر طبق معمول شروع کرد به گنده گویی و ایجاد ترس تو دل پسر ولی...
در نهایت پسر بود که اونو شکست داد
پسر بعدش با خودش گفت اون حتما منو میکشه اما اون به پسر گفت تو خیلی با استعدادی میخوام بالا بالا ها ببینمت راه درازی در پیش داری