eitaa logo
انجمن بین المللی دانش اجتماعی مسلمین
599 دنبال‌کننده
195 عکس
78 ویدیو
22 فایل
👤 ارتباط با ما: @H_iranpour ✳ تبادل: @admin2026_1
مشاهده در ایتا
دانلود
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍 | ایران و ایمان گفتگو درباره نسبت امر دینی و امر ملی 👤دکتر 👤دکتر 🔴 اسلام جزء هویت ما نیست! اسلامیت جزء هویت ماست... 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
| 🔹 جایگاه و رویکردهای رشته فلسفه علوم اجتماعی در آموزش عالی اروپا بررسی تازه‌ انجام‌شده درباره‌ی وضعیت رشته‌ی «فلسفه علوم اجتماعی» در دانشگاه‌های اروپایی نشان می‌دهد این حوزه هرچند در قالب یک عنوان مستقل کمتر دیده می‌شود، اما در بنیان فکری و آموزشی بسیاری از دانشگاه‌های پیشرو نقشی اساسی دارد. در انگلستان، دانشگاه‌هایی مانند London School of Economics (LSE)، The Open University و University of York این حوزه را به‌عنوان بخشی محوری از آموزش فلسفه و علوم اجتماعی دنبال می‌کنند. در LSE، دوره‌ی کارشناسی ارشد Philosophy of Economics and the Social Sciences در دپارتمان فلسفه، منطق و روش علمی ارائه می‌شود؛ جایی که دانشجویان با روش‌شناسی تحقیق در علوم اجتماعی، فلسفه اقتصاد و پرسش‌های اخلاقی علم در جامعه و سیاست آشنا می‌شوند. این برنامه، الگوی برجسته‌ای از پیوند فلسفه با سیاست‌گذاری، داده‌کاوی، اخلاق فناوری و اقتصاد است. در دانشگاه آزاد انگلستان نیز مدرک میان‌رشته‌ای BA (Honours) Social Sciences (Philosophy) ترکیبی است از ماژول‌های علوم اجتماعی و مباحث فلسفی درباره‌ی معرفت، اخلاق، و ماهیت تحقیق اجتماعی. افزون بر آن، دانشگاه یورک در چارچوب رشته‌ی Philosophy with Sociology درس «فلسفه علوم اجتماعی» را به طور ویژه تدریس می‌کند؛ درسی که مباحثی همچون تبیین در علوم اجتماعی، ساخت اجتماعی واقعیت و نقش ارزش‌ها در پژوهش را به شکل تحلیلی بررسی می‌کند. در آلمان، فلسفه علوم اجتماعی عموماً ذیل عنوان گسترده‌تر Philosophy of Science قرار می‌گیرد و در برنامه‌های فلسفه علم، منطق، تاریخ و مطالعات علم گنجانده می‌شود. در دانشگاه مونیخ (LMU Munich)، دوره‌ی بین‌المللی M.A. Logic and Philosophy of Science با محوریت مرکز فلسفه ریاضیاتی مونیخ (MCMP) برگزار می‌شود و به تحلیل منطقی و صوری نظریه‌های علمی، از جمله در حوزه‌ی علوم اجتماعی، می‌پردازد. دانشگاه بیله‌فلد در برنامه‌ی History, Economics and Philosophy of Science / Interdisciplinary Studies of Science نگاه چندرشته‌ای تاریخ، جامعه‌شناسی و فلسفه علم را در کنار هم قرار داده و رابطه علم و جامعه را محور آموزش خود قرار داده است. در هانوفر، رشته‌ی M.A. Philosophy of Science با رویکردی پژوهش‌محور، به پرسش‌های نظری و اخلاقی در علوم طبیعی، انسانی و اجتماعی می‌پردازد. همچنین دانشگاه بوخوم با برنامه‌ی History and Philosophy of Science and Logic، دانشجویان را برای نقد و تحلیل جایگاه علم در فرهنگ و اجتماع آماده می‌کند. مطالعه‌ی تطبیقی نشان می‌دهد که در انگلستان، رویکرد غالب در فلسفه علوم اجتماعی بیشتر کاربردی و هنجاری است؛ مسائلی مانند سیاست عمومی، عدالت اجتماعی، اخلاق داده و نقش علم در تصمیم‌گیری اجتماعی در مرکز توجه قرار دارد. در آلمان، تمرکز بر جنبه‌های تحلیلی، تاریخی و صوری فلسفه علم است؛ از بررسی ساختار تبیین و مدل‌سازی گرفته تا رابطه میان علم، جامعه و ارزش‌ها. به این ترتیب، می‌توان گفت فلسفه علوم اجتماعی در فضای دانشگاهی معاصر اروپا حضوری زنده و تأثیرگذار دارد؛ چه به عنوان بخشی از فلسفه علم، و چه در قالب پیوندی میان فلسفه، جامعه‌شناسی و مطالعات سیاست علم. این حوزه با تمرکز بر پرسش‌هایی درباره‌ی روش، تبیین و ارزش در علوم اجتماعی، نقشی اساسی در فهم انتقادی دانش و کنش‌های علمی در دنیای امروز ایفا می‌کند. ✍ انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
| 🔹جایگاه جهانی «فلسفه علوم اجتماعی»؛ بررسی تطبیقی وضعیت آکادمیک در آلمان و انگلستان در میان مباحث نظری، گاهی این پرسش مطرح می‌شود که دیسیپلین فلسفه علوم اجتماعی (Philosophy of the Social Sciences) در عالی‌ترین سطوح آکادمیک جهان چه جایگاهی دارد؟ آیا صرفاً یک گرایش حاشیه‌ای است یا زیربنای نظریه‌پردازی‌های کلان محسوب می‌شود؟ بررسی‌های دقیق از وضعیت این رشته در دو قطب علمی اروپا، یعنی انگلستان و آلمان، حقایق قابل توجهی را درباره اعتبار و کارکرد این حوزه نشان می‌دهد. ۱. انگلستان؛ تمرکز بر متدولوژی و سیاست‌گذاری در نظام آکادمیک بریتانیا، فلسفه علوم اجتماعی جایگاهی کاملاً تثبیت‌شده و «استراتژیک» دارد. دانشگاه‌های پیشرویی مانند LSE (مدرسه اقتصاد لندن) و کمبریج، این رشته را نه به عنوان بحثی انتزاعی، بلکه به عنوان ابزاری برای «سنجش عیار علمی» در اقتصاد، علوم سیاسی و جامعه‌شناسی ارائه می‌دهند. در اینجا، نگاه غالب «تحلیلی» است. فارغ‌التحصیلان و پژوهشگران این حوزه، وظیفه دارند منطقِ پشتِ سیاست‌گذاری‌های عمومی و مدل‌های آماری را نقد کنند. به عبارت دیگر، در انگلستان، فیلسوف علوم اجتماعی کسی است که خطاهای روش‌شناختی را پیش از اجرای سیاست‌های کلان شناسایی می‌کند. ۲. آلمان؛ میراث‌دار نظریه انتقادی و جامعه‌شناسی فلسفی در آلمان، وضعیت کمی متفاوت و بسیار عمیق‌تر است. با تکیه بر سنت‌هایی مثل مکتب فرانکفورت، این رشته با «نظریه اجتماعی» و «نقد فرهنگ» گره خورده است. در دانشگاه‌هایی مانند مونیخ یا فرانکفورت، مرز بین جامعه‌شناسی نظری و فلسفه بسیار باریک است. پژوهشگران این حوزه در آلمان، جایگاهی روشنفکرانه دارند و اغلب به بررسی مبانی هنجاری جامعه، اخلاق در کنش‌های اجتماعی و نقد ساختارهای مدرنیته می‌پردازند. برخلاف نگاه صرفاً فنی، در آلمان بر «فهم» (Verstehen) و تفسیر پدیده‌های اجتماعی تأکید می‌شود. جمع‌بندی و چشم‌انداز آنچه از رصد فضای آکادمیک اروپا برمی‌آید این است که فلسفه علوم اجتماعی در غرب، یک رشته‌ی «لوکس» نیست؛ بلکه یک ضرورتِ بنیادین برای اعتباربخشی به علوم انسانی محسوب می‌شود. امروزه حتی حوزه‌هایی نوین مانند اخلاق در هوش مصنوعی و تحلیل داده‌های کلان (Big Data) در اروپا، به شدت به تخصص فیلسوفان علوم اجتماعی نیاز پیدا کرده‌اند تا بتوانند سوگیری‌های پنهان در الگوریتم‌های اجتماعی را کشف کنند. این جایگاه نشان می‌دهد که تسلط بر مبانی فلسفیِ علوم اجتماعی، نه تنها در بازخوانی نظریات کلاسیک، بلکه در فهم دقیق‌ترین مسائل جهان مدرن، ابزاری بی‌بدیل است. ✍ انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍 | ایران و ایمان گفتگو درباره نسبت امر دینی و امر ملی 👤دکتر 👤دکتر 💠 اگر امر ملی را تبدیل به ایدئولوژی کنید، برمی‌گردید به همان چیزی که از آن فرار کردید! 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
| 💡غول‌های اندیشه در سنت آلمانی؛ چه کسانی معماری «فلسفه علوم اجتماعی» را بنا کردند؟ سنت آلمانی در فلسفه علوم اجتماعی، برخلاف رویکرد تک‌بعدی و پوزیتیویستیِ برخی مکاتب آنگلوساکسون، همواره با «تاریخ»، «معنا» و «نقد» گره خورده است. اگر بخواهیم استخوان‌بندیِ این رشته را در آلمان بشناسیم، باید سراغ متفکرانی برویم که نه صرفاً جامعه‌شناس، بلکه فیلسوفانی بودند که روش‌شناسی شناخت جامعه را دگرگون کردند. در اینجا به کلیدی‌ترین نظریه‌پردازان این حوزه اشاره می‌کنیم: ۱. ویلهلم دیلتای (Wilhelm Dilthey)؛ نقطه عزیمت دیلتای پدر معنوی این رشته در آلمان است. اهمیت او در تفکیک قاطعی است که میان «علوم طبیعی» (Naturwissenschaften) و «علوم انسانی/روحانی» (Geisteswissenschaften) قائل شد. او استدلال کرد که ما طبیعت را «تبیین» (Erklären) می‌کنیم، اما حیات اجتماعی را باید «بفهمیم» (Verstehen). این تمایز، سنگ‌بنای فلسفه علوم اجتماعی تفهمی شد. ۲. ماکس وبر (Max Weber)؛ معمار روش‌شناسی وبر غولی است که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. او با طرح مفاهیمی چون «تیپ ایده‌آل» (Ideal Type) و بحث جنجالی «بی‌طرفی ارزشی» (Value Neutrality)، دقیق‌ترین چهارچوب‌های منطقی را برای پژوهش اجتماعی تدوین کرد. وبر تلاش کرد پلی بزند میانِ «فهمِ معنایی» (سنت دیلتای) و «تبیینِ علی» (سنت علمی). ۳. تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر (مکتب فرانکفورت) این دو فیلسوف، فلسفه علوم اجتماعی را به یک سلاح انتقادی تبدیل کردند. در جریان «مناقشه پوزیتیویستی» (Positivismusstreit) در دهه ۶۰ میلادی، آدورنو به شدت به پوپر و منطق پوزیتیویستی تاخت. حرف اصلی آن‌ها این بود: روش علمی در علوم اجتماعی نمی‌تواند از واقعیت‌های تاریخی و ساختارهای سرکوبگر جدا باشد. علم اجتماعیِ خنثی، دروغی بیش نیست. ۴. یورگن هابرماس (Jürgen Habermas)؛ احیاگر منطق علوم اجتماعی هابرماس، به عنوان شاگرد خلف مکتب فرانکفورت، با کتاب «منطق علوم اجتماعی» (On the Logic of the Social Sciences) تلاشی عظیم برای بازسازی این رشته کرد. او با نقد پوزیتیویسم و هرمنوتیک سنتی، نظریه «کنش ارتباطی» را پیش کشید و نشان داد که چگونه زبان و تفاهم، زیربنای واقعیت اجتماعی هستند. ۵. نیکلاس لومان (Niklas Luhmann)؛ مهندس سیستم‌ها در نقطه مقابل هابرماس، لومان قرار دارد. او با «نظریه سیستم‌ها»، نگاهی کاملاً متفاوت و رادیکال به جامعه انداخت. از نظر لومان، جامعه متشکل از انسان‌ها نیست، بلکه متشکل از «ارتباطات» است. مناظره‌های طولانی او با هابرماس، یکی از درخشان‌ترین فصول فلسفه علوم اجتماعی در قرن بیستم است. ۶. اکسل هونت (Axel Honneth) به عنوان نماینده نسل سوم مکتب فرانکفورت، هونت با نظریه «به رسمیت شناخته‌شدن» (Recognition)، مبانی فلسفیِ تضادهای اجتماعی را بازتعریف کرده است. او نشان می‌دهد که چگونه ریشه‌های تحولات اجتماعی نه فقط در اقتصاد، بلکه در مطالبات اخلاقی برای احترام و ارج‌گذاری نهفته است. جمع‌بندی سنت آلمانی به ما می‌آموزد که فلسفه علوم اجتماعی، صرفاً بازی با کلمات یا آمار نیست؛ بلکه تلاشی است عمیق برای فهم اینکه «ما چگونه در کنار هم زندگی می‌کنیم» و «چگونه می‌توانیم این زیست‌جهان را بشناسیم». ✍ انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
| 🔹 کالبدشکافی سنت آلمانی؛ فلسفه علوم اجتماعی در آلمان دقیقاً چه می‌کند؟ 📝 یادداشت های معرفی جایگاه رشته فلسفه علوم اجتماعی؛ وقتی از «فلسفه علوم اجتماعی در آلمان» صحبت می‌کنیم، با یک پدیده یکدست روبرو نیستیم. برخلاف فضای آنگلوساکسون (انگلیس و آمریکا) که دغدغه اصلی اغلب «روش‌شناسی» (Methodology) و اعتبارِ علمی است، در آلمان دغدغه اصلی «چیستیِ جامعه» و «هنجارمندی» (Normativity) است. برای درک عمیق این فضا، باید سه رکن اصلی که اتمسفر آکادمیک فعلی آلمان را می‌سازند، بشناسیم: ۱. تمایز بنیادین: فلسفه اجتماعی (Sozialphilosophie) در برابر نظریه علم (Wissenschaftstheorie) در دانشگاه‌های آلمان، این رشته در دو لایه مجزا اما مرتبط دنبال می‌شود: لایه اول: Wissenschaftstheorie (نظریه علم): این بخش شبیه به همان چیزی است که در انگلیس می‌بینیم. بحث بر سر منطق تحقیق، استنتاج آماری و مدل‌سازی است. دانشگاه‌هایی مثل MCMP مونیخ (مرکز فلسفه ریاضی و منطقی) سردمدار این نگاه هستند که سعی دارند علوم اجتماعی را با دقتِ ریاضی فرموله کنند. لایه دوم: Sozialphilosophie (فلسفه اجتماعی): این بخش، قلب تپنده سنت آلمانی است. در اینجا سوال این نیست که «چگونه تحقیق کنیم؟»، بلکه سوال این است که «جامعه خوب چیست؟» و «آسیب‌شناسی اجتماعی (Social Pathology) چگونه ممکن است؟». این لایه به شدت با فلسفه سیاسی، اخلاق و حقوق گره خورده است. ۲. کلیدواژه اصلی: «تشخیص زمانه» (Zeitdiagnose) یک ویژگی منحصر‌به‌فرد فلسفه علوم اجتماعی در آلمان، وظیفه‌ای است که برای خود قائل است: تشخیص آسیب‌های زمانه. فیلسوفان برجسته معاصر آلمانی مثل اکسل هونت (Axel Honneth) یا راینر فورست (Rainer Forst) در فرانکفورت، کارشان صرفاً تحلیل انتزاعی نیست. آن‌ها از ابزارهای فلسفی استفاده می‌کنند تا پدیده‌هایی مثل «بی‌تفاوتی سیاسی»، «کالایی‌شدن روابط انسانی» یا «بحران دموکراسی» را تحلیل کنند. در واقع، فلسفه علوم اجتماعی در آلمان، نوعی «پزشکیِ جامعه» است. ۳. جنگِ دائمِ غول‌ها: فرانکفورت علیه بیلفلد فضای آکادمیک آلمان هنوز تحت تأثیر دوقطبیِ تاریخی بین دو دانشگاه و دو طرز تفکر است: مکتب فرانکفورت (دانشگاه گوته): رویکرد: انتقادی و هنجاری. باور: علوم اجتماعی باید «رهایی‌بخش» باشد و نقاب از چهره قدرت بردارد. انسان را به عنوان فاعلِ اخلاقی و سیاسی می‌بینند. مکتب بیلفلد (دانشگاه بیلفلد): رویکرد: سیستماتیک و کارکردگرا (میراث نیکلاس لومان). باور: جامعه یک ماشین عظیم از ارتباطات است. مفاهیمی مثل «عدالت» یا «اخلاق» صرفاً کدهای ارتباطی درون سیستم هستند. نگاهی بسیار سرد، پیچیده و مهندسی‌وار به جامعه دارند. ۴. ترندهای جدید: بازگشت به «ماتریالیسم» و «پدیدارشناسی» در سال‌های اخیر (۲۰۲۰ به بعد)، نسل جدیدی از محققان آلمانی در حال عبور از دعواهای قدیمی هستند: پدیدارشناسی انتقادی: بازخوانی هوسرل و هایدگر برای فهم تجربه زیسته گروه‌های حاشیه‌نشین (مثل مهاجران در آلمان). واقع‌گرایی جدید (New Realism): متفکرانی مثل مارکوس گابریل (Markus Gabriel) در بن، با نقد پست‌مدرنیسم، به دنبال اثبات این هستند که «حقایق اجتماعی» وجود دارند و همه چیز برساختِ اجتماعی نیست. ۵. ساختار نهادی و پژوهشی اگر بخواهید بدانید این تحقیقات دقیقاً کجا انجام می‌شود، باید با مفهوم «خوشه‌های برتری» (Clusters of Excellence) آشنا شوید. دولت آلمان بودجه‌های سنگینی به مراکز تحقیقاتی خاصی می‌دهد که فیلسوفان و جامعه‌شناسان را کنار هم می‌نشاند. مهم‌ترین نمونه فعلی: “The Formation of Normative Orders” در فرانکفورت است که فیلسوفان علوم اجتماعی در آنجا درباره چگونگی شکل‌گیری نظم نوین جهانی نظریه‌پردازی می‌کنند. جمع‌بندی برای پژوهشگر ایرانی سنت آلمانی به شما می‌گوید: برای فیلسوف علوم اجتماعی بودن، کافی نیست که آمار و منطق بدانید؛ شما باید تاریخ، روانکاوی و ساختارهای قدرت را بشناسید. این رشته در آلمان، وجدانِ بیدارِ علوم اجتماعی است، نه فقط پلیسِ روش‌شناسیِ آن. ✍ انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍 | ایران و ایمان گفتگو درباره نسبت امر دینی و امر ملی 👤دکتر ❇️ تکیه بر امر ملی، ایجاد یک غذایی‌ست برای بخشی از جامعه که به شدت تحت استعمار فرهنگی غرب است! 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 مرحوم مدرس از شیخ‌الرئیس نقل می‌کرد من از گاو می‌ترسم برای اینکه شاخ دارد و عقل ندارد شما ملاحظه بکنید آمریکا در جهان چه دارد می‌کند... 🗓 ۱۰ آذر، سالروز شهادت آیت‌الله سید حسن مدرس 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📣 رهبرانقلاب: خصوصیت مدرس چه بود؟ ✏️ خصوصیت عمده‌اش این بود که هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگری در او اثر نمیکرد. ۱۳۷۸/۱۱/۲۶ 📸 تصویری از رهبر انقلاب در کنار مزار شهید مدرس 🗓 انتشار به مناسبت سالگرد شهادت شهید مدرس 💻 Farsi.Khamenei.ir
صوت.mp3
زمان: حجم: 39.6M
| میهمانان: 👤 حامد حاجی حیدری، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران 👤 علی فتوتیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران 👤 میزبان : علیرضا زادبر استاد دانشگاه و پژوهشگر 🔸 ✍️ با موضوع: کوخ و کورتکس بحثی در نسبت روشنفکری و مردم کوچه و بازار 🔹 📺 برنامه تلویزیونی جریان دوشنبه ۱۰ آذر ساعت ۲۰:۰۰ | شبکه یک سیما 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍 | ایران و ایمان گفتگو درباره نسبت امر دینی و امر ملی 👤 دکتر ‼️ انسان در اسلام موضوع است! نه مکتب است و نه مبنا و مرجع... نظیر همین بحث را می‌توان در باب مردم هم دنبال کرد... 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss
| 🔹امپراتوریِ روش و منطق؛ کالبدشکافی «فلسفه علوم اجتماعی» در بریتانیا 📝 یادداشت های معرفی جایگاه رشته فلسفه علوم اجتماعی؛ اگر فلسفه علوم اجتماعی در آلمان به دنبال «درمان روحِ جامعه» است، در انگلستان به دنبال «تعمیرِ موتورِ علم» است. در بریتانیا، فیلسوف علوم اجتماعی نه یک منتقد فرهنگی، بلکه یک «تکنیسینِ عالی‌رتبه منطق» محسوب می‌شود. فضای آکادمیک انگلیس (UK)، مهدِ فلسفه تحلیلی (Analytic Philosophy) است و این موضوع، رنگ و بوی کاملاً متفاوتی به این رشته داده است. برای شناخت زیست‌بوم این رشته در انگلستان، باید محورهای زیر را بشناسید: ۱. پارادایم حاکم: «دقت جراحی‌گونه» و میراث پوپر قلب تپنده فلسفه علوم اجتماعی در انگلستان، مدرسه اقتصاد لندن (LSE) است. دپارتمان «فلسفه، منطق و روش علمی» در این دانشگاه که توسط کارل پوپر پایه‌گذاری شد، هنوز هم قبله‌گاه این رشته در جهان انگلیسی‌زبان است. در اینجا، هیچ خبری از جملات مبهم و سنگین فلسفی نیست. همه چیز باید شفاف، منطقی و قابل استدلال باشد. تمرکز اصلی بر روی این است: آیا روش‌هایی که اقتصاددانان و جامعه‌شناسان استفاده می‌کنند، از نظر منطقی معتبر (Valid) است؟ ۲. موضوعات داغ: از علیت تا سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد در حالی که آلمانی‌ها درگیر مفاهیمی مثل «عدالت» و «ازخودبیگانگی» هستند، بریتانیایی‌ها روی مفاهیم سخت‌افزاری‌تری کار می‌کنند: شکارِ علیت (Causality): ننسی کارت‌رایت (Nancy Cartwright)، از غول‌های فعلی این رشته در انگلستان (دانشگاه دورهام و LSE)، تمام کارش این است: وقتی می‌گوییم «فقر باعث جرم می‌شود»، دقیقاً از چه مکانیسمی حرف می‌زنیم؟ چگونه می‌توان در جهانِ غیرقابل پیش‌بینی اجتماعی، قانون علمی کشف کرد؟ سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Policy): دولت انگلستان وسواس زیادی روی آمار دارد. فیلسوفان علوم اجتماعی در اینجا نقش حیاتی دارند؛ آن‌ها تعیین می‌کنند که چه چیزی «شواهد معتبر» محسوب می‌شود و چه چیزی صرفاً «همبستگی آماری» (Correlation) است. ۳. پیوند ناگسستنی با اقتصاد و علوم شناختی در انگلیس، مرز بین فلسفه و اقتصاد تقریباً نامرئی است. نظریه انتخاب عقلانی (Rational Choice Theory): بخش بزرگی از ادبیات این رشته در انگلیس، به تحلیل ریاضیِ رفتار انسان‌ها اختصاص دارد. نظریه بازی‌ها (Game Theory) در اینجا فقط ابزار ریاضی نیست، بلکه موضوع بحث فلسفی است. علوم رفتاری: با ظهور اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics)، دپارتمان‌های فلسفه در انگلیس (مثل وارویک یا بریستول) اکنون روی مبانی فلسفیِ ذهن و تصمیم‌گیری کار می‌کنند. ۴. ساختار نهادی: دپارتمان‌های HPS در بسیاری از دانشگاه‌های برتر انگلیس (مثل کمبریج و لیدز)، این رشته زیرمجموعه دپارتمان‌های «تاریخ و فلسفه علم» (HPS) قرار دارد. این یعنی نگاه به علوم اجتماعی، همیشه در مقایسه با علوم طبیعی (فیزیک و زیست‌شناسی) است. پرسش همیشگی این است: «آیا جامعه‌شناسی می‌تواند مثل فیزیک دقیق باشد؟ اگر نه، چرا؟» (بحث ناتورالیسم). ۵. چرخش جدید: فلسفه تکنولوژی اجتماعی جدیدترین ترند در لندن، آکسفورد و ادینبورگ، ورود فلسفه علوم اجتماعی به حوزه «تکنولوژی و دیتا» است. پژوهشگران اکنون بررسی می‌کنند که: آیا الگوریتم‌های توزیع منابع (مثلاً در سیستم بهداشت NHS) عادلانه هستند؟ هستی‌شناسیِ «داده» (Data) چیست؟ آیا داده‌های اجتماعی واقعیت دارند یا برساخته هستند؟ انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🔸 انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🆔 @iaomss