•
هفتاد و دو برای شیعه عدد غیرت است. عددِ جوشیدن خون. عددِ کینهی یهود.
هفتاد و دو، عددِ تیرهای خصم و خشم موشهای همیشه ترسو و فرّار یهود است که بر تابوتِ شیرِ مقتدر و پیروز جنگ جمل، امام مجتبی نشست. قومِ پستی که ثابت کرد حتی از پیکرهای بینفسمان میترسد!
هفتاد و دو، عدد مردان غیرتمندِ همیشه سرافرازِ تاریخ است. که آسمان، بهترشان را نخواهد دید. که ما از نسل همان هاییم!
هفتاد و دو، عددِ غضب و حرص و دیوانگی یهود است برای ایران. یارانِ بهشتیِ شهید بهشتی این را گواهاند.
مبارک باشد بر ما موجِ هفتاد و دومِ عملیاتی که به نام خدا، همان وعدهی صادق است. به آنها که زیر زمین پنهان شدند بگو؛ این تازه آغاز است. هفتاد و دوها، ادامه خواهند داشت...
| @ianashid
•
برا اسرائیلیا شاهنامه خوندن همشون توهم برداشتن اسفندیارن؟ رویین تن؟ طی اینهمه حمله فقط زخمی؟!
گروهِ پستِ بیهویتِ بدون گذشتهای که تاریخ ملتها رو میدزده. چرا؟ چون قدمتش حتی از درختای ولیعصرمونم کمتره!
| @ianashid
•
به خیال خامت امان نامهی چهل و هشت ساعته به ما دادی؟ گذشتهی این امت را خواندی؟! عباسها همیشه اماننامه را در صورت شمرها انداختهاند!
وای به حالتان اگر چراغِ خانهای خاموش شود؛ منطقه را [به غیر از ایرانمان] در تاریکی محض فرو خواهیم برد. باذنالله.
| @ianashid
•
بین پتو بغلش میکنن که آسیب نبینه. که بدنش درد نگیره. که استخوناش اذیت نشه. وقتی قراره بغل به بغل بشه همه نگرانن. میگن حواست باشه. هرکسیم بغلش نمیکنه. چون بلوره. حقیقتا رگبرگِ غنچهست. همونقدر ظریف. همونقدر لاجون.
هیچی. همین.
کلمهی پرتاب رو دیدی؟
هیچی. همین...
| @ianashid
•
چهل و هشت ساعتِ خط و نشان کشیدهاش تمام شد. نه چراغی از خانهها خاموش شد و نه شمعی روشن. اخطارش برای کشوری بود که پنج ـ شش بار اعلام کرده از نقشهی جهان محوش کردم. حالا دست از پا درازتر برگشته و به همان کشورِ نابود شدهای که به باز شدن تنگهی هرمزش هیچ احتیاجی نداشت، پنج روز دیگر فرصت داده. مردک متوهمِ دروغگو اسمی از مذاکره آورده. آری. قرار است با موج هفتاد و چندمِ وعدهی صادق به گفت و گو بنشیند. با خوشهایهای خرمشهر و عماد و فتاح. آن قمارباز مو زردِ پستِ کودککش، چه دست و پایی میزند در سیرکی که در دنیا راه انداخته! هن و هن کنان نفس میزند و تقلا میکند. شاید چشمِ چند ابله، پی رقصیدنش باشد و هنوزا جهان او را ابرقدرت بداند و به اعتبار حرفش خطوطِ قیمت نفت به زمین برسد...
زهی خیال باطل!
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
به F35 مینازیدند. به پنهان بودنش از چشم خدا.
نوادگانِ همانها که باد به غبغب انداخته بودند: تایتانیک را خدا هم نمیتواند غرق کند!
| @ianashid
•
ولی هرچقدر بیشتر بهت نگاه میکنم مطمئنتر میشم که؛ تو زیباترین پرچمی هستی که دنیا داره! افتخارمه به سه رنگت...
| @ianashid
•
پیروزی هزینه داره آقای رئیس جمهور. درسته که ما هفتاد تا شهید دادیم. ولی به برکتِ خون تک تک اون شهدا تونستیم سردشت رو آزاد کنیم.
🎬 صیاد
| @ianashid
•
یــــک ســــال و نیـــم،
شمارِ ثانیههای تولید یک فیلم یا تئاتر بزرگ است.
زمــانِ نوشتـن یک کتــاب.
راهاندازی کسب و کــار.
ساختن یک مجتمع.
آموختن یک زبان.
آمادگی کنکور.
حفظ قرآن.
هرچه فکر میکنم، یک سال و نیم سنِ از دست دادن پدر و مادر و خواهر و برادر نیست؛ حلما...
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
دیگر فقط سالِ تولدم نیست؛ هشتاد و دو را میگویم.
حالا قرار است تا ابد برایم نشانهی همت و تلاش و توانستن و سربلندی و ایستادگی باشد. موجِ مقتدرِ موشکی که به نام آقای ما جوانها، علیاکبرِ امام حسین تبرک شده. و اگر عمرم رسید، روزی برای تمام آیندگان خواهم گفت که ایرانِ عزتمندِ من در هشتاد و دو موجِ پیروزِ وعدهی صادق، با یهودیان چه کرد...
| @ianashid
•
در این وانفسای جنگ
نَفَسم اگر سپیده را ندید
بدان من تو را بسیار آرزو کردم...
| @ianashid
•
امشب به یاد تمام سالهای مجاهدت و رشادت و ایثارِ شما، زیارت عاشورا میخونم. دستم از ضریحِ سیدالشهدا کوتاهه. شما که زانو به زانوی حضرت نشستید یادمون کنید، آقای شهید...
| @ianashid